X
تبلیغات
رایتل

معلومات عمومی + دانشنامه ویکی پدیا + سایت مرجع

سایت مرجع اطلاعات عمومی ، سایت مرجع مقالات ، سایت مرجع اطلاعات عمومی . معلومات عمومی . اسامی شاهنامه . اسامی ساختمان . اسم دختر شاهنامه ای . اسم دختر ایرانی در شاهنامه . اسامی زنان شاهنامه . اسامی دختر در شاهنامه . اسامی دخترانه شاهنامه . 15,331,201

پنج‌شنبه 24 تیر‌ماه سال 1395 ساعت 12:00 ب.ظ

گنجی در طلسم قلعة جمشید



گنجی در طلسم قلعة جمشید
دکتر محمدابراهیم باستانی پاریزی / بخش نهم


مهمتر از همه اینها اینکه دکتر گنجی «مرد سال هواشناسی» سال 1380ش/2001 از طرف مهمترین مرکز هواشناسی عالم انتخاب شد و جایزه‌اش را نیز با تشریفات تمام در سوئیس به او اهدا کردند. نمی‌دانم هفتصد سال پیش، صاحب نزهت‌المجالس این رباعی جمال‌الدین خلیق را از کجا آورده و برای چه کسی نقل کرده بوده است. شما بخوانید و قضاوت کنید:

آن کس که بوَد هواشناسی او را

ممکن نبود خداشناسی او را

خواهی که خدای خویشتن بشناسی

خود را بشناس تا شناسی او را52

اما در باب حرف عمویش که گفت: «ما نفرین کرده هستیم»، من همیشه این تردید را داشتم و می‌گفتم آدمی با این همه عنوان و این سواد و این همه کاردانی و این همه توفیقات، اگر صد سال هم عمر کند، حال آنکه صد و یک سال عمر کرد آری، با این مقدمات فکر می‌کردم اگر صد سال هم عمر کند، تمام عمر نانش به قول پاریزی‌ها توی روغن است و اما، ما در چه خیالیم و فلک در چه خیال! گویا راست گفته سولون به کرزوس حاکم سارد که: «تا آدم نمرده باشد، نمی‌توان گفت که او خوشبخت بوده یا خیر.»53 هنوز امضای اعطای املاک علم به دانشگاه بیرجند و حتی کفن او هنوز خشک نشده بود که پدیده بزرگ در تاریخ ایران پدید آمد، انقلاب 22 بهمن 1357ش/فوریه 1979. البته کارنامه دکتر گنجی روشن روشن بود و معلوم بود که مثل بسیاری از استادان فاضل و نامدار کشور به کار خود ادامه خواهد داد.

وقتی قانون پاکسازی برای اعضای امنیتی و یاران سلطنت‌ از مجلس می‌گذشت، یک تبصره کوچک در گوشه آن بود با یک کلمه غیرعادی که در اول کسی بدان توجه نمی‌کرد و به طور عادی از رویش می‌گذشت. در جزء کسانی که می‌بایست پاکسازی شوند، یک تبصره می‌گفت: «اعضای گروهها و مجامعی که به صورتی با اسلام معارض بوده‌اند» که این طبیعی به نظر می‌رسید، فقط اشکال در جمله تکمیلی آن و مورد مثال آن بود: «مثل مجمع فراماسونری و غیر آن».

از اتفاق روزگار، چند سال قبل از انقلاب، کتابی منتشر شد به اسم «فراماسونری‌در ایران». مرحوم اسماعیل رائین که اصلاً خود اهل بوشهر بود و من با او آشنایی و دوستی داشتم، تاریخچه این داستان را از زمان قاجار و بعد از آن در سه جلد نوشته و کتاب پرتیراژی هم بود. جلد سوم آن مجموعه‌ نامهایی داشت که عضو انجمن فراماسونری در ایران بوده‌اند و 600 یا 700 صفحه است. این نامها در یک لژ معروف به جواهری نامی در اختیار او قرار داشت. این کتاب نزدیک دوهزار اسم از معاریف ایران را ضبط کرده که بسیاری از آنها سالها پیش از انقلاب به قول معروف «آرد خود را بیخته و آردبیز خود را آویخته» بودند؛ اما وقتی قانون پاکسازی در مجلس مطرح بود، رندی کلمه فراماسون را در آن تبصره گنجاند و بلافاصله صدها تن از آنها که اسمشان در آن کتاب بود و کارمند یا بازنشسته دولت بودند، حقوقشان قطع گردید و یکی از آنها همین دکتر محمدحسن گنجی بود که مترجم کتاب «بشر چیست» از مارک تواین هم بود که در 1322ش/1943 ترجمه کرده بود؛ سالی که هنوز جنگ بین‌الملل تمام نشده بود. او دو سال قبل از آن، کتاب «جنگ و جغرافیا و روابط دول بزرگ در اقیانوسیه» را چاپ و منتشر کرده بود. او مؤلف کتاب «تاریخ جغرافیا در تمدن اسلامی» هم هست که دایره‌المعارف اسلامی به سال 1375ش/1992 به چاپش رساند. دکتر گنجی نویسنده مقاله «آتشفشان سنت هلن» در مجله جغرافیا، شماره سوم، بهار 1360ش/آوریل 1981، غافل از آن بود که دو سال بعد آتشفشان واقعی آن بود که در خانه وسیع خود او در خیابان پاسداران تهران فوران خواهد کرد.54 بهتر است از زبان قلم خود او بشنویم. بشنوید از پایان روزگار دکتر گنجی مرحوم. دکتر در نامه‌ای به تاریخ 15 دی ماه 1377ش/4 ژانویه 1999، به آقای دکتر سیدمحمد خاتمی، رئیس جمهوری اسلامی وقت ایران می‌نویسد:

«... متاسفانه در اوایل 1363 ش [آوریل 1984 شش سال بعد از انقلاب] به موجب ابلاغ کارگزینی دانشگاه تهران، پرداخت حقوق بازنشستگی من قطع گردید و اینک قریب 15 سال است که زندگی خود را در سالهای اول با کار کردن در یک دارالترجمه، و بعد با فروش کتابخانه‌ام گذراندم ... و بیشتر از همه با مراکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی .... همکاری داشته‌ام ... جناب آقای خاتمی، اکنون 86 سال از عمرم گذشته و دیگر توان کارکردن در راه امرار معاش را ندارم و از هیچ گونه بیمه اجتماعی و بهداشت هم برخوردار نیستم. این است که دست توسل به دامان آن جناب زده و استدعا دارم دستور و مقرر فرمایید به هر نحوی که مقتضی و مصلحت باشد، موجباتی فراهم نمایند تا بتوانم حقوق بازنشستگی که خود را شرعاً محق به آن می‌دانم، یا معادل آن را دریافت نمایم ... که: مصیبت بود پیری و نیستی. والسلام. با تقدیم احترام، محمدحسن گنجی.»55

دایره‌المعارف بزرگ اسلامی

حالا چند کلمه در باب این دایره‌المعارف بزرگ اسلامی که دکتر گنجی بدان اشاره می‌کند، بشنوید. یک آیت‌الله داشته‌ایم که در نجف مسکن داشت. وقتی مرحوم امام خمینی را به ترکیه و سپس عراق تبعید کردند، او با آیت‌الله دمخور و هم‌بحث شدند. پسرانش نیز در نجف در زی اهل علم بودند. ارتباط این دو روحانی در نجف کار دست پسرش کاظم داد که در ایران بود و دانشجو بود. او به زندان افتاد و به دلیل راه‌اندازی تشکیلات مسلحانه و زیرزمینی حزب ملل اسلامی به اعدام محکوم شد و با وساطت مرحوم آیت‌الله حکیم به حبس ابد تبدیل شد و چند سالی را در زندان در انتظار حکم بود که جمهوری اسلامی به صحنه آمد و کاظم را از زندان درآورد و بر کرسی مجلس شورای اسلامی از تهران نشاند و او یکی از جوانترین جوانان مجلس بود و نمی‌دانم آیا به تبصره «جمعیت‌های ضداسلامی مثل فراماسون‌ها» او هم رأی داده باشد یا نه؟ اما در سالهای بعد، دیگر در انتخابات شرکت نکرد و کوشش خود را برای تنظیم یک دایره‌المعارف به کار برد و مهم آنکه بسیاری از متشردان دوران انقلاب و استادان زخم خورده را جمع و جور کرد و اینک یک جمعیت بیش از صد استاد کارکشته را در مجمع خود دارد که مقالات دایره‌المعارف را می‌بینند و تنقیح می‌کنند و به چاپ می‌رسانند و چون اغلب پیر و سالخورده‌اند، دایره‌المعارف ناچار است هر سال برای یکی دو تا از آنها مجلس ختم و یادبود بگذارد!

از جمله کسانی که در این جمع کار می‌کردند‌، تا آنجا که به خاطر می‌آورم، مرحوم عنایت‌الله رضا بود برادر پرفسور رضاـ پاکسازی شدة کتابخانه‌ سلطنتی و مرحوم دکتر محمدامین ریاحی بود، وزیر فرهنگ کابینه بختیار و دکتر بوذرجمهر مهر، همشهری کرمانی زرتشتی و مرحوم عباس زریاب خویی بود، استاد بی‌بدیل تاریخ و مدیر گروه تاریخ و همین استاد مرحوم که دکتر محمدحسن گنجی باشد. من در مورد دو سه تن از آنان که یکی مرحوم دکتر زریاب خویی باشد و یکی دکتر محمدامین ریاحی باشد و یکی همین دکتر گنجی، چندین نامه به این و آن نوشته‌ام و بعضی از این نامه‌ها البته نتیجه هم داد و بعضی هم مسکوت مانده و یکی از آنها همین دکتر گنجی بود.

ادامه دارد

پی‌نوشتها:

52ـ محمدابراهیم باستانی پاریزی، از سیر تا پیاز (تهران: علم، 1387)، 353. نگویید باستانی فرق هوا و هوس را نمی‌شناسد. فعلاً که گرفتار هواشناسی شده‌ایم از این جناس استفاده می‌کنیم.

53ـ مولانا ابوالکلام آزاد، ذوالقرنین یا کورش کبیر، ترجمه محمدابراهیم باستانی پاریزی (چاپ 10؛ تهران: علم 1385).

54ـ دکتر گنجی بیش از صد مقاله تحقیقی نوشته که بیشتر آن در مباحث جغرافیایی است و نخستین آن تحت عنوان «اقیانوس ساکن و دول اروپایی» در 1321ش/1942، درست همان سالی که مقاله مخلص پاریزی نیز در روزنامه بیداری کرمان چاپ شده است. بنگرید به محمد ابراهیم باستانی پاریزی، خودمشت مالی (چاپ 2؛ تهران: علم، 1385). البته مقالات دکتر گنجی خارج از مباحث جغرافیایی هم بوده است. مثلاً «خیام و دنیای امروز» (اطلاعات ماهانه، آبان ماه 1330 ش/ نوامبر 1951) و «ملاحظاتی درباره سیدمحمد فرزان»، در کتابی که ابراهیم صهبا چاپ کرده بود. فرزان را من در دفتر مجله یغما بارها دیده بودم، مردی بزرگ و نویسنده‌ای نامدار که مقالات بسیاری از او در مجله یغما نیز به چاپ رسیده بود. یا مقاله «هانتینگتون و پارسیان هند» که در مجله چیستا به مدیریت مرحوم پرویز شهریاری، استاد ریاضِی‌دان کرمان به چاپ رسیده بود (مهرماه 1366 ش / اکتبر 1987). دکتر گنجی بیش از 20 سخنرانی در مجامع علمی ایراد کرده و بیش از 10 مقدمه بر کتابهای دیگران نوشته و پنج شش نقد کتاب داشته و نزدیک 15 مقاله به زبان انگلیسی دارد. او یادداشتهایی بر کتاب «کوهها و کوه‌نامه ایران» تألیف مهندس عباس جعفری نوشته که از انتشارات گیتاشناسی بود و در مجله سپهر چاپ شده، همچنین مقدمه‌ای بر کتاب «اصول جغرافیای انسانی» تألیف جواد صفی نژاد از انتشارات دانشگاه تهران. جواد صفی‌نژاد یکی از بهترین شاگردان دکتر گنجی بود و آن ده ‌سالی که من مدیریت داخلی مجله دانشکده ادبیات را بعد از دکتر خوانساری داشتم (1339-1349ش/1960ـ1970)، صفی نژاد یکی از بهترین همکاران من بود. باز فراموش نکنم که دو استاد بیرجندی، دکتر محمداسماعیل رضوانی که مدتی معاون دانشکده ادبیات بود نیز از همکاران و شاگردان دکتر به شمار می‌رفت، مثل دکتر جمال رضایی که در زبان‌شناسی دست داشت و کتاب فرهنگ صبوری بیرجندی را در همان سال‌ها به صورت ضمیمه مجله دانشکده ادبیات برایش چاپ کردیم.

55ـ این نامه در فصلنامه تحقیقات جغرافیایی دکتر پاپلی در شماره 10 صفحه 138 به چاپ رسیده است.[شایان ذکر است که پس از این نامه، آقای خاتمی ریاست جمهور وقت مقرر داشتند که بیمه ایشان و خانواده‌شان پرداخت شود و چند بیمارستان معتبر مأمور به خدمت‌رسانی به آن مرحومان باشند و معادل حقوق معوق استاد، به نحو محترمانه‌ای در اختیارشان قرار بگیرد.]



نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :