X
تبلیغات
رایتل

معلومات عمومی + دانشنامه ویکی پدیا + سایت مرجع

سایت مرجع اطلاعات عمومی ، سایت مرجع مقالات ، سایت مرجع اطلاعات عمومی . معلومات عمومی . اسامی شاهنامه . اسامی ساختمان . اسم دختر شاهنامه ای . اسم دختر ایرانی در شاهنامه . اسامی زنان شاهنامه . اسامی دختر در شاهنامه . اسامی دخترانه شاهنامه . 15,331,201

پنج‌شنبه 24 تیر‌ماه سال 1395 ساعت 03:41 ب.ظ

قربانی آلودگی


درباره استاد دکتر حسین شکوئی-3
قربانی آلودگی
دکتر برادران شکوهی


... تا آنجا که بعضی از نزدیکان و دوستان گروهی که زمانی چون پروانه دور شمع بودند و حالیا سعی در خاموش ساختن شمع داشتند و گروه و فضا را چنان بر شکوئی عزیز تنگ می‌ساختند تا از شهری که چون دامن مادر، در آن پرورش یافته و بارور گردیده و از ته دل به آن بستگی داشت، رها سازد و خود را از زد و بندهای آزاردهنده روزمره دور کند و می‌گفت: رئیس، به خدا، دنیا بزرگ است هیچ کس جای کسی را تنگ نمی‌کند، معلوم نیست مقصود این تنگ نظران چیست؟! همیشه فکر و خیالش با تبریز بود، در نامه‌ای که چند ماه بعد از انتقالش به تهران دارم، می‌نویسد: «... واقعاً دوری دو ماهه از تبریز که عمری در آنجا، یعنی همه جوانیمان را بی‌محابا آتش زده‌ایم مشکل می‌باشد. یاد شما و جناب فائقی و یکی دو تن دیگر گاهی دل ناشادم را شاد می‌کند. خداوند همیشه موفق بدارد.»

دانشگاه تربیت مدرس تهران بود و خبرهایی از او ـ روز به روز به صورت استاد محبوب و مجرب در بین دانشجویان مقاطع فوق لیسانس و دکترا شناخته‌تر می‌شد و به مرور به عناوین افتخارآمیز علمی چون استاد نمونه دانشگاه‌های کشور، استاد نمونه دانشگاه، اخذ مدال درجه یک علمی و برنده کتاب سال، نایل می‌آمد در ضمن همچنان به تالیف و ترجمه و تدوین کتاب و مقاله و تدریس و راهنمایی رساله‌های فوق‌لیسانس و دکترا ادامه می‌داد به ویژه با تدریس «فلسفه جغرافیا» و «جغرافیای شهری» مشغول بود که در تمام سال‌های استادی‌اش زمینه کار و تدریس‌اش همین حوزه‌ها بود و در آن میان با تلفن و نامه و سفارش یادی از دوستان می‌کرد: «دوست بسیار عزیز... نامه پر از لطف شما دریافت شد. خدا سلامت کند آقامیرزا جعفر آقا سلطان‌القرایی را که در استانبول 15 سال پیش [1351] زمانی که شور جوانی و شوق زندگی هنوز باقی بود به من گفت این سیروس‌خان شکوهی خیلی بانمک می‌نویسد.‏

اولاً، اگر با دوست عزیزمان آقای فائقی وقت کردید انشاءالله هفته دوم عید [1364] تشریف می‌آورید منتهی با یک شرط که با غذای ساده ما، به سبب عدم وجود مغازه در محله ما بسازید... خواهش دارم خود را به خاطر رسیدن به آنچه در دل انسان‌های خوب می‌گذرد زیاد ناراحت نکن.»‏

زمانی که «آقا»، - ما در محافل خود، میرزا جعفر آقا سلطان‌القرایی را «آقا» خطاب می‌کردیم- در استانبول بودند، دکتر شکوئی هم مشغول گذراندن دوره دکترای خود در استانبول بود و دیدارها با «آقا» داشتند و بالطبع وقتی به ایران بازگشتیم این دیدار و صحبت‌ها ادامه یافت. شهریورماه 1352، تبریز بودم که باخبر شدم. «آقا» تبریز هستند و با زنده‌یاد دکتر شکوئی به زیارت‌شان رفتیم.

خانه «آقا» را تا آن زمان ندیده بودم. حیاط اندرون، بیرون، سلطان‌القرائی، مخصوصاً اطاق پذیرایی «آقا» موزه را می‌ماند. خیلی تماشایی و آنتیک بود. از دکتر شکوئی پرسیدند: به چه کاری مشغولید؟

ـ مطالعه و تهیه مقدمات کتابی که در دست تألیف دارم. چون: «مقاله‌ی: «مؤسسات و انجمن‌های جغرافیایی»، «جغرافیای مذاهب» ترجمه و اقتباس؛ «جغرافیای شهری»، بخش نخست و... ‏

ـ از استاد ما دکتر مــرتضوی چه خبر؟ حسین آقا گفت: همین جغرافیای شهری که توسط «مؤسسه تحقیقات اجتماعی و علوم انسانی در دانشگاه تبریز منتشر شده با معرفی ایشان است:

ـ جالب است.‏

صحبت به عثمانیه و ترکیه و مسایل روز ایران کشانده شد و صحبت‌ها شد. ساعتی نشستیم و بلند شدیم.‏

‏ـ باز تشریف بیاورید.

حال بعد از حدود چهل سال به نام زنده‌یادان میرزا جعفر آقا، دکتر شکوئی و بازخوانی نوشته حضرت استادی، آن را می‌آورم:

«جامعه‌های انسانی در قرن بیستم، ضمن قرار گرفتن در مسیر نوین تحول و تکامل، گرفتار نابسامانی‌ها و بی‌هدفی‌های جدید نیز گردیده است. با آن که بشر در زمینه‌های علمی و فرهنگی به پیروزی‌های درخشان نایل آمده و حتی آرزوی دست یافتن به فضاهای دیگر به تحقق پیوسته است ولی مشکلاتی دیگر نظیر افزایش دایم جمعیت، کمبود مسکن، توسعه زاغه‌ها و زاغه‌نشینی، بالا رفتن میزان تباهی‌ها و بزه‌کاری‌ها و گریز از معنویات در جوامع شهری رو به فزونی است. بنابراین صاحب‌نظران و محققان مسایل شهری از هم‌اکنون با دورنگری خاص جغرافیایی، دورنمایی از شهرهای بی‌روح و ناموزون آینده را طرح می‌کنند که در آنها جمعیتی از 8 تا 20 میلیون تن در هم خواهند آمیخت و این مسأله چندان حائز اهمیت است که عنوان «در شهر جایی نیست» از فصول جالب و هیجان‌انگیز تالیفات و تحقیقات در مسایل شهری به شمار می‌آید. اگرچه امروزه کشور ما شاید در یکی دو شهر با این مسائل روبرو باشد ولی آشکار است که با تحول شگرفی که... در همه شئون کشور روی می‌دهد در سال‌های آینده کشور ایران با قرار گرفتن در مسیر جامعه‌های پیش‌رفته جهان دچار مشکلات موجود آنها نیز خواهند شد با توجه به این مسایل اهمیت این گونه مطالعات و بررسی‌ها بیشتر روشن می‌شود و تنها با استفاده از روش‌های علمی می‌توان آگاهانه به مقابله مشکلات شتافت و پیش از به وجود آمدن آن چاره‌ای اندیشید.

کتابی که هم‌اکنون از نظر علاقه‌مندان به مطالعات جغرافیایی می‌گذرد نخستین کتابی است که در این زمینه در کشور ما منتشر می‌شود و مؤلف آن آقای حسین شکوئی معلم جغرافیای دانشکده ادبیات و علوم انسانی توانسته است گامی توفیق‌آمیز در این زمینه از دانش نوین بردارد و چنان که ملاحظه خواهند فرمود مؤلف کوشیده است تا چهره شهرهای امروزی جهان را همراه با مسائل پیچیده و مشکلات فراوان آنها به وضوح نشان بدهد و نقش آموزنده و سازنده جغرافیای شهری را در عصر حاضر بنمایاند. در تهیه این کتاب سعی مؤلف بر آن بوده است تا از آخرین مطالعات و تحقیقات برجسته‌ترین جغرافی‌دانان جهان بهره برگیرد. چنان که 26 ماخذ از 28 ماخذ انگلیسی این کتاب از تحقیقات و تألیفاتی است که بین سال‌های 1962 و 1969 انجام یافته است.

با گذشت سال‌ها و درگذشت «آقا»، نامه‌نگاری‌ها کم و کم‌تر شد. از سال هفتاد به بعد بود که گفت در آپارتمان‌های تازه ساخت کوی گلستان ـ شاهگلی ـ واحدی تهیه و تابستان‌ها تبریزم. نوبتی در معیت جناب غلامحسین فرنود دیدن کردیم. خیلی خوشحال بود و ساعتی از مسایل سال‌های دور، درددل‌ها کردیم و عکسی به یادگار گرفتیم از ناراحتی قلب و خستگی مدام و ناسازگاری روزگار گله‌ها داشت و به مسائل انسانی ناخوش‌آیند و ناراحت‌کننده اشارت‌ها داشت که با روحیه لطیف و انسانی و احساساتی او نمی‌ساخت. به مرور دیدارها نیز کم و کم‌تر شد مگر هر از گاهی و به طور گذرا که برای دیدار یکی دو نفر سری به دانشگاه و دانشکده می‌زد. سال هشتاد دفعتاً چو افتاد که دکتر شکوئی بار دیگر به دانشگاه تبریز باز می‌گردد امیدها شکوفاتر شد اما موضوع تحقق نیافت باری باخبر شدیم که دکتر بیمار هست و در تبریز، در آپارتمانش بستری و در حال استراحت، به دیدارش شتافتیم معلوم شد بر اثر شدت بیماری بی‌خبر از دوستان به تهران بازگردانده‌اند. تهران بود و خبرهایی از این و آن که ناگهان... چنان که خود سال‌ها قبل در پیشگفتار ـ محیط‌زیست شهری ـ نوشته بود، یکی از همان آلودگی‌ها به تدریج تن نازنین عزیز ما را خورد و سائید و سرانجام او را از کنار ما ربود.

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :