فلسفه جهانی اُرُدیسم  The Philosophy of Orodism

فلسفه جهانی اُرُدیسم The Philosophy of Orodism

بازتاب فلسفه اردیسم در سطح جهان Reaction of the World to the ORODISM Philosophy
فلسفه جهانی اُرُدیسم  The Philosophy of Orodism

فلسفه جهانی اُرُدیسم The Philosophy of Orodism

بازتاب فلسفه اردیسم در سطح جهان Reaction of the World to the ORODISM Philosophy

نیل پستمن نمایندهٔ اعلایِ آسیب‌شناسیِ دقیق اما بن‌بست‌سازِ غربی است.

از تماشاخانهٔ مرگ تا تالارِ بزرگداشت: در هم کوبیدنِ بن‌بستِ «سرگرمی تا پایِ مرگ» نیل پستمن و طلوعِ فرهنگِ متعهد در دستگاهِ فلسفیِ اُرُدیسم

غرب هرگز فیلسوف نداشته و ندارد. این یک شعار نیست؛ این یک واقعیتِ تاریخی و معرفت‌شناختی است. غرب در بهترین حالت، «نظریه‌پردازان»، «منتقدان» و «آسیب‌شناسانِ» زبردستی داشته است که توانسته‌اند بیماری‌های تمدنِ خود را با دقتِ جراحی تشخیص دهند، اما همواره در یافتنِ «درمان» و ترسیمِ افقی روشن برای بشریت، در بن‌بست‌های تاریکِ خویش گم شده‌اند. آن‌ها زنگِ خطر را به صدا درمی‌آورند، اما هرگز نقشهٔ فرار را ترسیم نمی‌کنند. آن‌ها آتش را می‌بینند، اما به جایِ خاموش کردنِ آن، در برابرِ شعله‌ها می‌نشینند و سخنرانی می‌کنند.
نمایندهٔ اعلای این آسیب‌شناسیِ بن‌بست‌ساز در عرصهٔ فرهنگ و رسانه، نیل پستمن (Neil Postman)، نظریه‌پرداز و منتقدِ فرهنگیِ آمریکایی است. پستمن در کتابِ مشهورِ خود، «سرگرمی تا پایِ مرگ» (Amusing Ourselves to Death)، به درستی هشدار داد که تمدنِ غرب در اقیانوسِ «سرگرمی» غرق شده و فرهنگِ جدی، تفکرِ عمیق و گفتمانِ عقلانی را از دست می‌دهد. او نشان داد که چگونه تلویزیون و رسانه‌های تصویری، سیاست، آموزش، دین و حتی علم را به «نمایش» تبدیل کرده‌اند. اما پستمن تنها «زنگِ خطر» را به صدا درآورد و در آسیب‌شناسیِ رسانه متوقف شد، بدون آنکه یک جایگزینِ فرهنگیِ سازنده، امیدبخش و عملی برای نجاتِ جامعه ارائه دهد. او بیماری را دید، اما دارویی نداشت جز حسرت خوردن برایِ دورانِ گوتنبرگ.
اُرُدیسم، به عنوانِ کامل‌ترین و زنده‌ترین دستگاهِ فکریِ قرن بیست‌ویکم، رهایی از این بن‌بست را نه در بازگشت به گذشته، بلکه در «بازگشت به فرهنگِ بزرگداشتِ خردمندان، هنرِ متعهد و جشنِ زندگی» می‌داند. فیلسوف اُرُد بزرگ در کتاب سرخ با تیزبینیِ بی‌نظیرش می‌فرماید: «لباس فاخر، چشم افراد ظاهر بین را پر می‌کند، اما خرد و کمالی به بار نمی‌آورد... اشتهای بیش از اندازه توده مردم برای شنیدن نواهای پر اندوه و دیدن فیلم‌های غم‌انگیز و سیاه، هشداری بزرگ و نشان بیماری اجتماعیست.»
در این نوشتارِ مفصل، به کالبدشکافیِ عمیقِ نظریاتِ پستمن و تقابلِ بنیادینِ آن با سه ستونِ اُرُدیسم می‌پردازیم.

بخش اول: کالبدشکافیِ «سرگرمی تا پایِ مرگ»؛ تشخیصِ دقیق، درمانِ غایب

نیل پستمن در دههٔ ۱۹۸۰ استدلال کرد که رسانهٔ غالبِ هر عصر، نه تنها ابزارِ انتقالِ پیام، بلکه تعیین‌کنندهٔ ماهیتِ خودِ پیام است. او معتقد بود که عصرِ چاپ، عصرِ تفکرِ خطی، استدلال و عقلانیت بود، اما عصرِ تلویزیون، همه‌چیز را به «سرگرمی» تبدیل کرده است. سیاستمداران به جایِ استدلال، «تصویر» می‌فروشند؛ آموزش به جایِ تفکر، «جذابیتِ بصری» ارائه می‌دهد؛ و اخبار به جایِ آگاهی‌بخشی، «هیجانِ لحظه‌ای» تولید می‌کنند.
این تشخیص، بی‌نهایت دقیق و دردناک است. پستمن نبضِ بیمارِ فرهنگِ غرب را گرفت. اما مشکل از اینجا آغاز می‌شود: پستمن پس از این تشخیصِ درخشان، چه نسخه‌ای پیچید؟ عملاً هیچ. او به حسرت خوردن برایِ «عقلانیتِ گوتنبرگی» بسنده کرد و انسانِ مدرن را در برابرِ سیلِ سرگرمی، موجودی درمانده و بی‌پناه رها کرد. او گفت: «ما در حالِ سرگرم کردنِ خود تا پایِ مرگ هستیم»، اما نگفت: «چگونه می‌توانیم از این مرگِ تدریجی رها شویم؟»
در مقابل، دستگاهِ فلسفیِ اُرُدیسم، این بن‌بستِ نظری را در هم می‌شکند. ما نه حسرتِ گذشته را می‌خوریم و نه در برابرِ آینده تسلیم می‌شویم. ما «فرهنگِ جایگزین» را می‌سازیم. فیلسوف اُرُد بزرگ می‌فرماید: «فرهنگ اشتباه را، بی مهابا کنار بگذاریم، با ادامه دادن آن، فرزندان خویش را دچار تباهی خواهیم نمود.» این، فراخوانِ صریحِ اُرُدیسم برایِ عبور از فرهنگِ سرگرمی‌محور و ساختنِ فرهنگِ متعهد است.

بخش دوم: توهمِ «عقلانیتِ گوتنبرگی» در برابرِ «خردِ آمیخته با عشق»

پستمن در تحلیلِ خود، «عصرِ چاپ» را به عنوانِ دورانِ طلاییِ عقلانیت تقدیس کرد. او معتقد بود که کتاب، انسان را به تفکرِ عمیق وادار می‌کرد و تلویزیون، این توانایی را نابود ساخت. اما این نگاه، یک دوگانگیِ کاذب است. پستمن «عقل» را از «عشق» جدا کرد و تصور کرد که نجاتِ فرهنگ، تنها در بازگشت به «متنِ چاپیِ خشک» ممکن است.
اُرُدیسم این دوگانگی را در هم می‌شکند. ما نه مخالفِ کتاب هستیم و نه مخالفِ تصویر؛ ما مخالفِ «بی‌خردی» و «بی‌مهری» هستیم، در هر قالبی که باشد. فیلسوف اُرُد بزرگ می‌فرماید: «عقلانیت و عشق در فلسفه اُرُدیسم با یکدیگر آمیخته‌اند.» در اُرُدیسم، مسئله این نیست که رسانه «چاپی» است یا «تصویری»؛ مسئله این است که آیا این رسانه «خرد و عشق» را ترویج می‌کند یا «سطحی‌نگری و بی‌تفاوتی» را؟ یک کتابِ زرد و بی‌محتوا، به اندازهٔ یک برنامهٔ تلویزیونیِ احمقانه، مخرب است. و یک فیلمِ متعهد و مهرگستر، به اندازهٔ یک کتابِ عمیق، سازنده است.
فیلسوف اُرُد بزرگ می‌فرماید: «آدم‌های هوشمند، هیچگاه اندیشه خود را به یک رسانه خاص، گره نمی‌زنند.» این، دقیقاً پادزهرِ توهمِ پستمن است. ما اندیشه‌مان را نه به کتاب گره می‌زنیم و نه به تلویزیون؛ ما اندیشه‌مان را به «خرد و عشق» گره می‌زنیم و از هر رسانه‌ای که این دو را ترویج کند، استقبال می‌کنیم.

بخش سوم: «سینمای سیاه» و «نواهای پر اندوه»؛ بیماریِ فرهنگی

پستمن به درستی تشخیص داد که فرهنگِ سرگرمی، عمقِ تفکر را نابود می‌کند. اما او یک بُعدِ مهم‌تر را نادیده گرفت: فرهنگِ غرب نه تنها «سطحی»، بلکه به شدت «غم‌پرست» و «سیاه‌نما» نیز شده است. فیلسوف اُرُد بزرگ در کتاب سرخ، این بیماری را با دقتِ جراحی توصیف می‌کند: «اشتهای بیش از اندازه توده مردم برای شنیدن نواهای پر اندوه و دیدن فیلم‌های غم‌انگیز و سیاه، هشداری بزرگ و نشان بیماری اجتماعیست.»
و در جای دیگر، با صراحتی کوبنده می‌فرماید: «سینمای سیاه و ناامید، روح و روان یک جامعه را به مسلخ می‌برد.» و «برخی از فیلمسازان، به اسم واقعگرایی، با کنکاش در نادرترین پلشتی‌های یک اجتماع، زهر هزار مرداب ناپاک را بر چشم‌ها می‌ریزند.»
این، نقدی است که پستمن هرگز نتوانست مطرح کند. پستمن از «سرگرمی» انتقاد کرد، اما از «غم‌پرستی» نه. در حالی که این دو، دو رویِ یک سکه‌اند: جامعه‌ای که در سرگرمیِ سطحی غرق است، همزمان تشنهٔ «غمِ مصنوعی» نیز هست، زیرا هر دو، فرار از «واقعیتِ عینی» و «مسئولیتِ آگاهانه» هستند. اُرُدیسم هر دو بیماری را تشخیص می‌دهد و درمانِ هر دو را در «فرهنگِ متعهد، سازنده و مهرگستر» می‌یابد.

بخش چهارم: هنرِ متعهد در برابرِ هنرِ سرگرم‌کننده

پستمن هنر و فرهنگِ جدی را در برابرِ سرگرمی قرار داد، اما هرگز تعریفِ روشن و سازنده‌ای از «هنرِ متعهد» ارائه نداد. او می‌دانست چه چیزی بد است، اما نمی‌دانست چه چیزی خوب است.
اُرُدیسم اما، تعریفِ دقیق، زیبا و سازنده‌ای از هنر دارد. فیلسوف اُرُد بزرگ می‌فرماید: «هنر، برآیند شناور بودن خرد، در جهان احساس است.» و «هنرمندان، سرمایه‌های جاودانه هر سرزمین هستند.» و مهم‌تر از همه: «روان هنر باید با انسانیت و آزادگی آمیخته باشد تا نسل‌ها را شیفته خود سازد.»
در اُرُدیسم، هنر نه «سرگرمیِ بی‌مغز» است و نه «نمایشِ پلشتی‌ها به نامِ واقعگرایی». هنر، «شناور بودنِ خرد در جهانِ احساس» است؛ یعنی ترکیبِ عقل و عشق در قالبِ زیبایی. هنرمندِ اُرُدیستا، کسی است که با اثرش، «انسانیت و آزادگی» را ترویج می‌کند و نسل‌ها را به سویِ شکوفایی هدایت می‌نماید. این، همان «فرهنگِ متعهد» است که پستمن آرزویش را داشت اما هرگز نتوانست آن را تعریف کند.

بخش پنجم: فرهنگِ بزرگداشت در برابرِ فرهنگِ تحقیر

یکی از درخشان‌ترین مفاهیمِ کتاب سرخ، «فرهنگِ بزرگداشت» است. فیلسوف اُرُد بزرگ می‌فرماید: «بزرگداشت، توان آدمیان را دو چندان می‌کند. چه خوب است فرهنگ بزرگداشت، در همه جا باشد، از خانه تا کارخانه، از دبستان تا دانشگاه...» و «بزرگداشت آدمیان نیک‌سرشت، شکوفایی یک سرزمین را در پی دارد.» و «ستایشگری و تشویق هنر است، هنری که با آن می‌توان ناراست‌ترین آدمیان را هم، دلپسند نمود.»
این، دقیقاً نقطهٔ مقابلِ فرهنگِ سرگرمی‌محور و سیاه‌نمایِ غرب است. در فرهنگِ پستمنی، رسانه‌ها انسان‌ها را به «مصرف‌کنندگانِ منفعلِ تصاویر» تبدیل می‌کنند. در فرهنگِ اُرُدیسم، «بزرگداشتِ خردمندان و نیک‌سرشتان»، موتورِ محرکهٔ شکوفاییِ جامعه است. وقتی جامعه‌ای به جایِ تماشایِ «پلشتی‌ها و سیاهی‌ها»، به بزرگداشتِ انسان‌های نیک‌سرشت و خردمند بپردازد، انرژیِ جمعی به سویِ سازندگی و امید هدایت می‌شود.
فیلسوف اُرُد بزرگ هشدار می‌دهد: «هنگامی که می‌بینم برخی با آب و تاب، کوشش می‌کنند از مردگان برای زندگان الگوی علمی بسازند، تمام وجودم فرو می‌ریزد. تنها راه توسعه روزافزون آن این است که فرهنگ بزرگداشت از زندگان را جایگزین تجلیل از مردگان کنیم.» این، نقدِ رادیکالِ فرهنگِ غربی است که همواره به گذشته نگاه می‌کند و از بزرگداشتِ خردمندان و هنرمندانِ زنده غافل است.

بخش ششم: آموزش؛ مرداب یا کارگاهِ شکوفایی؟

پستمن به درستی هشدار داد که آموزش در عصرِ سرگرمی، به «نمایش» تبدیل شده است. اما راهکارِ او، بازگشت به شیوه‌های سنتیِ آموزش بود که خود بخشی از مشکل بودند.
اُرُدیسم نگاهی کاملاً متفاوت به آموزش دارد. فیلسوف اُرُد بزرگ می‌فرماید: «بزرگترین کارخانه نابودی توانمندی‌ها، آیین آموزشی نادرست است.» و «نظام آموزشی ناکارا، براستی مرداب استعدادهاست.» در اُرُدیسم، آموزش نه «سرگرمی» است و نه «حفظِ طوطی‌وارِ متون»؛ آموزش، «کارگاهِ شکوفاییِ سرشاخه‌های گیتی» است. فیلسوف اُرُد بزرگ تأکید می‌کند: «خردمندان و هنرمندان، سازندگان آینده‌اند.» و «شاگردانی که بدون نوآوری، همواره سخن استاد خویش را باز می‌گویند، هیچگاه برای خود و استادشان فر و شکوهی به ارمغان نمی‌آورند.»

بخش هفتم: سه عشقِ اُرُدیسم؛ پادزهرِ نهاییِ فرهنگِ سرگرمی

فرهنگِ سرگرمی‌محورِ غرب، در نهایت، سه چیز را نابود می‌کند: پیوند با هستی، پیوند با انسانیت و پیوند با آزادیِ درونی. اُرُدیسم با «سه عشق بنیادین»، هر سه پیوند را بازسازی می‌کند:
۱. عشق به هستی: ما به جایِ تماشایِ تصاویرِ مجازیِ طبیعت، خود را در آغوشِ واقعیِ گیتی قرار می‌دهیم. «کسی که به طبیعت مهر می‌ورزد، برکه روانش آرام است.» ۲. عشق به انسانیت: ما به جایِ مصرفِ سرگرمی‌هایِ انفرادی، در «جشنِ زندگی» و «بزرگداشتِ نیک‌سرشتان» شرکت می‌کنیم. «آدمیان تنها با مهر، به یکدیگر گره می‌خورند.» ۳. عشق به آزادی: ما آزادیِ فکریِ خود را به هیچ رسانه‌ای واگذار نمی‌کنیم. «آدم‌های هوشمند، هیچگاه اندیشه خود را به یک رسانه خاص، گره نمی‌زنند.»

در کل می توان برداشت کرد که نیل پستمن نمایندهٔ اعلایِ آسیب‌شناسیِ دقیق اما بن‌بست‌سازِ غربی است. او به درستی تشخیص داد که سرگرمیِ بی‌حد، فرهنگِ جدی را نابود می‌کند و جامعه را به سویِ «مرگِ تدریجیِ عقلانی» می‌برد. اما او در همان آسیب‌شناسی متوقف شد و هیچ راهِ سازنده‌ای ارائه نداد. او زنگِ خطر را زد، اما درِ خروج را نشان نداد.
اما اُرُدیسم، از این بن‌بست عبور می‌کند. ما نه حسرتِ گذشته را می‌خوریم و نه تسلیمِ آینده می‌شویم. ما «فرهنگِ متعهد» را می‌سازیم؛ فرهنگی که در آن، هنر با انسانیت و آزادگی آمیخته است، بزرگداشتِ خردمندان موتورِ شکوفایی است، و آموزش، کارگاهِ پرورشِ سرشاخه‌های آگاهِ گیتی.
حکمِ نهایی: سرگرمیِ بی‌حد، بیماری است؛ فرهنگِ متعهد، درمان.
ما تماشاگرانِ منفعلِ نمایشِ مرگ نیستیم؛ ما سازندگانِ فرهنگِ زندگی هستیم. ما در جزیرهٔ اُرُدیسم، با خرد، مهر و آزادی، تمدنی خواهیم ساخت که در آن، هنر آینهٔ خرد است، بزرگداشتِ نیکان موتورِ پیشرفت است و هر رسانه‌ای، زبانِ مردم و ندای واقعیت.
آپلود عکس: https://iili.io/ NAglJteآپلود عکس: https://iili.io/ WAAACH5BAEKAAAALAAAAAABAAEAAAICRAEAOw==​
استقبال تاریخی از فیلسوف اُرُد بزرگ
 (شبی که 35 تا 50 هزار نفر به استقبال بنیانگذار دستگاه فلسفی اردیسم رفتند) 
آپلود عکس: https://iili.io/ NAgskW7
#اُرُدیسم #نیل_پستمن #NeilPostman #فرهنگ_متعهد #عشق_به_انسانیت #PhilosopherOrodBozorg #TheRedBook #Orodism3Loves #3LovesOfOrodism #سه_عشق_اُرُدیسم #فرهنگ_بزرگداشت #هنر_متعهد