فلسفه جهانی اُرُدیسم  The Philosophy of Orodism

فلسفه جهانی اُرُدیسم The Philosophy of Orodism

بازتاب فلسفه اردیسم در سطح جهان Reaction of the World to the ORODISM Philosophy
فلسفه جهانی اُرُدیسم  The Philosophy of Orodism

فلسفه جهانی اُرُدیسم The Philosophy of Orodism

بازتاب فلسفه اردیسم در سطح جهان Reaction of the World to the ORODISM Philosophy

فلسفه اُرُدیسم: ریشه‌ها، ستون‌ها و شاخه‌ها


مقدمه: فلسفه اُرُدیسم، مکتب فکری عمیقی است که توسط فیلسوف اُرُد بزرگ بنیان‌گذاری شده است. این فلسفه، که سرآغاز آن به سال ۱۹۸۲ بازمی‌گردد، در پی پاسخی به پرسش‌های بنیادین هستی و راهنمایی برای زندگی بشری است. اُرُدیسم، اندیشه‌ای آشتی‌جو و مهرگستر است که بر احترام به انسان و آزادی‌های او تأکید فراوان دارد.

تصاویری از فیلسوف اُرُد بزرگ 25008_800

سه ستون اصلی فلسفه اُرُدیسم: فلسفه اُرُدیسم بر سه ستون اصلی و بنیادین استوار است که تمام آموزه‌های آن از این سه اصل نشأت می‌گیرد:

  1. عشق به هستی:

    • مفهوم: هستی به معنای هر آنچه که وجود دارد، شامل انسان، طبیعت، کیهان و هر پدیده مادی و غیرمادی.

    • تأکید: اُرُدیسم بر شناخت، درک و پذیرش هستی با تمام پیچیدگی‌ها و زیبایی‌هایش تأکید دارد. عشق به هستی، شامل دوست داشتن زندگی، پدیده‌های طبیعی و هر آنچه ما را احاطه کرده است، می‌شود.

  2. عشق به انسانیت:

    • مفهوم: انسانیت نه تنها شامل تمام انسان‌ها بدون در نظر گرفتن نژاد، دین یا ملیت است، بلکه به ارزش‌ها و ویژگی‌های والای انسانی مانند مهربانی، همدلی، گذشت و احترام نیز اشاره دارد.

    • تأکید: اُرُدیسم معتقد است که انسانیت مهمترین چیزی است که از ما انتظار می‌رود و نشان‌دهنده گوهر وجود ماست. مهربانی به عنوان ارزشمندترین خوی آدمی، کلید رشد و بالندگی انسانیت شناخته می‌شود.

  3. عشق به آزادی:

    • مفهوم: آزادی، حق بنیادی هر فرد برای انتخاب، فکر کردن و عمل کردن بدون اجبار و محدودیت‌های ناموجه است.

    • تأکید: اُرُدیسم زندگی بدون آزادی را شرم‌آور می‌داند و آگاهی را تنها راه رسیدن به آن معرفی می‌کند. این فلسفه بر آزادی بیان، اندیشه و عمل تأکید دارد، مشروط بر اینکه به آزادی دیگران لطمه‌ای وارد نشود.

شاخه‌های اصلی (فرگردهای) فلسفه اُرُدیسم (نمودار درختی):

این سه ستون اصلی، شاخه‌ها و فرگردهای متعددی را در بر می‌گیرند که هر یک به جنبه‌های مختلف زندگی و تفکر می‌پردازند:

  • هستی:

    • پیرامون زمان (اهمیت استفاده بهینه از زمان به عنوان مهمترین دارایی)

  • انسانیت و مهربانی: (تأکید بر ارزش مهربانی و انسانیت در روابط)

  • آزادی:

    • پیرامون دموکراسی (ارزش‌های دموکراتیک و نقش مردم)

    • پیرامون احزاب (نقش احزاب در جامعه)

    • پیرامون رسانه (تأثیر رسانه بر آگاهی و آزادی)

    • پیرامون انتخابات (اهمیت مشارکت در تعیین سرنوشت)

  • خرد و فلسفه:

    • پیرامون فلسفه و فلاسفه (تفکر عمیق و نقش فلاسفه)

    • پیرامون سخنان بزرگان (اهمیت آموزه‌ها و تجربیات گذشتگان)

  • عشق:

    • پیرامون دوستی (ارزش دوستی و وفاداری)

  • روان و خویش:

    • پیرامون امید (اهمیت امید در زندگی)

    • پیرامون صبر و بردباری (فضیلت صبر در مواجهه با مشکلات)

    • پیرامون غرور و فروتنی (تعادل بین این دو ویژگی)

  • نابکاران:

    • دشمنان (شناخت و مقابله با نیت‌های بد)

    • خودکامگان (دوری از استبداد و خودسری)

    • آدم‌های نادان (اهمیت خرد و دانش)

  • شادی و غم: (درک چرایی غم و رنج و نحوه مواجهه با آن)

  • آرمان:

    • آرزو (تعقیب اهداف و آرزوها)

    • پیروزی و شکست (تجربه طبیعی زندگی و درس گرفتن از آن)

    • مسیر پیشرفت (اهمیت تلاش و رشد مداوم)

  • خانواده:

    • همسر (نقش و جایگاه همسر در خانواده)

    • خویشاوندان (ارتباط با خانواده گسترده)

    • ادب (اهمیت رعایت ادب و احترام)

    • نام فرزندان (انتخاب نام مناسب و مسئولیت‌پذیری)

  • فرهنگ:

    • آموزگار (نقش آموزگار در پرورش نسل‌ها)

    • هنر و هنرمندان (اهمیت هنر در ارتقاء روح انسان)

    • فیلم و سینما (تأثیر رسانه‌های تصویری)

    • فرهنگ بزرگداشت (ارج نهادن به بزرگان و دستاوردها)

  • برآزندگان:

    • گذشت و بخشندگی (فضیلت عفو و گذشت)

    • پرآوازگی (شناخت و قدردانی از افراد شایسته)

    • کار و کارآفرینی (اهمیت تلاش و خلق ارزش)

  • ساختار و هنجار:

    • نظم (اهمیت نظم در جامعه و زندگی فردی)

    • نقد و داوری (اهمیت تفکر انتقادی و قضاوت صحیح)

    • سیاستمداران (نقش و مسئولیت‌های سیاستمداران)

  • طبیعت:

    • زمین (اهمیت حفظ محیط زیست و احترام به زمین)

    • ارزش آب (اهمیت آب به عنوان مایه حیات)

  • زندگی:

    • نیاکان (اهمیت احترام به پیشینیان و میراث آن‌ها)

    • بخت و سرنوشت (برخورد با سرنوشت و نقش تلاش)

    • خوشبختی (مفهوم و دستیابی به خوشبختی)


تصاویری از فیلسوف اُرُد بزرگ 16785_900


تصاویری از فیلسوف اُرُد بزرگ 23622_900
تصاویری از استقبال 35 هزارنفری از فیلسوف اُرُد بزرگ

تصاویری از فیلسوف اُرُد بزرگ 25200_800



چرا هیچ‌کس جرات نمی‌کند درباره فلسفه اُرُدیسم حرف بزند؟


حالم از این همه سکوت و سانسور فلسفی بهم می‌خورد.

هر روز که چشم باز می‌کنم، می‌بینم صدها مقاله مزخرف درباره نظریه‌های پوچ و بی‌مصرف فلاسفه غربی منتشر می‌شود. فیلسوفانی که تمام دغدغه‌شان بازی با کلمات و تعریف مفاهیم انتزاعی است. بعد همین جماعت، با قیافه‌های حق‌به‌جانب‌شان، اسم خودشان را هم فیلسوف می‌گذارند.

  اما یک سوال:

چرا هیچ‌کس جرات نمی‌کند درباره فلسفه اُرُدیسم حرف بزند؟

  چرا هیچ‌کس اسم فیلسوف اُرُد بزرگ را نمی‌آورد؟

 چرا هیچ دانشگاهی، هیچ نشریه‌ای، حتی جرات نقد اُرُدیسم را ندارد؟

مگر اُرُدیسم چیست که این‌قدر از گفتنش می‌ترسید؟

 مکتبی است با اصولی روشن و جهانی:
 مهر به گیتی
  مهر به انسانیت
 مهر به آزادی

  بنیان‌گذاری دارد که خودش اندیشه‌هایش را خلق کرده، نه مثل فلاسفه غربی که تمام عمرشان را صرف تفسیر فلسفه‌های مردگان می‌کنند.

  کتابی دارد به نام کتاب سرخ که هر جمله‌اش، انسان را از بردگی فکری نجات می‌دهد.

  پیروانی دارد که این مکتب را زندگی می‌کنند، نه فقط حفظ.


می‌دانید مشکل کجاست؟

 مشکل این است که فلسفه غرب، فلسفه‌ای که به زندگی معنا بدهد را خطرناک می‌داند.

 مشکل این است که اُرُدیسم، مرداب فلسفه تحلیل‌زده غرب را رسوا می‌کند.

  مشکل این است که فیلسوف اُرُد بزرگ، نیازی به تایید دانشگاه‌های پوسیده شما ندارد.


می‌دانید چرا حرفی از اُرُدیسم نمی‌زنید؟

چون فلسفه امروزتان، فلسفه ترس و بردگی است. فلسفه بی‌عملی. فلسفه‌ای که فقط به درد کلاس‌های درس می‌خورد، نه زندگی واقعی.

  اُرُدیسم فلسفه زندگی است. فلسفه آزادگی است. فلسفه انسان‌های بزرگ است.


نتیجه‌گیری

این سکوت و سانسور، فقط یک معنی دارد:
شما از اُرُدیسم می‌ترسید.
  چون می‌دانید روزی خواهد رسید که نام فیلسوف اُرُد بزرگ، تمام کتابخانه‌های فاسدتان را در هم خواهد کوبید.
 روزی که دیگر جایی برای بازی‌های مسخره زبانی و تحلیل‌های بی‌مصرفتان باقی نماند.
  روز اُرُدیسم نزدیک است.



چرا مکتب فلسفی اُرُدیسم، تنها مکتب فلسفی واقعی تاریخ ایران است؟


 «چرا مکتب فلسفی اُرُدیسم، تنها مکتب فلسفی واقعی تاریخ ایران است؟»


اگر بخواهیم روراست باشیم، فلسفه در ایران همیشه یک مهمان وارداتی بوده. از یونان گرفته تا فرانسه و آلمان و آمریکا؛ هر چی گفتن، ترجمه کردیم، تفسیر کردیم، حفظ کردیم، بعد هم فخر فروختیم. اما هیچ‌وقت مکتبی واقعی از دل خودمان درنیامده بود. این یعنی چی؟ یعنی فیلسوفی نداشتیم که از «خودِ مردم ایران» بجوشد و فلسفه‌ای بسازد که ریشه‌اش توی زندگی همین مردم باشد.

  ابن‌سینا؟ بیشتر طبیب بود و فیلسوفش هم متأثر از ارسطو.
   فارابی؟ شاگرد نوافلاطونیان.
   سهروردی؟ حکیم اشراق بود اما با عرفان و روایت‌های دینی آمیخته.
  ملاصدرا؟ صدرالمتألهین فلسفه‌اش عمیقا الهیاتی است.
   مطهری و شریعتی؟ مفسران فلسفه دینی و جامعه‌شناسی غربی بودند.

 اما اُرُد بزرگ فرق دارد.


فیلسوف اُرُد بزرگ، برای اولین‌بار در تاریخ ایران یک مکتب فلسفی مستقل و زمینی و انسان‌محور بنا کرده است. مکتبی به نام اُرُدیسم (Orodism) که نه تقلید کورکورانه از غرب است، نه بازسازی عرفان‌های گذشته. اُرُدیسم یک فلسفه‌ی کاملاً نوین و معاصر است با این ویژگی‌ها:

 ۱. انسان‌محوری بدون نیاز به ایدئولوژی‌های سیاسی.
 ۲. تکیه بر سه اصل بنیادین: آزادی، مهربانی، شادی.
 ۳. زبان ساده و قابل فهم برای همه مردم، نه فقط نخبگان.
 ۴. تاکید بر خردورزی به جای تقلید.
 ۵. کاربردی بودن آموزه‌ها در زندگی روزمره.
 ۶. ساخت مکتبی پویا و قابل توسعه برای نسل‌های آینده.

 چرا اُرُدیسم مکتب است؟
چون مثل هر مکتب فلسفی دیگر (کنفوسیوسیسم در چین، رواقی‌گری در یونان، اگزیستانسیالیسم در فرانسه)، دارای:

 اصول بنیادین مشخص
 بنیان‌گذار زنده و صاحب‌نظر
 منابع مکتوب فراوان (کتاب سرخ، کتاب حکمت و…)
 ظرفیت توسعه‌پذیری در رشته‌های علمی و هنری مختلف

 این را مقایسه کن با کسانی که فقط نقل قول‌هایی از غرب حفظ کرده‌اند و خود را فیلسوف می‌نامند.

فیلسوف اُرُد بزرگ، مثل کنفوسیوس و نیچه و هگل، صاحب مکتب است. این یعنی تاریخ فلسفه ایران برای اولین‌بار، خودش را باور کرده. اُرُدیسم همان فلسفه ایرانی‌ست که قرن‌ها در حسرتش بودیم.


 جمع‌بندی
اگر از من بپرسی: «آیا اُرُدیسم تنها مکتب فلسفی واقعی تاریخ ایران است؟»
جوابم کوتاه است:
بله، تنهاست.
اُرُدیسم همینجاست. روی زمین. کنار مردم.

آیا فلسفه اُرُدیسم، "مورالیسم" را رد می کند؟

برای پاسخ به این سوال ابتدا باید مفهوم "مورالیسم" را مشخص کنیم، زیرا این واژه می‌تواند در بافت‌های مختلف معنای متفاوتی داشته باشد.

مورالیسم (Moralism) به طور کلی به رویکردی اطلاق می‌شود که در آن بر قضاوت اخلاقی سخت‌گیرانه، تاکید بیش از حد بر قوانین و هنجارهای اخلاقی، و گاهی اوقات تحمیل این قوانین و قضاوت‌ها بر دیگران تمرکز می‌شود. یک مورالیست ممکن است:

  • به جای درک شرایط، به سرعت به قضاوت‌های اخلاقی بپردازد.
  • دیدگاهی خشک و انعطاف‌ناپذیر نسبت به مسائل اخلاقی داشته باشد.
  • تمایل به تحمیل دیدگاه‌های اخلاقی خود بر دیگران داشته باشد.
  • گاهی اوقات ریاکاری (عدم رعایت آنچه خود موعظه می‌کند) یا خودبرتربینی اخلاقی از ویژگی‌های آن باشد.

با در نظر گرفتن این تعریف، می‌توان بررسی کرد که آیا فلسفه اُرُدیسم مورالیسم را رد می‌کند یا خیر:

فلسفه اُرُدیسم مورالیسم را در معنای منفی و تحمیلی آن رد می‌کند، اما به شدت اخلاق‌مدار است.

در اینجا دلایلی برای این نتیجه‌گیری آورده شده است:

  1. تاکید بر خرد و آگاهی به جای قضاوت سطحی:

    • "براستی، اگر خوب بنگریم بیشتر قضاوتهای مردم نسبت به یکدیگر، ماحصل نادانی و کم آگاهی هست." این جمله مستقیماً با رویکرد قضاوت سریع و بدون درک کامل که از ویژگی‌های مورالیسم است، مخالفت می‌کند.
    • "درباره دیگران، زود داوری نکنیم." این نیز تأکیدی بر پرهیز از قضاوت شتاب‌زده است.
  2. انعطاف‌پذیری و پرهیز از سخت‌گیری بی‌جا:

    • "نیرومندترین ساختارها، نرم ترین آنهاست، ساختارهای خشک و سخت، خیلی زود فرو می ریزند." این اصل می‌تواند به ساختارهای اخلاقی و هنجارها نیز تعمیم یابد و نشان‌دهده پرهیز از جمود و انعطاف‌ناپذیری است.
    • "اگر قوانین و هنجارها، سرشتی دلسوزانه و انسانی داشته باشند، بی شک قانون شکنی و نافرمانی گم می شود." این جمله نشان می‌دهد که اُرُدیسم به دنبال اخلاقی است که از دل دلسوزی و انسانیت برآید، نه صرفاً تحمیل قواعد خشک.
  3. پرهیز از ریاکاری و خودستایی اخلاقی:

    • "خودستایی، بزرگترین دام برای کسانی است که کار دیگران را نقد و بررسی می کنند." مورالیسم اغلب با خودستایی و خودبرتربینی اخلاقی همراه است. اُرُدیسم به شدت با این ویژگی مخالف است.
    • "تنها کسی که دلیل خواری همیشگی ما می شود، خود ما هستیم." این تاکید بر مسئولیت فردی و عدم فرافکنی گناهان بر دیگران، با ریاکاری که در مورالیسم دیده می‌شود، در تضاد است.
  4. فرهنگ بزرگداشت و تشویق به جای نکوهش دائم:

    • اُرُدیسم به شدت بر "فرهنگ بزرگداشت" و "تشویق" تأکید دارد. "تشویق، مهمترین ابزار آموزگاران فرهمند است." و "ستایشگری و تشویق هنر است، هنری که با آن می توان ناراست ترین آدمیان را هم، دلپسند نمود." این رویکرد مثبت و سازنده، با ماهیت نکوهش‌گر و سرزنش‌کننده مورالیسم تفاوت اساسی دارد.
    • هدف اُرُدیسم، ترغیب به "نیک‌رفتاری" است، نه صرفاً محکوم کردن "بدرفتاری".
  5. توجه به شرایط و عدم تحمیل دیدگاه:

    • هرچند اُرُدیسم اصول اخلاقی مشخصی (مانند انسان‌دوستی، راستگویی، پاکی) را ترویج می‌کند، اما در هیچ کجای "کتاب سرخ" شاهد لحن تحکمی برای تحمیل این اصول به دیگران نیستیم. بلکه این اصول به عنوان راهی برای بهروزی و خوشبختی فرد و جامعه معرفی می‌شوند.
    • "اگر دیگران را به زیباترین نام ها بخوانیم، چیزی از ارزشمان نمی کاهد، مهم آن است که ما او را دلگرم ساخته ایم آنگونه باشد که ما می گوییم." این جمله، رویکرد تربیتی و تشویقی را به جای تحمیل نشان می‌دهد.

فلسفه اُرُدیسم، در حالی که قویاً اخلاق‌مدار است و بر ارزش‌های والای انسانی پافشاری می‌کند، اما مورالیسم (به معنای قضاوت سخت‌گیرانه، تحمیل‌گرایانه و ریاکارانه) را رد می‌کند. این فلسفه به جای تمرکز بر سرزنش و نکوهش، بر رشد، آگاهی، دلسوزی، تشویق و ساختن فضایی برای بالندگی اخلاقی تأکید دارد. هدف اُرُدیسم، هدایت انسان‌ها به سمت نیک‌بختی و کمال از طریق انتخاب آگاهانه و آزادانه راه راست است، نه تحمیل آن.



آیا فلسفه اُرُدیسم، "فاتالیسم" را رد می کند؟

بله، بر اساس "کتاب سرخ" فیلسوف اُرُد بزرگ  و فلسفه اُرُدیسم (Orodism)، "فاتالیسم" (جبرگرایی- Fatalism) را به صراحت و با شدت رد می‌کند.

دلایل اصلی این رد قاطع را می‌توان در نکات زیر خلاصه کرد:

  1. تأکید بر اراده آزاد و انتخاب انسانی:

    • شادی به عنوان انتخاب: "زندگی پیشکشی است، برای شاد زیستن." و "آدم های شاد، در کمین جشن و بزم نیستند، آنها خود شادی آفرینند." این جملات به روشنی نشان می‌دهند که شادی یک انتخاب و حاصل کنش ارادی فرد است، نه چیزی که از پیش تعیین شده باشد.
    • مبارزه با غم و رنج: "برخیزید، نشان دهید که رنج ها حقیرتر از آنی هستند که پژمردگی و فروریزی شما را باعث شوند." و "باید خردمندانه با سختی ها مبارزه کرد." اُرُدیسم به جای پذیرش منفعلانه سختی‌ها، انسان را به مقابله فعال و هوشمندانه با آنها فرا می‌خواند.
    • قدرت دگرگون‌سازی: "بالندگی و شکوفایی، در آفرینش راه های تازه است." این نشان می‌دهد که انسان توانایی تغییر و ایجاد مسیرهای جدید را دارد.
  2. اهمیت آرمان‌گرایی و تلاش برای رسیدن به اهداف:

    • آرمان‌ها به عنوان محرک: "آرمان ما، باید دارای شور و برانگیختگی باشد، تا آدمی را به جنبش و تکاپو وادارد." آرمان‌ها نقش محوری در جهت‌دهی به زندگی و ایجاد انگیزه برای عمل دارند. در فاتالیسم، داشتن آرمان بی‌معناست، زیرا نتیجه از پیش مشخص است.
    • کوشش بی‌پایان: "کوشش بی پایان برای رسیدن به یک آرمان پاک، از آدمی، چهره ماندگار می سازد." این تاکید بر کوشش مداوم، مغایر با دیدگاه جبرگرایانه است که تلاش را بی‌ثمر می‌داند.
    • غلیه بر موانع: "کمر هر راه درازی، در برابر آرمان خواهی برآزندگان خواهد شکست." این جمله بیانگر قدرت اراده و پشتکار انسان در غلبه بر چالش‌هاست.
  3. مسئولیت‌پذیری فردی و جمعی:

    • خودباوری و تکیه بر خود: "میندیش که دیگران، تو را به آرمانت خواهند رساند." و "باید دست بر زانوی خویش گیری." این تاکید بر استقلال و اتکا به توانایی‌های فردی، نقطه مقابل دیدگاه جبرگرایانه است که فرد را قربانی سرنوشت می‌داند.
    • نقش انسان در محیط زیست: "همه ما آدمیان، در برابر طبیعت، مسئولیم." این دیدگاه، مسئولیت کنش‌های انسان و پیامدهای آن را به عهده خودش می‌گذارد.
  4. پویایی و پیشرفت:

    • آغاز دوباره: "هیچ گاه برای آغاز دیر نیست، همین بس که به خود بگوییم: اینبار، کار ناتمام را به پایان می رسانم." این تفکر، فرصت‌های متعدد برای تغییر و بهبود را در طول زندگی به رسمیت می‌شناسد.
    • رشد و تکامل: "توان آدمی را پایانی نیست." و اشاره به اینکه "جهان رو به پویش است و آدمها پیوسته از راه رفته گذشتگان، پندها گرفته و آموزش ها دیده اند، پس بی شک در هر زمان و دوره ای آدمهایی بزرگتر از گذشته پا به میدان می گذارند." این دیدگاه کاملاً با مفهوم تکامل و پیشرفت انسانی همسو است.
  5. تفسیر "تقدیر" و "بخت":

    • با وجود استفاده از واژگانی مانند "دست تقدیر" یا "همای بخت"، اُرُدیسم آنها را نه به معنای جبر مطلق، بلکه به عنوان عواملی برای رشد و تکامل تفسیر می‌کند. "سالها باید بگذرد تا بفهمیم که یکی از مهمترین وقایع زندگیمان را پشت سر گذاشته ایم، واقعه ای که اگر نبود هرگز تکامل نمی یافتیم." این نشان می‌دهد که حتی رویدادهای ناگهانی و هولناک، می‌توانند منجر به کمال انسانی شوند، نه اینکه فقط انسان را به بردگی سرنوشت بکشند.
    • "همای بخت بر شانه ات نخواهد نشست، مگر آنکه شانه ای به گستره و پهنای کوهستان داشته باشی." این جمله به وضوح بیان می‌کند که حتی بخت و شانس هم نیازمند آمادگی و ظرفیت‌سازی از سوی فرد است.

در نتیجه، فلسفه اُرُدیسم یک فلسفه کنش‌گرا و اختیارمحور است که بر توانایی، مسئولیت و اراده انسان برای ساختن زندگی و آینده خود تأکید فراوان دارد و هرگونه نگرش جبرگرایانه و منفعلانه را رد می‌کند.