
اصلا انگار با پیشرفت علم این ضربالمثل هر روز بیشتر از روز قبل درست بودنش را نشان میدهد. این که از قدیم و ندیم گفتهاند آدم عاقل آدمی است که هر چقدر دانشش بیشتر میشود تازه در مییابد که چیزی نمیداند.
به گزارش ایسنا، خیلیها معتقدند که خورشید شرایط ایدهآلی را برای رشد و رونق حیات در زمین ایجاد میکند، اما گاهی اوقات باعث دردسرهایی برای کره خاکی ما هم میشود.
در واقع خورشید به طور دورهای زمین را در معرض هجومهای پردردسر بین ستارهای قرار میدهد، به شیوهای که بیشتر ستارهها این کار را انجام نمیدهند.
بر اساس مقالهای که در مجله علمی نیوساینتیست به چاپ رسیده، خورشید از ما در برابر پرتوهای کیهانی و غبار ورای منظومه شمسی حفاظت میکند و برای این کار ما را در پوششی موسوم به هلیوسفر دربر میگیرد. هلیوسفر حبابی از بادهای خورشیدی است که از سیاره پلوتون نیز میگذرد.
این پرتوهای کیهانی میتوانند به لایه ازن آسیب برسانند و غبار بین ستارهای میتواند، نور خورشید را تضعیف نماید و در نتیجه وقوع یک عصر یخی را هدف قرار دهد. اما وقتی منظومه شمسی از میان گاز و ابرهای غباری بسیار متراکم عبور میکند، هلیوسفر میتواند تحلیل رود و تا لبه آن وارد مدار زمین شود.
در این مقاله که در مجله آستروبیولوژی نیز به چاپ رسیده است، دیوید اسمیت محقق دانشگاه آریزونا و جان اسکالو پژوهشگر دانشگاه تگزاس فشار استروسفرهای محافظی ستارههای مختلف را اندازهگیری کردند.
آنها دریافتند که زمین هر یک میلیارد سال یک بار در معرض یک تا 10 هجوم بین ستارهای قرار میگیرد؛ این در حالی است که سیارات مسکونی دیگر به دور کوتولههای قرمز، هرگز در این شرایط قرار نمیگیرند.
پژوهشگران میگویند: علت این تفاوت آن است که سایر سیارات نیاز دارند، آنقدر به ستارههای کمنور خود نزدیک شوند تا برای حفظ حیات به اندازه کافی گرم بمانند.
این محققان همچنین تاکید کردند: مطلب نهایی این است که سیارات سکونی در اطراف کوتولههای قرمز بهتر از زمین در برابر فجایع و بلایای جوی محافظت میشوند.
دانشمندان به شیوه سریعتری برای انتقال اطلاعات دست یافتند.
/font>
پژوهشگران میگویند که با دستکاری و ایجاد تغییراتی در نور موفق به ابداع این روش جدید شدهاند که هم بسیار سادهتر و هم بسیار سریعتر و ایمنتر میتواند اطلاعات و دادهها را انتقال دهد. /font>
/font>
جیری جانوسک، پژوهشگر دانشگاه و ملی استرالیا که موفق به کشف این تکنیک جدید شده است، درباره دستاورد خود میگوید: این کشف بر اساس فنآوری نوری موجود انجام شده، با این تفاوت که در این روش به شیوهای از فنآوری نوری استفاده میشود که قطعات و پرتوهای نوری کمتر مورد نیاز است. /font>
/font>
وی تشریح کرد: این کشف درباره نحوه دستکاری در نور بدین معنی است که فقط یک منبع نور و یک گیرنده مورد نیاز است تا در هم پیچیدگی نوری تولید شود و بنابراین با این روش میتوان سیستم را گسترش داد تا جایی که کانالهای اطلاعاتی بسیار بیشتری در آن تولید شود. /font>
/font>
جانوسک در این زمینه افزود: در حال حاضر در کل جهان فقط 10 آزمایشگاه وجود دارد که انجام این تحقیق در آنها امکان پذیر است و ما اولین گروهی بودیم که برای این مساله خاص راه حلی مناسب پیدا کردیم. /font>
/font>
شرح دستاورد این پژوهشگر استرالیایی در مجله «نیچر فوتونیکس» منتشر شده است. /font>
/font>
آنچه باعث شده است اندیشه های ارد بزرگ مورد توجه جوانان قرار گیرد میل به دگرگونی و تغییر است ارد بزرگ مسیر باروری ملی و بالا بردن جایگاه اجتماعی ایرانیان را در عرصه های داخلی و بین المللی عنوان می کند . او از تلاش بی وقفه در حوزه های گوناگون داخلی یاد می کند که در نهایت به دو تعبیر کاملا آشکار می رسد اول احترام به آزادی و سپس ارزش نهادن به خواسته های ملی است .
در بعد بین المللی او خواستار بهم ریختن شرایط ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک حال حاضر ایران و منطقه است . او معتقد است نقشه قاره های جهان باید دگرگون شود و می گوید اروپا به خاطر پیشینه تمدنی خود که همان یونان باستان است توانست در قالب یک قاره کوچک اما کارآمد مسیر وحدت در حوزه های گوناگون را طی کند حال آنکه آسیا در دست دو حوزه چینی تباران و عربها تقسیم شده و حوزه تمدنی ایران باستان که از کشمیر تا مدیترانه است ناپدید و کم رنگ شده است . او معتقد است باید قاره ایی جدید به نام قاره کهن شکل گیرد که در برگیرنده حوزه تمدن ایران باشد تا ایران بتواند در آن قالب کارکردهای واقعی و تاریخی خویش را به نمایش بگذارد .
چنین خواستی و انجام آن گوشه گیری جوانان ایرانی را از بین می برد و خواسته های تجزیه طلبانه و منطقه گراییهای خرد و کوچک را کمرنگ می کند و موجب وحدت ملی می گردد .
ارد بزرگ همزمان با نظریه قاره کهن خود اندیشه تحقیر جهان از سوی دنیای غرب در قالب دهکده کوچک جهانی را نیز مورد نقد قرار داده و پایه های استدلالی آن را به چالش می طلبد و آشکار می نماید که این نظریه کاملا اشتباه و هدفمند از سوی دنیای غرب دنبال می شده است .
او نظریه دهکده کوچک جهانی مک لوهان کانادایی را عامل نابود سازی خرده فرهنگ ها و اندیشه های سرزمین های دیگر در درون بافت فکری جهان غرب می داند .
او می گوید غربی ها بدین خاطر بر طبل دهکده کوچک جهانی می کوبند که تصور می کردند با جهانی سازی اینترنت و همچنین زبان خود و تسلط بر سیستم سخت افزاری آن می توانند کشورهای دارای ریشه های باستانی همچون ایران را به وادادگی فرهنگی و هضم شدن در درون فرهنگ تهی خویش وادارند . حال آنکه این اتفاق نتیجه ایی کاملا عکس را به همراه داشته و ما شاهد رشد و انتشار اندیشه های باستانی و دارای ریشه فکری هستیم ارد بزرگ در نظریه کهکشان بزرگ اندیشه خود به برتری فرهنگ ایرانی بر اندیشه های مهاجم اشاره کرده است .
این سیر حرکتی و اندیشمندانه ارد بزرگ توانسته صدها هزار از وبلاگ نویسان ایران را همراه کند و در ضمن موجب فخر ملی گردد . از سوی دیگر اندیشه های او در کتاب آرمان نامه نیز توانسته خرد و آرمانهای تاریخی ایرانیان را زنده سازد .
این همه باعث شده است نسل امروز از وادی وحشتناک تصوف دور گشته و انرژی های جوانان ما را به بالفعل در آورد و این خود آینده ایی بسیار باشکوه برای ایران عزیز نوید می دهد {1}
پادشاه روشنفکران و اندیشمندان امروز ایران کسی نیست جز ارد بزرگ . او مرجع خرد و دانش کهن ایران زمین است . آغشته ایسم های فرنگی نشده و در عین حال از صوفی گری بیزار است نگاه او چنان که در نظریه قاره کهن اش دیده می شود سازنده و رو به جلو ست .
بسیاری از روشنفکران قرن حاضر ، رشد خود را مدیون مچ گیریها و انتقادات بی پایه و اساس از این و آن هستند حال آنکه ارد بزرگ به جای این اعمال همواره مسیر درست را نشان می دهد و هدفش ساختن است نه تخریب کردن .
او با سخنان و نظریاتش روح امید و زندگی را بر قلب و روح جوانان نسل امروز می دمد .
ارد بزرگ دوست داشتنی ترین متفکر و اندیشمند حال حاضر حوزه تمدنی ایران است بسیاری از جوانان هر روز سخنان او را برنامه زندگی خویش قرار می دهند این از بازخورد و نگاه آنان در حجم گسترده سایتها و انجمنها اینترنتی قابل مشاهده است نشریات در کشورهای فارسی زبان هم از مشتریان دائمی اندیشه های این خردمند بزرگ هستند .
چه چیزهای باعث شده است ارد بزرگ بدین پایه دوست داشتنی باشد ؟
آیا این اثر سخنان اوست که روان انسان را به هیجان می آورد و یا نظریه عالی او که خواستار جدا شدن قاره کهن از آسیا و اروپاست و قاره کهن ، که اندیشه ایرانی برآن حاکم است را از کشمیر و پامیر تا مدیترانه میداند؟
ویا اهمیت دادن وی به میهن پرستی و آزادیخواهی که آن را دو رکن رشد می داند؟
ویا دوستی نزدیک او و شهید احمد شاه مسعود ؟
و یا توجه بسیارش به ادب و اخلاقیات ؟
و یا رد نظریه دهکده کوچک جهانی و اعتقاد به اینکه در دنیای امروز برتری از آن فرهنگ های متعالی همچون اندیشه ایرانی است ؟
و یا کتاب آرمان نامه که حاوی اندیشه های اوست و به شدت مورد استقبال قرار گرفته است؟…
هر چه که هست اندیشه او گویای یک گام رو به جلو درعرصه فرهنگ و اندیشه ایرانیست .
علاقه بزرگان و مردم کشورهای فارسی زبان نسبت به او هم خود حدیثی مفصلی است . در سایت هوادران رییس جمهور تاجیکستان نام او را می بینید تا نمایندگان ارشد و حتی هیئت رییسه مجلس افغانستان و حتی هواداران رییسان جمهور گذشته افغانستان ، همه جا یاد و نام اوست . در ایران هم که از بزرگترین سایتهای اینترنتی حاضر تا وبلاگهای ساده همه جا با سخنان و اندیشه های او برخورد می کنید .
ارد بزرگ تمام این شهرت روزافزون خویش را مدیون همنوایی با تاریخ ، فرهنگ و مردم سرزمین خویش است . سرزمینی که به وسعت قاره کهن است .
نکته بارز عملکرد ارد بزرگ در آن است که به هیچ وجه خود را آغشته درگیریهای روزمره اجتماعی نمی کند و همواره همه را به نیک اندیشی و تحمل یکدیگر فرا می خواند .
این در حالی است که در همه جا از صوفی منشی جوانان انتقاد کرده و خواستار حرکت و جوشش نسل نوی ایرانی برای کسب افتخارات بی پایان است . {2}
اندیشمند و متفکر ایرانی که نظریات شگفت انگیز او موجب جلب و گرایش بسیاری از علاقمندان به علوم انسانی و بعضا علوم سیاسی شده است. ارد بزرگ به نوعی معمار است، او از آینده ایی سخن می گوید که می تواند ایران را به جایگاه اصلی خود باز گرداند. شاید مهمترین نظریه او یعنی قاره کهن خود به تنهایی بتواند بیشترین تغییرات را در سطح روابط خارجی ایران و ۱۹ کشور اطراف آن بوجود آورد. او به صراحت از تبانی شرق و غرب برای بلعیدن حوزه فرهنگی مرکز جهان (که ایران در قلب آنست) یاد کرده است نظریه او مبتنی بر سخن فردوسی است که می گوید سلم و تور دو فرزند فریدون که یکی بر غرب و دیگری بر شرق جهان حکومت می نمودند برای تصاحب سرزمین ایرج حاکم منطقه قاره کهن (نامیست که ارد بزرگ بر منطقه ای از کشمیر تا مدیترانه نهاده است) را می کشند. و او می گوید قاره کهن امروز توسط آسیا و اروپا بلعیده شده است. و چین با شروع بحث جاده ابریشم بدنبال افکار استعماری است حال آنکه این جاده، راه انتشار فرهنگ غنی ایران به شرق و غرب بوده است و نمونه آن افکار میترایزم و شاهنامه فردوسی ماست که هر دو را با جعل اسامی چینی ها از آن خود می دانند. او به ساختارهای سیاسی کشورهای محدوده قاره کهن نظری ندارد او همه را دعوت به همگرایی می کند او با دلایل بسیار ثابت می کند اگر این ۲۰ کشور دست در دست یکدیگر بگذارند ساختاری بسیار قدرتمندتر از اتحادیه اروپا خواهند یافت.
نقشی که ارد بزرگ برای ایران در قاره کهن قائل است نقشی فرهنگی و تاریخی نظیر یونان در اروپاست.
قاره کهن امروز اسیر آسیا و اروپاست.
تاریخ و فرهنگ در شرق به چین ختم می شود و در غرب به یونان.
یکی از وجوه جالب و بارز این نظریه ایجاد همگرایی بیشتر منطقه ایی است که خود موجب خلع سلاح تجزیه طلبان در سطح کشورهای منطقه می گردد.
ارد بزرگ با نظریه قاره کهن خود پرده از حقیقتی برداشته که تا کنون هیچ اندیشمندی به آن توجه نکرده بود . {3}
ارد بزرگ (Orod Bozorg) اندیشمند برجسته فارسی زبان است که پیروان بسیاری در میان اهل اندیشه و دانش دارد . در تاجیکستان افکار او را همانند مادر تاجیکستان " گلرخسار صفی آوا " می دانند و در افغانستان او و احمدشاه مسعود را یک اندیشه و فکر مشترک می پندارند و دوستی نزدیک آن دو هم بر این باور افزوده است .
در نظریه " قاره کهن" ارد بزرگ ، پافشاری بسیار بر همگونی فرهنگ و تاریخ مشترک بیست کشور حوزه تمدنی ایران باستان می بینیم . ارد بزرگ در آنجا از استاد فردوسی یاد می کند . در داستان ایرج ، فزون خواهی شرق و غرب برای نفوذ در دایره تمدنی ایران دیده می شود . سلم و تور نماد این دو بخش هستند که برادر خویش ایرج را از پای در می آورند . متاسفانه دخالت های استعمار پیر انگلیس و پرورش افکار غلط باعث شده است که ایران باستان هزار پاره شود . پاکستان تاریخ خویش را از امویان و عباسیان آغاز می کند افغانستان و تاجیکستان هم که نیاز به گفتن ندارد آنسوی ایران در عراق ، سوریه و لبنان ، داستان وخیم تر و غمبارتر است .
صحبت بر روی نظریات ارد بزرگ به تنهایی درست نیست چون او در درجه اول یک اندیشمند و مصلح اجتماعی است . اندیشه های او به شکل جملات بسیار حکیمانه و خلاصه شده بر سر زبانهاست . کتاب "آرمان نامه" ارد بزرگ امروز پر خواننده ترین کتاب ایران است .
هر چند مردم مشهد او را همشهری خویش می نامند اما در واقع اصالت او و خاندانش از شهر شیروان در شمال خراسان ایران است .
بیشترین دشمنان او در بین پشتون های افغانستان هستند که او و احمدشاه مسعود را از بانیان تغییر نام افغانستان به خراسان می دانند . علی احمد قندهاری از پشتونهای فعال افغان می گوید : نقشه شوم عوض کردن نام افغانستان به خراسان از زمان مسعود جنگ سالار بیشتر رواج پیدا نموده ، فکر می کنم نباید مانند صنف اولی ها با این فرزندان ناخلف افغانستان برخورد کنیم مقاله و تحریر های بسیاری نوشته شده اما فکر می کنم ریشه این حرفها از فریبخوردگان افکار آدمهایی مانند ارد بزرگ باشند باید سارنوالی و ستره محکمهً افغانستان جلو چنین حرکات ماجرا جویانه را بگیرند. محترمان باور کنید این آدم های مرفوع القلم که حرجی بر آنها هم نیست ، می خواهند قوم ما را نابود کنند این قلم ها به بیراهه میروند افغانستان را می خواهند با همه عقده شان از هم بپاشند.
علی احمد قندهاری در جایی دیگر با حمله به نوشته ایی از شقایق شاهی " که به دفاع از شخصیت احمدشاه مسعود و ارد بزرگ برخواسته بود " می نویسد : احمدشاه یک جنایتکار و خائن بود و جماعت در پرده نشین ارد بزرگ هم فکر می کنند قوم افغان بر می گردد به دونیم صدسال پیش و استانی از ایران می گردند .
متاسفانه جنگ های داخلی افغانستان موجب رشد افراطی گری قومی گشته و بدین گونه بسیاری از حرمت ها شکسته شده و آزاد مردانی همچون احمدشاه مسعود و ارد بزرگ مورد اهانت های بسیار قرار گرفته اند .
اما این تنش ها هیچ گاه نتوانست ارد بزرگ را از خط اصلی فکری خویش منحرف سازد او در نظریه کهکشان بزرگ اندیشه خود ،نظریه دهکده کوچک جهانی را رد می کند و آن را دست مایه دنیای غرب برای چنگ اندازی بسوی تمدنهای دیگر می داند . جهان غرب با استفاده از نظریه دهکده کوچک جهانی مک لوهان سعی نمود چنین وانمود کند که رهبری این دهکده را بر عهده دارد چون سخت افزار اینترنت و شبکه انتقال داده ها را در اختیار دارد حال آنکه با انتشار داده های فرهنگی ملل پیشرو ، تنها ابزاری شد برای تکثیر افکار بومی کشورهای دیگر .
در بخش پایانی نظریه کهکشان بزرگ اندیشه ، ارد بزرگ می نویسد : ( زمان رستاخیز اندیشه آدمیان فرا رسیده است پس برای پاسداشت داشته های خود باید بیشتر بدانیم ، براین باورم که نخبگان و اندیشمندان سرزمین من ایران می توانند پادشاهان کهکشان اندیشه فردا باشند. این سرزمین سرچشمه و رویشگاه اندیشه فرا است . در این ستیز بزرگ ، آنانی برنده اند که بن و پی استوارتری در دل تاریخ جهان داشته باشند و همچنین نو آوری و زایش همراه توده جوانان شان باشد . و سخن آخر آنکه : سرزمینی که فردوسی بزرگ را در دل تاریخ خویش دارد فرزندان برومند و خردمند برای این آورد و جنگ آسیم کم نخواهد داشت ).
چندی پیش در بخش آرمان نامه ارد بزرگ در پایگاه تاجیکستان برای دوست عزیزم قیوم نوشتم : وقتی از ارد بزرگ گفته می شود در یادم سیمای بانو گلرخسار صفی آوا نقش می گیرد . استادی در ایران و شاعر نامداری در تاجیکستان . یکی در عشق و یاد بدخشان و دوشنبه ، خجند و کولاب دیگری به یاد دماوند و شاهنامه و آرش .
حالا که قیوم شعری زیبا تقدیم ارد بزرگوار نمود من هم شعری از گلرخسار تقدیم آن مرد بزرگ و همه همزبانان گرامیم می نمایم .
! ایران عزیز من
از با ختر و سغد م ، از وُست ام و از زند م ، رُخّـا ن بدخشا نم ، وُلکا ن دما وندم
من هجرم و من وصلم ، من نسخه نی ام ، اصلم
فرهنگ شرر دارم ، خون رگ و پیوندم/ یک ذره ز خورشیدم
یک غنچه ز امیدم/ یک نوده ز ده بیدم
یک حلقه ز دربندم/ از میهن گلنا رم ، از گلخن گلخا رم
ایران عزیز من! ای جان عزیز من
ای میهن سبز مهر، ای شهرگ نبض شعر
ای دور به جان نزدیک، ای نور دل و دیده
ایران عزیز من! ای جان عزیز من
قانون تو انشا کرد، قانون سعا دت را/ جمشید تو بینا کرد، کاخ فرّ ملت را
تیر نظر آرش، در سینه نها ن دارم/ شهنا مه عالم ساز، از فضل کیان دارم
ما را به دل تنگت، ای یار به هم آور، صد بار تو را میرم، یکبار به هم آور
بر گلشن گلخندت ، بر فرق دما وندت/ گلخار نمی زیبد، گلنار به هم آور
...پیوند نیا کا نی ، پیوند دل و جا نی / ایران عزیز من/ ای جا ن عزیزمن
شعر از : بانو گلرخسار صفی آوا (Гулрухсори Сафӣ) پایگاه تاجیکستان {4}
{1} http://forum.gigapars.com/showthread.php?s=2e278f1d3fa39e26410279af4b611623&p=159705#post159705
{2} http://www.98ia.com/Content-pa-showpage-pid-10.html
{3} http://forum.gigapars.com/showthread.php?p=159698#post159698
{4} http://tajikistan.yourbb2.com/cni-eon-ioe-t52.html
انتقاد خسرو معتضد از سریال کرهای جومونگ

خسرو معتضد ( تاریخ شناس و مجری تلویزیون )
خسرو معتضد طی گفت و گویی در پاسخ به این پرسش که کشور ما در کدام بخشها میتواند وارد جذابیتهای فیلم و سریال شود که به عنوان یک اعتماد به نفس ملی از آن یاد شود؟ خاطرنشان کرد: ایران مثل ققنوس است؛ ققنوس پرندهای مثل سیمرغ اسطورهای است؛ آتش میگیرد، میسوزد و همه فکر میکنند تمام شدهاست؛ اما یکباره از بین آتش این پرنده سالم و کامل و بسیار سرحال ظاهر میشود؛ ایران، ققنوس و پرندهای اساطیری است که میسوزد و دوباره ظاهر میشود؛ حتی مناظر سوختن و شکستن ایران از نظر درس غیرت و شرفی که به ایرانیان میدهد و اینکه احساس کنند همیشه در معرض خطر بودهاند و دوباره سربلند کردهاند، خیلی ارزش دارد. این مسائل افتخارآمیز است اما متأسفانه ما اینها را در فیلمها و سریالها به مردم نمیگوییم؛ چراکه دانش و اطلاعش را نداریم و وقت هم نداریم.
این محقق و نویسنده تاریخ معاصر کشورمان که در حال نگارش کتابی دربارهی تاریخچه صدساله نفت در ایران است، گفت: قرار بود این کتاب در 5 هزار صفحه تمام شود، اما این همه اسناد و مدارک درباره نفت ایران میبینم باور کنید حیرت میکنم. هر روز به یک اسم و مسأله تازه برخورد میکنم؛ این است که الآن روی 10 هزار صفحه برنامهریزی کردم و ناشر هم قبول کردهاست.
وی در پاسخ به پرسشی دربارهی اقبال مخاطبان ایرانی از سریالهای کرهیی، اظهارکرد: در مورد تاریخ ایران، کره اصلا قابل مقایسه با ما نیست. کره یک کشور 99 هزار کیلومتر مربعی است که الآن البته من با نگاه حسرت به اتومبیلهایی که میسازد نگاه میکنم. تعجب هم میکنم؛ چهطور مردمی میتوانند حلزون، جلبک و گوشتهایی را که در ایران اصلا فکرش را هم نمیکنیم بخورند و اتومبیلهایی به این قشنگی و استحکام را تولید کنند. از نظر تاریخی اصلا کره به حساب نمیآید. خود کشور ژاپن را نگاه کنید؛ در دل اقیانوس بودهاست. البته هیچکس نمیتواند عظمت چین را انکار کند. چین یک کشور 10 میلیون کیلومتر مربعی است و همیشه تاریخ چین مثل مصر، کهن و باعث افتخار است.

معتضد ادامه داد: کره کشور خوبی به لحاظ تقلید است؛ یعنی جا پای چین و ژاپن میگذارد. آنها وقتی میخواهند فیلم و سریال بسازند تعقل میکنند. بدون مطالعه نمیتوان اثر خوبی از آب درآورد.
***
باید گفت صحبتهای خسرو معتضد پس از افشاگریهای اخیر یاسمین آتشی ( تاریخ شناس و نویسنده داستانهای تاریخی ) نسبت به کپی برداری و سرقت بخشی از تاریخ ایران توسط کشور کره جنوبی در سریال افسانه جومونگ است . استقبال همگانی از گفته های یاسمین آتشی باعث شد خسرو معتضد هم نسبت به پخش چنین برنامه ی اعتراض کند .
جمله بسیار زیبای از ارد بزرگ اندیشمند و متفکر ایرانی در متن مقاله یاسمین آتشی بود : (( سرزمینی که اسطوره های خویش را فراموش کند به اسطورهای کشورهای دیگر دلخوش می کند فرزندان چنین دودمانی بی پناه و آسیب پذیرند .))
ارد بزرگ - متفکر و اندیشمند برجسته
***
خسرو معتضد گفت : سریالی مثل «هزاردستان» از نظر تاریخی مشکل دارد و بهتر بود با مطالعه ساخته میشد. مرحوم علی حاتمی آدم والایی بود و هنرمند است؛ ولی روایت تاریخ فرق دارد؛ تاریخ با کسی شوخی ندارد. اگر مرحوم حاتمی با واقعیت تاریخ را نگاه میکرد خیلی کارهایش جالبتر میشد.
این محقق تاریخ ایران مثال زد: آخر کجا «خان مظفر» که نماد شاهزاده فرمانفرماست و پسرش(نصرتالدوله فیروز)در سال 1316بوسیله ماموران سرپاس مختار در سمنان خفه شده بود میتوانست رییس شهربانی را احضار کند و آن سان با او صحبت کند . مگر فرمانفرما کاخ باعظمت نداشت که به گراند هتل برود و مسکن اختیار کند. هم چنین در سال 21، ترانوای اسبی نبود که اوباش در روز 17 آذر ماه سوار بر آن شوند و فریاد کنند.
خسرو معتضد با تاکید بر این که سریال تاریخی نباید مردم را گمراه کند، گفت: یک سریالی مثل «کیف انگلیسی» ساخته شدهاست که در این سریال تمام نمایندگان مجلس چهاردهم و پانزدهم نوکر بریتانیا هستند. خوب تاریخ چه میگوید؟ تاریخ میگوید مجلس چهاردهم مجلسی است که نفت را به روسیه نداد. مجلس پانزدهم مجلسی است که تمام عناصر در آن بودند؛ ولی خوشبختانه آمد و قانونی درباره نفت جنوب گذراند و نفت را پس گرفت. پس وقتی ما این مسأله را نمیدانیم اینگونه میشود که در سریال «کیف انگلیسی» همه نوکر انگلیس نشان داده میشوند؛ درحالی که تاریخ خلاف آن را نشان میدهد. مجلس پانزدهم، مجلسی بود که موضوع نفت را آنقدر دنبال کردند و با استیضاح عباس اسکندری، تقیزاده را به اعتراف تحمیلی و قلابی بودن قرداد 1933 وادار کردند.
***
وی به طرح این پرسش پرداخت که چه اتفاقی میافتد که رسانه با تاریخ کشور اینگونه برخورد میکند؟ و خود پاسخ داد: تحقیق و تتبع متأسفانه جایی در سریالهای ما ندارد؛ علاوه بر تلویزیون، سینمای ما هم همینطور است؛ کتاب در ایران مهجور است و شاید کتابی که مینویسیم دوهزار تن و اگر خیلی آدم خوشبختی باشیم 10 هزار تن آن را بخوانند؛ ولی فیلم با مردم سروکار دارد و تلویزیون در خانه مردم است. الآن من برنامهای به نام «پلی به گذشته» را برای تلویزیون تولید میکنم. من و تهیهکننده (آقای دکتر رجبلو) که استاد دانشگاه است توانستیم این برنامه را با فیلم، عکس، کاریکاتور و صحبتکردن به جایی برسانیم که بسیاری از آن تعریف کنند. چراکه مردم تاریخ را دوست دارند.
خسرو معتضد در بخشی از صحبتهایش به سریال «چهل سرباز» محمد نوریزاد هم اشاره کرد و گفت: زندگی حضرت علیبن ابیطالب(ع) یا امام حسین (ع) چه ربطی به رستم دارد؟! این دو هیچ ربطی به هم ندارند؛ یکی اسطوره ملی و دیگری واقعیتی مذهبی است.

دیدید که همانطور که من در تلویزیون با حضور آقایان ذیربط دربارهی سریال «چهل سرباز» گفتنم و آنها بیخود رنجیدند و سریال به کلی شکست خورد.
***
این محقق و کارشناس تاریخ با بیان این که تنها دقایقی از سریال «افسانه جومونگ» را تماشا کردهاست، خاطرنشان کرد که ترجیح میدهد فیلمهای مطرح سینمای دنیا را تماشا کند.
او افزود: شاید زنان این سریال کرهیی با لباسهای فاخر به آن جذابیت بخشیده باشند، ولی سریال خشک و سرد است و کسانی که سریال بهتری دارند از آن خوششان نمی آید.
او دربارهی لزوم حضور کارشناسان تاریخ در کنار فیلم سازان، اظهار کرد: در تمام دنیا مورخ و کارشناس تاریخ جایگاه ویژهیی دارد؛ به هر حال یکی باید کنار کارگردان باشد و به او بگوید آدمها، شخصیتها ،ماشینها، لباسها و لوکیشنها در این برههی تاریخی باید اینگونه باشند. اما این مسأله را کارگردانان لحاظ نمیکنند.
معتضد در عین حال گفت: البته تلویزیون میخواهد این کار را انجام بدهد و برای تحقیق ارزش قایل است؛ اما کارگردان چون وقتش محدود است میخواهد زودتر کار را تمام کند؛ ضمن اینکه فکر میکند این که کاری ندارد من خودم از پسش برمیآیم.
***
وی در پاسخ به پرسشی دربارهی خالی بودن برخی آثار تاریخی از روح انسانی و جذابیتهای نمایشی، اظهار کرد: متأسفانه فکری در این مملکت هست که تمام حوادث تاریخی دست خارجیها بودهاست؛ درخصوص تاریخ معاصر هم آثار چند جوجه محقق داخلی و خارجی که از روح ایرانی بیخبر هستند و تاریخ ایران را خوب نمیدانند، خیلی اثرگذار بودهاست. آنان سعی در القای این مطلب دارند که ایرانیها یا نوکر روسها بودند یا نوکر انگلیس و آمریکا؛ آنها از روح ایرانی بیخبر هستند. دکتر مصدق حرف قشنگی زد؛ او گفت در زمان قاجاریه به مدت 150 سال، بسیاری از رجال ایران خارجیها را سرکار گذاشتند. یک نفر گفت که وزیر مختار انگلیس به من گفتهاست که ما 40 دفعه ایران را در محضر معامله کردیم و آخرش هم فهمیدیم هیچچیز دست ما نیست.
خسرو معتضد اظهار کرد: ایرانیها میدانند که چگونه از سیاست موازنه منفی استفاده کنند. محققان جدید ما که متأسفانه برخی گرایشهای کمونیستی دارند، مثل شورویها میاندیشند؛ مثلا شورویها در آن زمان اگردر ایران جنبشی شکل گرفته بود که میگفتند نفت را به شمال ندهیم، میگفت این عوامل انگلیسیها است؛ همین طرز فکر را انگلیسیها هم داشتند. حتی مقالهای در «اسپکتور» میخواندم که نوشته بود که این دولت انگلستان غافل است که در ایران روح جدید و ناسیونالیسم ایجاد شدهاست. این روحیه را متأسفانه جوجه محققهایی که چند سالی است آمدهاند و ادعا میکنند که تاریخ میدانند، هم دارند. اما در حقیقت آنها ایران و مردم و رجال ایران را خوب نمیشناسند. نمیدانند گذشتگان ما ممکن است معایبی داشتند اما همین قوام السلطنه آذربایجان را از دست روسیه بیرون آورد. انگلیسیها سالی 15 میلیون لیره فقط مالیات به دولت انگلستان میدادند اما پولی که به ما در سال 1327 دادند تنها 7 میلیون لیره بود. 7 میلیون لیره یعنی چه؟! درهمان زمان عربستان سعودی قرارداد میبست 100 تا200 میلیون دلار از اینها میگرفت؛ من رقمی شنیدم وحشت کردم. عربستان رقم دو میلیارد بابت نفت با آمریکاییها قرارداد بسته بود. اما اینها 7 میلیون لیره را جلوی ما میانداختند؛ محقق تاریخ جدید ما نمیآیند گذشتهها را بخوانند. هر چه محققان و دیپلماتهای آمریکایی و انگلیسی گفته و نوشتهاند برای این ها آیه آسمانی است .به عنوان مثال سرهیلد لورژتل سفیرکبیر انگلیس در ایران روش مجلس پانزدهم را سبکسرانه و جنایتکارانه می دانند آنها هم همین را نقل میکنند و علت را نمیدانم که وقتی سفیر کبیر انگلیس این سخن را میگوید به خاطر این است که مجلس 14 و 15 کلاهبرداری و سندسازی جنتلمنهای انگلیس شرکت نفت را برملا میسازد.
وی تصریح کرد: اغلب محققان جدید ما چند تا کتاب سرهم میکنند، بعد خودشان را علامه دهر میدانند. این است که در سینما و تلویزیون میبینید که لباسها همه غلط است.
این مورخ با اشاره به سریال «کارآگاه علوی» خاطرنشان کرد: اخیرا سریالی به نام «کارآگاه علوی» پخش میشد که من خیلی به آن خندیدم؛ این سریال به لحاظ تاریخی تمامش غلط بود. اول اینکه نویسنده فیلمنامه این سریال اطلاع کافی از تاریخ نداشت. تمام لباسها غلط بود؛ روی کلاه پاسبانها درجهی تیمساری گذاشته بودند. این در حالی است که تمام پاسبانها در آن زمان نشان شیر و خورشید پهن داشتند و اصلا به آنها «نشان پهنها» میگفتند؛ این سریال همه را تیمسار کردهاست. لباسها همه غلط است؛ اصلا لباس سرمهای آن موقع نبودهاست. در فیلم های تاریخی هم می بینیم اشتباهات زیادی وجود دارد. انگار آقایان یک بار به موزهها حتی موزه صنعتیزاده کرمانی در میدان امام(ره) تهران نرفتهاند و هیچ عکسی از گذشته ندیدهاند.
***
خسرو معتضد در پاسخ به این پرسش که آیا بهانهی بودجه میتواند برای اشکالات تاریخی سریالها توجیهپذیر باشد؟ گفت: تلویزیون با تمام گرفتاریها و تنگناهایی که درباره بودجه دارد، اما بازهم در این خصوص دست و دلبازی میکند. چراکه خود مهندس ضرغامی آدم علاقهمندی است. در حال حاضر سریال «یوسف پیامبر(ع)» را مردم در کشور تاجیکستان و افغانستان دوست دارند. این یک موفقیت است؛ ممکن است این سریال نقایصی هم داشته باشد، ولی من از یک نظر خوشحالم؛ وقتی میگویند مردم تاجیکستان و افغانستان سیدیهای این سریال را میخرند؛ این یعنی یک موفقیت و من میخواهم از این بابت به تلویزیون تبریک بگویم.
وی ادامه داد: به همین اندازه که برنامههای ما در افغانستان و تاجیکستان پخش شوند، برای ما باعث سربلندی است و هزینهای که صرف آن شده، درآمدهاست؛ ضمن این که بعضی از کشورها مانند امارات متحده عربی، فیلمهای ما را نمیخواهند، چون تلویزیونهای اینها مال آمریکا است؛ تلویزیونهای اینها را شرکتهای آمریکایی اجاره کردهاند و تمام بدیهای و زشتیها و بیبندوباریهای فرهنگهای آمریکاییها را ترویج میکنند. شما 10 سال دیگر ببینید در امارات متحده عربی چه اتفاقی میافتد. من 5 سال پیش ورشکستگی امارات عربی را پیشبینی کرده بودم؛ همه به من میخندیدند، میگفتم ایرانیها نروند آنجا سرمایهگذاری کنند. دیدید که آخر هم اینطور شد.روزی خانم نیلا کوک آمریکایی که زن هنرمندی بود و در سالهای 21 تا 26 در ایران بود نوشت: رذیلانهترین آثار پست آمریکا در سینمای ایران نمایش داده می شود که در آینده زیان زیادی به تئاتر و سینمای ایران و حتی اخلاق ایرانی میزند.
این مورخ و کارشناس تاریخ گفت: اینها عملا نمیخواهند که ایران نفوذ فرهنگی داشته باشد؛ همین که سریالی مثل یوسف پیامبر(ع) با هنرپیشه و کارگردان ایرانی در آن سوی مرزها مورد استقبال قرار گرفته، یک قدم روبه جلو است. تلویزیون باید بداند که این سریال خوب بودهاست؛ چرا کسی از «چهل سرباز» استقبال نکرد.
وی ادامه داد: سریال مهدی فخیمزاده درباره امام رضا(ع) یا سریال آقای میرباقری درباره امام علی (ع) کارهای قشنگی بودند. اینها همه باعث سربلندی است؛ تلویزیون الآن کانون تهیه فیلم و سریال در ایران است. من میدانم مدیران شبکهها، دکتر میرباقری(معاون سیما) و مسوولان سیما فیلم دوست دارند، برنامه خوب داشته باشند.
***
در بخش دیگری از این گفتوگو خسرو معتضد به سوژههایی که فیلمها و سریالهای تلویزیونی میتوانند به آنها بپردازند، اشاره کرد و گفت: از پیدایی ایران در عرصه جهان شروع کنیم، میتیولوژی بی نظیر ایران که بسیار غنیتر از یونان است و بسیاری انسانیتر و تفاهمآمیز تر و مدنی تر از آن آغاز کنید.از آغاز و زندگی نیاکان شروع کنید؛ ما براساس داستانهای قدیمی ایران و شاهنامه فقط به تنهایی حدود 6 تا 7 هزار سریال میتوانیم تولید کنیم.
وی ادامه داد: نابودکردن امپراطوری وحشی و جنایتکار «آشور»، خود یک موضوع مهم است؛ ببینید «هوخشتره» چه نابغهای بودهاست. زندگی آخرین پادشاه مادرآژیتاک، ماندانا (مادر کوروش) و غیره را ببینید چهقدر قشنگ است؛ داریوش کبیر خودش شگفتانگیز است. او امپراطوری 5 میلیون کیلومتر مربعی تاسیس کردهاست. روابط ایران و یونان خیلی جذاب است. چرا باید فیلم «300» را بسازند و این مزخرفات و مهملات را بگویند؛ خوشبختانه شنیدم یونانیها هم این فیلم را تحریم کردند؛ چراکه اسکندر را همجنسباز نشان دادهاست و البته واقعیت هم داشتهاست؛

یونانیها میگفتند چون در این فیلم به اسکندر توهین شدهاست، هر سینمای یونان این فیلم را اکران کند، مردم میریزند آنجا را به هم میزنند.
***
به اعتقاد خسرو معتضد، دربارهی دوره هخامنشیان و حتی شکست ایران از اسکندر هم میتوان فیلم حماسی ساخت.
وی ادامه داد: شاهنامه که جای خود دارد؛ داستان سیاوش را روسها تهیه کرده بودند که خیلی جالب بود. البته رستم را چندان که باید و شاید درست تصویر نکرده بودند؛ چراکه چشمش مورب و مغولی بود. قهرمانان شاهنامه بسیار قشنگ و جالب هستند. گیو، طوس، رستم، سهراب، اسفندیار، به آسمان رفتن کیکاووس همه را میتوان به تصویر کشید اینها همه افسانههای میتیولوژی ایران است. در دوره هخامنشیان اگر پایانش فساد است، ولی زندگی اشرافی داشتند؛ اکتشافات جغرافیایی میکردند؛ سیلاخوس از طرف خشایار شاه دور آفریقا میچرخد.
***
این مورخ دربارهی دیگر سوژههایی که میتوان در سریالهای تلویزیونی به تصویر کشید، اظهارکرد: در دورهی اشکانیان ایران با روم طرف میشود. عشق و عاشقی ایرانیها با رومیها؛ ملکه ایتالیایی(موزا) در دربار ایران حوادث جالبی را رقم میزند؛ اینها مطالعه و سواد میخواهد که کارگردانان ما انجام نمیدهند.
***
او هم چنین پیشنهاد داد که800 فیلم سینمایی و سریال از دوره ساسانیان ساخته شود.
معتضد گفت: «مزدک» شگفتانگیزترین موجود دنیاست. او اولین کمونیست در دنیا بوده که سرکوبش کردهاند.
***
خسرو معتضد سپس ادامه داد: من الآن دارم جریان سلمان فارسی را در قالب یک رمان مینویسم؛ باور میکنید که یک سال و نیم است که درگیر این کتاب هستم؟! پدربزرگ سلمان فارسی یک مرد رومی بودهاست؛ و اما رومیها در ایران چه کار میکردهاند؟ میرویم مطالعه میکنیم میبینیم در دوران شاپور اول پسر اردشیر بابکان سربازان رومی را اسیر کردند و به ایران آوردند؛ شاپور اول وقتی با والریان جنگ کرد، سربازان رومی را نکشت. او آنقدر فهمیده بود که گفت بیایید پل و ساختمان بسازید؛ رومیها آمدند در ایران و کار کردند؛ میتوان به زمان ساسانیان پرداخت و این که بهرام گور جریان گمشدنش چیست و کی در بین اعراب زندگی میکردهاست؛ میرسیم به ایرانیان و اعراب؛ چرا ایرانیان شکست خوردند؛ این مساله به علت فساد دربار خسرو پرویز و روحیه خوشگذاران و در عین حال استبداد مطلق او بودهاست. او پادشاهی بودهاست که سههزار زن، 12 هزار کنیز و 3 هزار رامشگر و هزار یوزبان داشتهاست. بیایید ببینیم خسرو پرویز چه درباری داشتهاست؛ موسیقیدانان دربار او شامل بامشاد، باربد و نکیسا هرکدام داستان جذابی دارند. روابط ایران هند ، ایران چین و ایران روم و ایران عربستان همه در خور سریال سازی است.
***
این مورخ در ادامهی بیان سوژههایی که میتوان در فیلمها و سریالها به آنها پرداخت، به دوران بعد از تاریخ اسلام اشاره کرد و گفت: بعد از تاریخ اسلام هم وضعیت همینطور بودهاست؛ خوب است بدانیم که «یعقوب لیث» چه کسی بودهاست؛ «مرد آویز» را من کتابش را نوشتهام و خود گیلانیها خبر نداشتند؛ او فردی قهرمان بوده که تا نزدیک بغداد رفتهاست. شما میدانید چه کسی دین شیعه را در ایران گسترش داد؟ هیچ کس نمیداند؛ احمد معزالدوله(از خاندان ماهیگیر بویه دیلمی)؛ او از گیلان رفت و بغداد را گرفت و آنان را وادار کرد که علم علویان را برافرازند. آیا اینها را آقایان و کارگردانان و محققان میدانند؟! سلسله دیلمی بودند که شیعه را رواج دادند.چند شب پیش تلویزیون باکو فیلمی سراسر دروغ و بیمعنی دربارهی بابک خرمین قهرمان اردبیل به نمایش گذاشت و آن را قهرمان استقلال کشور آذربایجان(!) نامید که واقعا متاثر شدم که همه قهرمانان کشورمان را دزدیده و به نام خود مصادره میکنند.
***
خسرو معتضد اظهار کرد: در کتاب به زنی به نام «ماه حسن عالم خاتون» برخوردم؛ این زن شیرازی بودهاست. او به بغداد میرود و سه تا خلیفه را عوض میکند. آیا نام این زن را کسی شنیدهاست؟! به این مردم باید این را گفت که جنبشهای علوی ایران و سادات مرعشی چه کسی بودند؟! کسانی که جلوی دولت عباسی ایستادند چه کسانی بودند. جنبش مازیار، جنبش ابومسلم خراسانی، جنبش طاهر ذالیمینین، جنبش اسلامیه، یورش مغول به ایران، مبارزات ملت ایران علیه مغول .
***
این نویسندهی کتابهای تاریخی در عین حال گفت: درباره دوره صفویه، دو - سه سریال خوب تلویزیون ایران تهیه کرد که واقعا خوب بود. اما متاسفانه سریالی مانند «شیخ بهایی» همش در اتاق میگذشت و نمیدانم چرا این سریال آنقدر ضعیف شد؟!
این تاریخ شناس معاصر ادامه داد: همینطور شما میآیید تا دوره نادرشاه؛ نادرشاه یک پهلوان است. وقتی شما سبقه افغان را نشان میدهید مردم میفهمیدند عدم امنیت یعنی چه؟! وقتی آدم زیاد مرفه باشد از صبح تا شب بخورد و بیاشامد و مواد مخدر مصرف کند، این گونه میشود که 12 تا 20 هزار افغانی میآیند و پایتخت 800 هزار نفری را میگیرند. به خدا همه این چیزها را میتوان در فیلمها و سریالها درست کرد. اما متأسفانه میگویند سه ماهه فیلم و سریال بساز.
***
خسرو معتضد سپس ادامه داد که میتوان 800 فیلم و سریال درباره دوره قاجاریه تهیه کرد. از عباس میرزا میتوانید یک قهرمان ملی و اسطوره شجاعت و وطنپرستی بسازید؛ او اصلا به قاجاریه ربطی ندارد؛ پدر و پسر و نوهاش آدمهای مهمل و قاطیای هستند اما عباس میرزا یک موجود فوقالعادهای است؛ او یک نابغه است؛ در پایان هم از بس غصه میخورد سل میگیرد.
این مورخ و تاریخ پژوه ادامه داد: حضور افسران ایتالیایی و روسی در ایران را میتوان سریال کرد. ماجراهای جدایی قفقاز از ایران، جنگ هرات، دیوانهای به نام حاجی میرزا آغاسی، صدر اعظم، کشتن قائم مقام به دست محمدشاه که البته میگویند محمدرضا ورزی یک سریال درباره این موضوع تهیه کردهاست که من ندیدهام. دوره ناصرالدین شاه فوقالعاده است؛ البته سریال «امیرکبیر» تهیه شده که بد نبودهاست. در سریال دومی که دربارهی امیرکبیر ساخته شد، نقشها و عکسها اشتباه بودهاست؛ پرچم ایران بعد از مشروطه سه رنگ بودهاست؛ امیرکبیر به هیچوچه پشت میز نمینشستهاست؛ وقتی من امیرکبیر را دیدم که پشت میز نشسته است، گفتم یک کامپیوتر و دستگاه تلفن هم روی میزش میگذاشتید بد نبود! امیرکبیر که پشت میز نمینشست؛ او پشت میزهای کوچک روی زمین مینشست.
وی گفت: در مورد سریال «عمارت فرهنگی» ورزی، چند پایگاه خبری بر من ایراد گرفتند در حالی که من فقط در مورد لباسها، جایگاه و نشانهای آن زمان نظر دادم و سریال با مشورت شخص دیگر بود. ورزی فارغالتحصیل تاریخ است مشورتهای ما من کرد، اما نگاه او نگاه شخص دیگری است. نکته ای عجیبی از او شنیدم که محمد علی شاه وطن پرست ترین شاه نشان می داد در حالی که او در سال 1290 هنگام مراجعت به ایران خود را رسما تحت پوشش و حمایت روسها خواند.
***
خسرو معتضد دوران مشروطه را پر از حادثه دانست و گفت: بعد از مشروطه جنگ اول جهانی آغاز میشود؛ البته همایون شهنواز کارهایی در این دوران کرده که بد نبودهاست. در مورد احمدشاه اغلب سریالهای تلویزیونی غلط است. تلویزیون احمدشاه را موجودی معصوم و قانونی و مهربان نشان دادهاست؛ این درحالی است که اینطور نبودهاست؛ احمدشاه 12 زن داشتهاست. به احمدشاه «احمد علاف و خباز» میگفتند و ملک الشعرای بهار او را هجو کرده است؛ او کسی بوده که گندمها را انباره میکرده تا در سال گرانی بفروشد.کارگردانان چهرهی غلطی از احمدشاه نشان دادهاند. نمیدانم چرا برخی از این آقایان کارگردان، آنقدر به احمدشاه علاقه نشان دادهاند؟! او آدم مهملی بودهاست؛ چراکه قرارداد 1919 را تأیید کرد و پول هم میگرفت. ماهانه 15 هزار تومان و بعضی اوقات 35 هزار تومان بابت علیالحساب به او میدادند. چرا ما باید به مردم دروغ بگوییم؟! اگر میخواهید محمدرضا شاه را بکوبید، نباید از احمدشاه تعریف کنید. احمدشاه که خیلی عقبتر از محمدرضا شاه بودهاست. او به هیچ وجه هم قانون دوست نبودهاست. زورش نمیرسیده است؛ آنقدر پدرش بدنام بود که کسی به او گوش نمیدادهاست.
***
وی بهترین منابع برای ساخت فیلم و سریال از دورهی مغول را مینیاتورها دانست و افزود: از روی تمام مینیاتورها میتوان لباس درست کرد؛ در دوران قاجار هم از زمان ناصرالدین شاه عکس آمدهاست و قبل از آن هم نقاشی بودهاست که در موزهها پر است. شما اگر به کاخ گلستان بروید تمام درباریان را کشیدهاند اما ما افراد سهل انگار و تنبلی هستیم. کرهییها که مستعمره چین یا ژاپن بودند از هیچ تاریخ میسازند اما اینها دنبال ساخت سریال حضرت مسیح (ع) هستند و میخواهیم کارهای هالیوود دهه 60 و 70 را تقلید کنیم.
***
خسرو معتضد سپس با اعتقاد بر این که ایران از تاریخی غنی برخوردار است، ادامه داد: باید گروهی را برای انتخاب سوژهها در صداوسیما تشکیل داد. یک خانمی از طرف سیما فیلم به سراغ من آمد و مذاکراتی شد. در آن زمان فیلمنامهای هم برایم آوردند که ببینم؛ در آن نشان داده میشد که رضاشاه در سال 1320اتومبیل جیپسوار بودهاست. به نویسنده و کارگردان گفتم میدانید جیپ در سال 1941 اختراع شدهاست؟! چهطور رضاشاه سوار جیپ میشد؟! جیپ 1942 و 43 به ایران آمده است.
وی دربارهی سریال تاریخی «در چشم باد» که قرار است جایگزین «یوسف پیامبر(ع)» شود، گفت: هنوز نمیتوانم دربارهی این سریال نظر دهم؛ اما دیدم کارگردان این سریال همان اشتباه علی حاتمی را کردهاست. در این سریال هم یک تراموا گذاشتهاند و از آن استفاده میکنند. این درحالی است که تراموا در سال 1308 برچیده شد. در دوران جنگ، اصلا ماشین اسبی نبود؛ البته تا سال 1353 در جنوب تهران درشکه بودهاست.
وی گفت: دوره پهلوی پر از سوژه های سریالسازی است مانند کوتا 28 مرداد، زندگی رضا شاه، زندگی مصدق ، زندگی ضیا طباطبایی ، زندگی کاشانی ، اشغال ایران و ملی کردن نفت .
***
معتضد تاکید کرد: وقتی یک فیلم قرار است ساخته شود، به یک جامعهشناس، تهرانشناس، محقق و غیره نیاز است؛ این افراد باید بنشینند و اصول را بررسی کنند.
او در پاسخ به این پرسش که چرا کمتر میتوانیم کار گروهی انجام دهیم؟ گفت: از بس که گاهی خودخواه هستیم؛ من الآن میبینم که قطعا مقالات من باید یک نفر ویراستار داشته باشد، چون کار مرا راحت میکند.البته با ویراستار مشکل دارم؛ چون تاریخ را به اندازه من نمیشناسند. اسامی را اشتباه میکند و من باید با او دعوا کنم. ولی به هر حال این به نفع من است چرا که چشم خطا میکند و بهتر است کسی پس از حروفچینی کتابم را بخواند.
وی سپس در پاسخ به این پرسش که شاید سینماگران ما هم همین مشکلات را با جامعهشناسان و کارشناسان دیگر داشتهاند، گفت: چنین مشکلی نیست؛ جامعهشناس باسواد است. یکی از علل موفقیت من این است که از بچهگی روزنامهنگار بودهام؛ من فکر کنم از سال 36 در روزنامهها کار میکردم. سال 37 به رادیو رفتم و برنامه تولید کردم؛ تا سال 40 روزنامهنگار بودم. سال 43 من سردبیر مجله بودم؛ از آن طرف هم کار علمی و تاریخی در دانشگاه کردم.
***
معتضد بار دیگر به دلیل اقبال بینندگان ایرانی به سریالهای کرهای اشاره کرد و گفت: سریالساز کرهای یک دوره حرفهیی دیدهاست. او میداند که وقتی میخواهی سریال بسازی، اول نمیروی دوربین را بکاری، بلکه اول باید دربارهی آن دوره تاریخی تحقیق کنی. در حقیقت وقتی میخواهی فیلم تاریخی بسازی، باید در جو آن زمان قرار بگیری.
این محقق تاریخ معاصر سپس تصریح کرد: ما در موفقیتهای سیاسی و اجتماعیمان انگیزههایمان را میکشیم؛ ما خیلی به جشنوارههای خارجی اهمیت میدهیم؛ من دیدم اغلب فیلمهایی که ساخته میشوند، فقر و بدبختی مردم ایران را نشان میدهند. اگر بیبیسی را نگاه کنید اغلب فیلمهایی که از ایران نشان میدهد، شما میگویید خدایا این جا ایران است یا کابل؟ بدترین صحنههای این مملکت را نشان میدهند و ایجاد ناامیدی میکنند.
خسرو معتضد در پایان اظهار کرد: بیگانه دلش به حال ما نمیسوزد؛ بیگانه بدش نمیآید ایران وضعیتی شبیه غزه پیدا کند. متأسفانه فکری در بین برخی از روشنفکران ما هست که ما هرچه بدبختی ایرانیها را نشان دهیم، خارجیها خوشحالتر میشوند. قبول کنیم زمانی مردم ایران در سالهای 1270 و 1290 خیلی فقیر و بینوا بودند و هزار مشکل داشتند. اما الآن هنرمند ایرانی مسؤول است که زیباییهای ایران را هم به تصویر بکشد. این درحالی است که ما الآن در یک جشنواره فرانسوی جایزه میگیریم و خوشحالیم که نشان دادهایم ایرانیها فقیر و بدبخت و بیچاره هستند. بیایید باور کنیم که ایران حال حاضر، ایران50 سال قبل نیست. هم اینک فکرهای بدبختی و کافکایی در این مملکت وجود ندارد.

مطالعه برخی کارشناسان درباره گروهی از افراد که با صدای بالاتر از حد مجاز روبهرو بودهاند بر لزوم توجه به این مقوله در برنامه توسعه پنجم و اختصاص بندی مستقل در این زمینه تاکید میکند. به این ترتیب، به منظور پیشگیری از بروز عوارض شنوایی هنگام کار، باید در برنامه پنجم، بندی مستقل در زمینه آلودگی صوتی در محل کار مدنظر باشد و بر همین اساس، لازم است قانونی در مجلس شورای اسلامی تصویب و آییننامه علمی و کاربردی از سوی هیات دولت تدوین شود.
گزارش گروه تحقیقاتی دانشگاه آنتورپ در بلژیک نشان میدهد آلودگی صوتی محل کار، همچنان مهمترین خطر برای شنوایی افراد است. نتیجه این پژوهش در مجله انجمن تحقیقات بیماریهای گوش، حلق و بینی منتشر شده است.
همچنین بررسیها نشان داده است آلودگی صوتی پس از آلودگی هوا، مهمترین آلودگی زیستمحیطی و تهدیدکننده سلامت انسان است، بر اساس اصول شنواییشناسی، در محیطهای با آلودگی بالای 80 دسی بل، هر فرد مجاز است فقط 8 ساعت یعنی یک شیفت کاری فعالیت کند.
در برنامه حفاظت شنوایی، باید تمام افرادی که در معرض سر و صدای محیط کار به میزان 80 دسی بل (مقدار مجاز مواجهه با صدا بر اساس حد مجاز کشور ایران) قرار دارند، تحت تست ادیومتری به صورت پایه سپس به صورت ادواری قرارگیرند. در کنار این موضوع، قانون کشوری نیز باید بر استفاده از راهکارهای مهندسی به معنی کاهش سروصدا در منبع و تعمیر وسایل صدازا یا روش Isolation تاکید کند. و در نهایت به عنوان آخرین راه حل اگر تمامی اقدامات مهندسی موثر واقع نشد، از وسایل حفاظت فردی استفاده شود.
مهندس عمید مرندی، عضو هیات مدیره انجمن متخصصان محیط زیست ایران در این باره میگوید: هدف از درجبندی در برنامه پنجم توسعه در این زمینه، جلوگیری از بوجود آمدن و پیشرفت افت شنوایی ناشی از مواجهه با صدا در کارگران است. در ایالات متحده آمریکا پس از شناخت افت شنوایی به عنوان یک مشکل بهداشتی، سازمانهای بینالمللی در این ایالت، دستورالعملهایی را اعلام کردند که شامل حداقل اصول و مقررات لازم بود تا کارفرمایان بتوانند آنها را در محیط کار برقرار کنند. هر چند اجرای این اصول به تنهایی ضامن جلوگیری از بهوجود آمدن ضایعات شنوایی نیست. وی افزود: مزایای اجرای این برنامه برای کارفرمایان، مستقیما متوجه حفظ و ارتقای سطح تولید خواهد شد. بازده کار افزایش مییابد و سبب کاهش حوادث ناشی از کار میشود و علاوه بر آن، استرس و خستگی ناشی از مواجهه با صدا نیزکاهش خواهد یافت.
این کارشناس تاکید کرد: بنابراین مسوولان اجرایی تنظیم برنامه پنجم تعالی بخش محیط زیست میتوانند با نظر گرفتن بررسی سر و صدا، کنترل سر و صدا، آموزش، پایش وضعیت شنوایی افراد و حفاظت شخصی به تدوین برنامه حفاظت شنوایی اقدام کنند.
گسترش امواج صوتی
نیاز به صنعت در جوامع گوناگون، ایجاد کارخانهها و صنایع تولیدی مختلف را به دنبال داشته است و صنعتی شدن نیز سبب شده تا نیروی انسانی شاغل در تماس همیشگی با وسایل ماشینی و تجهیزات قرار گیرد. عمید مرندی میگوید: آثار ناشی از استفاده گسترده از وسایل ماشینی و تجهیزات صنعتی، انسان را با مخاطرات گوناگون در محیط کار روبهرو میکند از جمله سروصدا که نه تنها سبب بروز برخی بیماریها، بلکه موجب آزار و برآشفتگی فرد نیز میگردد و با ایجاد تداخل در مکالمات و ممانعت از شنیدن اصوات هشدار دهنده، گاه به بروز حوادث ناگوار نیز منجر میشود.
این کارشناس افزود: امواج صوتی به عنوان عاملی ضروری در زندگی انسان به شمار میآیند، زیرا به وسیله آن، امکان ارتباط با دیگران فراهم میشود یا از خبر وقوع حادثهای آگاه میشویم، اما در پارهای از موارد و در شرایط خاص، شنیدن این امواج صوتی و با عوامل ضروری، چندان خوشایند نیست. آن دسته از امواج صوتی که به صورت ناخواسته منتشر میشوند و میتوانند برای شنوایی آزاردهنده باشند، سروصدا (Noise) یا آلودگی صوتی (Noise pollution) نامیده میشوند.
اثرات صدا روی دستگاه شنوایی انسان
سمیه پژهان، کارشناس بهداشت حرفهای، در این رابطه میگوید: وقتی در فرکانسهای معینی افت شنوایی ایجاد شود برای آن که شخص قادر به شنیدن آن فرکانس باشد باید تراز صدا از حد معمول آستانه شنوایی بالاتر باشد، به این سبب افرادی که دچار افت شنوایی هستند، به طور غیرعادی بلند حرف میزنند، چون صدای خودشان را نمیشنوند. به علاوه این افراد اغلب اوقات حرف بی صدا را که دارای فرکانس بالا هستند خوب درک نمیکنند. به این سبب برای آنان درک صحیح کلمات مشکل میشود. شخص با وجود اینکه اصوات حاصل از کلمات را درک میکند، اما قادر به فهم صحیح کلمات و تعقیب مکالمه نیست مگر این که گوینده کلمات را به آرامی و به طور واضح و مشخص ادا کند.
این کارشناس با اشاره به این که این مساله افت شنوایی است و به صورت موقت و دائمی رخ میدهد، گفت: تغییر موقت آستانه شنوایی یا افت موقت شنوایی زمانی اتفاق میافتد که فرد به طور اتفاقی یا به صورت غیرشغلی با امواج صوتی بالاتر از 65 دسیبل روبهرو شود. در این عارضه شخص احساس سنگینی و کیپی در گوش دارد. این آسیب موقت است و پس از قطع مواجهه با صدا، عمدتا در مدت چند ساعت بهبود پیدا میکند. وی با اشاره به افت دائم شنوایی ادامه داد: در صورتی که مواجهه با صدا تکرار شود و به صورت دائمی درآید، افت موقت به افت دائم تبدیل میشود. این افت نه در اثر خستگی دستگاه شنوایی بلکه در اثر تخریب سلولهای مژکدار اندام کورتی صورت میگیرد و اغلب بهبودی به دنبال ندارد.
افت دائم شنوایی در اثر صدا عمدتا از فرکانس Hz 4 هزار شروع میشود و میزان آن بسته به عوامل مختلف فردی و محیطی متفاوت است. خصوصیات فردی مانند سن، سابقه کار، نژاد، تغذیه و بیماریها در این مورد موثر است.
پژهان گفت: فرد زمانی متوجه افت شنوایی خود میشود که در مکالمه و ارتباط اجتماعی دچار محدودیت شده باشد. در چنین شرایطی شخص دچار درجاتی از کری شغلی شده است که اغلب برای بهبودی به درمان جواب نمیدهد.
علل کاهش شنوایی
کارشناسان معتقدند، در اثر تماس با آلایندههای صوتی کاهش شنوایی نیز امکان بروز دارد که شامل عفونتها، تروما، انسداد، تماس صوتی درازمدت، توکسینها، آلرژی و بسیاری از بیماریهاست که اولین علائم کاهش شنوایی که در فرد بروز میکند، میتواند با اشکال در درک کلمات در محیط کار، نزدیک شدن به فرد صحبتکننده یا نگاه کردن به لبهای او، مبهم و ناشناس شدن صداهای آشنا و وزوز گوش همراه باشد.
سمیه پژهان، کارشناس بهداشت حرفهای در رابطه با کاهش شنوایی میگوید: کاهش شنوایی ناشی از سر و صدا بیانگر فقدان شنوایی تجمعی دائمی است که به تدریج پس از ماهها یا سالها تماس با صدای بلند ایجاد میشود. کاهش شنوایی ناشی از سر و صدا اغلب دو طرفه و قرینه است و با قطع تماس پیشرفت آن متوقف میشود. صداهایی که شدتشان به ظاهر کمتر از آن است که بتوانند به گوش آسیب برسانند، اگر با شدت و به مدت کافی فرد را تهدید کنند، میتوانند سبب افت شنوایی شوند. این کاهش شنوایی از نوع حسی عصبی است.
وی افزود: بیش از یکصد سال است کاهش شنوایی از سر و صدا شناخته شده، اما در سالهای اخیر مطالعات بیشتری روی آن انجام شده است. به هر حال هنوز هم پرسشهای بسیاری در این باره وجود دارد که بدون پاسخ مانده است. لازم است کسی که در زمینه بهداشت حرفهای اشتغال دارد (به عنوان مهندس ایمنی، کارشناس بهداشت حرفهای و...) شواهد و مدارکی را در محل کار خود همواره و به طور منظم در دست داشته باشد که در مواقع لزوم (قضاوت در مورد وقوع بیماری شغلی) در اختیار افراد ذیصلاح (طبیب کار و مراجع قانونی) قرار دهد.
سلامت محیط کار
درجه بلندی صدا را میتوان با یک ابزار مخصوص به نام صداسنج اندازهگیری کرد. این ابزار فشار امواج صوتی موجود در هوا را مشخص میکند. کارشناسان نکاتی را برای جلوگیری از اثرات آلودگی صوتی بر سلامت افراد پیشنهاد میکنند به عنوان مثال بهتر است در صورت امکان تجهیزات را عوض کرده یا آنها را تنظیم کنید.
دستگاه پرصدا را در کمرفت و آمدترین نقطه قرار دهید یا اتاقی که دستگاه در آن است را با عایق صوتی بپوشانید.
سعی کنید طوری برنامهریزی کنید که در طول روز در بخشهای کمصداتر محل کار نیز حضور داشته باشید و تمام مدت در معرض صدا نباشید.
از لوازم شخصی حفاظتی مانند گوشی یا محافظ داخلی گوش استفاده کنید.
بازرسان سلامت شغلی و متخصصان میتوانند در کاستن آلودگی صوتی محل کار به شما کمک کنند. درجه صدا باید مدام اندازهگیری شود و تمام اقدامات ممکن برای حفظ شنوایی کارکنان باید انجام شود. شرکتها و کارخانهها باید هر ساله یک تست شنواییسنجی برای کارکنان خود تدارک ببینند و پیشگیریهای لازم را انجام دهند زیرا هنگامی که شنوایی آسیب دیده باشد، قابل برگشت نخواهد بود. اگر احساس میکنید دچار اختلالات شنوایی شدهاید، بلافاصله با پزشک تماس بگیرید. سردرد، فشار خون، خستگی و سوءهاضمه ازجمله عوارض در معرض آلودگی صوتی بودن است.
سر و صدای زیاد و طولانیمدت در محل کار، قدرت شنوایی شما را چنان تدریجی و بدون درد و رنج از بین میبرد که شما متوجه این زوال تدریجی نخواهید شد. بخشهایی از گوش که وظیفه آنها انتقال اصواتی با فرکانس بالاست، اولین قسمتهایی هستند که دچار آسیب میشوند.
میزان این صدمه به بلندی صدا و مقدار صدایی که شما در معرض آن هستید، بستگی دارد. صدای انفجارهای ناگهانی مانند شلیک اسلحه، میتواند موجب آسیب آنی شود.
بعضی از افراد که در معرض اصوات بیش از حد بلند هستند، دچار حالت زنگ زدن گوش میشوند که فرد مبتلا به آن به طور دائم از شنیدن صدای وزوز یا سوت از درون گوش خود رنج میبرد. در بسیاری از موارد که فرد شنوایی خود را به سبب آلودگی صوتی از دست میدهد، درمانی وجود ندارد و وسایل کمک شنوایی تنها میتوانند صداها را تقویت کنند، اما نمیتوانند شنوایی عادی را به فرد بازگردانند.
آلودگی صوتی گذشته از آسیب جدی که به شنوایی وارد میکند و قرار گرفتن در معرض اصوات شدید و مداوم میتواند مشکلات دیگری نیز تولید کند. ازجمله سردرد، فشار خون بالا، خستگی، تحریکپذیری، زودرنجی، سوءهاضمه، افزایش قابلیت بدن در ابتلا به بیماریهایی چون سرماخوردگی و عفونتهای جزئی.
بهتر است پیش از دیر شدن به نکات بهداشتی که برای جلوگیری از اثرات آلودگی صوتی از سوی کارشناسان مطرح میشود توجه کنید.
حمیده هاشمی