درباره ایمانوئل کاستلز - معلومات عمومی + دانشنامه ویکی پدیا + سایت مرجع
X
تبلیغات
رایتل

معلومات عمومی + دانشنامه ویکی پدیا + سایت مرجع

سایت مرجع اطلاعات عمومی ، سایت مرجع مقالات ، سایت مرجع اطلاعات عمومی . معلومات عمومی . اسامی شاهنامه . اسامی ساختمان . اسم دختر شاهنامه ای . اسم دختر ایرانی در شاهنامه . اسامی زنان شاهنامه . اسامی دختر در شاهنامه . اسامی دخترانه شاهنامه . 15,331,201

پنج‌شنبه 24 تیر‌ماه سال 1395 ساعت 03:27 ب.ظ

درباره ایمانوئل کاستلز


درباره ایمانوئل کاستلز-2
طلوع جهانی نو


کاستلز با تلمیح به سخن مارکس که گفته بود فیلسوفان می‌باید به خلق جهانی تازه همت گمارند تأکید می‌کند: «من به واقع بر این باورم که در پایان این هزاره [هزاره دوم] جهانی نو در حال سربرآوردن است... اما این نکته‌ای نیست که در نظر دارم. سخن اصلی من آن است که این که شما باور نداشته باشید که این جهان، یا هر یک از جنبه‌های آن نو و تازه است، واقعاً اهمیتی ندارد. تحلیل من قائم به ذات است... هر چه باشد، اگر زیر سقف آسمان هیچ چیز نو نباشد، چرا باید خود را برای بررسی، اندیشیدن، نوشتن و خواندن درباره آن به زحمت اندازیم؟»

ارائه یک ارزیابی فشرده و شتاب‌زده از اثر عظیم کاستلز، امری نیست که بتوان در صفحات محدود این یادداشت از عهده آن برآمد. با این حال به‌منظور اشاره به یکی دو جنبه حایز اهمیت از نتایج نظری کتاب که احیاناً برای خوانندگان ایرانی این اثر خالی از فایده نیست، می‌باید به اختصار هر چه تمام‌تر و به طور گذرا، به محورهای برخی از بحثهای اصلی مطروحه در این مجموعه نظر شود.

نخستین مجلد به زمینه‌سازی بحثهای نظری که در مجلدات بعدی مورداستفاده قرار می‌گیرد اختصاص داده شده است. کاستلز در این مجلد، با شیوایی و مهارت چارچوبهای نظری جامعه شبکه‌ای را مشخص می‌سازد. به اعتقاد استاد اسپانیایی در قیاس با تحولاتی که ظهور صنعت چاپ در اواخر دوره رنسانس در اروپا و سپس به تدریج در دیگر نقاط ارض مسکون پدید آورد، انقلاب اطلاعات که در دهه 1970 و از «دره سیلیکن» در کالیفرنیا آغاز شد، با سرعت و شتابی که در طول تاریخ سابقه نداشته، سپهرهای طبیعی و فرهنگی و معنوی آدمی را در سراسر سیاره و در همه ابعاد در معرض تحولات سیاسی و بنیادین قرار داده است. تکنولوژی ارتباطات و اطلاعات، امکان ظهور جامعه شبکه‌ای را فراهم آورده که افراد و جوامع را در درون قالبهای تازه، هویتهای تازه می‌بخشد و تعاریف تازه‌ای از انسان عرضه می‌کند، و در عین حال خود این شبکه تحت تأثیر دینامیسم داخلی دستخوش تغییرات دایمی و در نتیجه ایجاد الگوهای جدید زیست و حیات در نقاط مختلف است.

در مجلد دوم با عنوان قدرت هویت، نویسنده به بررسی پدیدارهای مهمی همچون تضعیف موقعیت حکومتهای ملی و بحران هویت در سطوح فردی و ملی و ظهور جنبشهایی مانند فمینیسم و دفاع از محیط زیست می‌پردازد. کاستلز با بررسی موردی جنبشهای معترض و مخالف نظیرزاپاتیستاهای مکزیک، میلیشیاهای امریکایی، کاتالانها در اسپانیا، و آئوم شینریکیو در ژاپن و نیز با اشاره به جنبشهای بنیادگرایانة دینی به این نکته اساسی توجه می‌کند که همه این نهضتها علیرغم تفاوتهای اساسی با یکدیگر، پدیداری را به وجود می‌آورند که وی از آن با عنوان «هویتهای مقاومت» یاد می‌کند. این هویتها، در برابر سیل بنیان‌کن شبکه‌ای شدن عالم، در تلاشند تا با تکیه بر میراثی که آن‌را (در صورت و هیأتی که برای خویش تصویر کرده‌اند) احیاناً جاودانی و لایتغیر به شمار می‌آورند، حصن حصینی ایجاد کنند و در برابر تغییراتی که در عالم در حال وقوع است مقاومت ورزند.

در چنین هنگامه‌ای موقعیت حکومتها و دولتها که از یک‌سو در برابر فشارهای خردکننده فرایند جهانی قرار دارند و از سوی دیگر با مطالبات نهضتهای بومی در قلمروهای خود مواجه‌اند که تحت لوای بنیادگرایی یا دفاع از حقوق کارگران یا مصرف‌کنندگان، خواستار مقابله با امواج تهدیدکننده جهانی شدن اقتصاد و الگوهای تازه فرهنگی هستند، چگونه خواهند بود؟ به اعتقاد کاستلز این فشارهای درونی و بیرونی موجب تضعیف حکومتهای ملی خواهد شد و نوعی بحران حاکمیّت را به همراه خواهد آورد. دولتها و حکومتهای ملی در شرایط جامعه شبکه‌ای از هیأت نهادهای برخوردار از حق حاکمیّت، به بازیگران فعالی در عرصه یک بده‌ بستان و همکاری گسترده در درون ساختهای فراـ ملی بدل می‌شوند. این ساختها در همان حال که جوامع تازه‌ای را شکل می‌دهند (نظیر اتحادیه اروپا) از میزان اقتدار دولتها و حکومتهای ملی در امور داخلی خود می‌کاهند و وادارشان می‌سازند در چارچوب نظمی حرکت کنند که ساختار فرا ـ ملی بر آنها تحمیل می‌کند.

این تحول، چنان‌که اشاره شد، وضعیت متناقض‌نمایی را پدید می‌آورد که در آن از یک‌سو گرایشهای ملی‌گرایانه قوت می‌یابد و از سوی دیگر حاکمیّتهای ملی تضعیف می‌شود. به اعتقاد کاستلز فشارهایی که از ناحیه عواملی نظیر شبکه‌های انتقال سرمایه، تولیدات و محصولات، ارتباطات و اطلاعات، شبکه‌های مافیایی جرایم و جنایات، نهادهای بین‌المللی، سازمانهای غیردولتی، نهادهای دینی، و جنبشهای بسیج‌کننده افکار عمومی وارد می‌آید موجب می‌شود که دولتها و حکومتهای ملی، در همان حال که احیاناً نقش تصمیم‌گیرندگی خود را حفظ می‌کنند، در اتخاذ تصمیمات کاملاً به بهره‌گیری از مساعدتهای مجموعه‌ای از بازیگران خارج از کادرهای رسمی دولت، متکی و نیازمند شوند.

سومین مجلد مجموعه، پایان هزاره، به بررسی سقوط شوروی، شکست اقتصاد دولتی و متکی به برنامه‌ریزی متمرکز، عدم توانایی نظام صنعتی دولت‌سالار برای ورود به عصر اطلاعات، و نیز پدیدار تکان‌دهنده حذف و طرد افراد و اقوام از جامعه شبکه‌ای، سرنوشت غم‌انگیز کودکان در نظام بهره‌کشی بین‌المللی، نقش مافیای اقتصادی در صحنه جهانی، و بالاخره مبانی فرهنگی و سیاسی ظهور منطقه جنوب‌شرقی آسیا به عنوان یکی از بازیگران اصلی عصر اطلاعات و فرایند جهانی شدن، و نیز تناقضات درونی جامعه اروپا که مانع از تحقق وحدت این نهاد شده می‌پردازد.

کاستلز در مجلد سوم مفهوم «جهان چهارم» را مطرح می‌کند که در همه جای کره ارض، از افریقای فقرزده گرفته تا گتوهای گسترش‌یافته در شهرهای بزرگ کشورهای ثروتمند غربی و تا حلبی‌آبادها و حصیرآبادها در آسیا و امریکای لاتین می‌توان حضور آن را به روشنی مشاهده کرد. به اعتقاد کاستلز، «جهان سوم» به تعبیری که در اقتصاد سیاسی در قرن بیستم از آن یاد می‌شد وجود ندارد و مفهوم توسعه‌نیافتگی برخلاف آنچه که نظریه‌پردازان گذشته از آن یاد کرده‌اند تنها مختص کشورها یا مناطقی خاص در جهان نیست.

در همین مجلد کاستلز بحث درخشانی را در خصوص اقتصادهای نامشروع و غیرقانونی که در دل نظام اقتصادی جهانی شکل گرفته و همچون ویروسی بیماری‌زا به بخشهای مختلف این نظام سرایت کرده و بسیاری از سرمایه‌داران و شرکتهای بزرگ و نیز سیاستمداران را در شرق و غرب عالم آلوده ساخته، مطرح می‌سازد. زمانی پرودون گفته بود که مالکیت دزدی است. از آنجا که نظر پرودون به تولید نامشروع سرمایه بوده است، احیاناً می‌توان جمله او را با این تعبیر بیان کرد که سرمایه دزدی است. اما تحلیل کاستلز نشان می‌دهد که در نظام سرمایه‌داری جدید، سیاستمداران و سرمایه‌داران با همکاری دزدان و تبهکاران، دزدی را به سرمایه بدل کرده‌اند و به مدد قدرت این سرمایه بر فرهنگ، سیاست، اقتصاد و حیات اجتماعی عصر جدید تأثیر می‌گذارند.

استدلال اصلی کاستلز در سه‌گانه عصر اطلاعات: اقتصاد، جامعه و فرهنگ آن است که همه جهان جدید به صورت یک شبکه درآمده است. شبکه هستومندی است که بافت اصلی و تار و پود آن را اطلاعات و نظام ارتباطات الکترونیک تشکیل می‌دهد. به اعتقاد کاستلز سرمایه‌داری مدرن از رهگذر نظام شبکه‌ای به نقطه اوجی دست یافته که در آن سرمایه، بر سرمایه‌داران حکومت می‌کند و تقابل تازه‌ای را در قالب تقابل میان شبکه و فرد ایجاد کرده است. در درون شبکه، به استثنای یک گروه از نخبگان جهان وطن، دیگران کنترل خود را بر زندگی خویش و محیط اطراف از دست داده‌اند یا با سرعت در حال از دست دادن آن هستند.

اما یک قانون شناخته شده در حوزه تطور اجتماعی می‌گوید که تلاش برای تحمیل سلطه به بروز مقاومت منجر می‌شود و بر همین مبنا کاستلز از ظهور هویتهای مقاومت در هیأت جمعهای دینی، فرهنگی، ملی، قومی، و محلی سخن می‌گوید و یادآور می‌شود که این هویتهای جدید را می‌توان در سه مقوله کلی جای داد که وی از آنها با عناوین «هویت مشروعیت بخش»، «هویت مقاومت»، «هویت برنامه‌ای» یاد می‌کند. هویت نوع اول در درون حکومتها یا دولتهای ملی ایجاد می‌شود و زمینه را برای ظهور جامعه مدنی آماده می‌سازد. دومین نوع هویت که ناشی از نوع احساس طرد و کنارگذاشته‌شدگی است به ایجاد جمعیتها و جماعتهای با گرایشهای خاص منجر می‌شود. سومین نوع هویت سبب ظهور کنشگران اجتماعی می‌شود که به نحو دسته‌جمعی عمل می‌کنند و از آنان با اصطلاح «سوژة اجتماعی» یاد می‌گردد. اینان برنامة بر ساختن هویتهای تازه‌ای را به مورد اجرا درمی‌آورند که می‌تواند اشکال کاملاً متنوع، از ارتجاعی و محافظه‌کار و واپس‌گرا تا مبارزه‌جو و جزم‌اندیش و فرقه‌گرا و تا پیشرو و فعال و عقل‌گرا، به خود بگیرد.

نکته‌ای که به هنگام بررسی تحلیل کاستلز برای خواننده ایرانی برجسته می‌شود آن است که ظاهراً وی در بررسیهای تجربی خویش با مدلی مشابه آنچه که در سالهای اخیر در جامعة ایران پدید آمده مواجه نبوده است و از این‌رو توجه نداشته که احیاناً ممکن است اشکال تلفیقی از هویتهای سه‌گانه‌ای که ذکر کرده نیز امکان ظهور داشته باشد.

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :