«نارساخوانی» یا «دیس لکسی» -محدثه آذرپور - معلومات عمومی + دانشنامه ویکی پدیا + سایت مرجع

معلومات عمومی + دانشنامه ویکی پدیا + سایت مرجع

سایت مرجع اطلاعات عمومی ، سایت مرجع مقالات ، سایت مرجع اطلاعات عمومی . معلومات عمومی . اسامی شاهنامه . اسامی ساختمان . اسم دختر شاهنامه ای . اسم دختر ایرانی در شاهنامه . اسامی زنان شاهنامه . اسامی دختر در شاهنامه . اسامی دخترانه شاهنامه . 15,331,201

دوشنبه 2 اسفند‌ماه سال 1395 ساعت 03:57 ب.ظ

«نارساخوانی» یا «دیس لکسی» -محدثه آذرپور

محدثه آذرپور می نویسد

خوانش پریشی یا اختلال در یادگیری هنگام مطالعه

«نارساخوانی»، خوانش پریشی یا «دیس لکسی» (Dyslexia) عبارت از اختلال در خواندن و نیز قابل فهم نبودن مطالب خوانده شده است. از آن جایی که تا به حال نتوانسته اند این اختلال را به ضایعه چشمی ربط دهند، دیس لکسی اصطلاح مبهمی است که با معانی مختلف در مورد اختلالات و آسیب های سیستم عصبی مرکزی، دژنرسانس و در موارد نداشتن توانایی در یادگیری خواندن و نوشتن روش های معمولی آموزشی به کار برده شده است. بر خلاف صاحب نظران امور پزشکی، متخصصین تعلیم و تربیت، دیس لکسی را به مفهوم اشکال در یادگیری خواندن در کودکان باهوش متوسط یا بالای متوسط بدون هیچ گونه اختلال مشخص در سیستم عصبی یا روانی در نظر می گیرند.
جامعه بین المللی متخصصین اعصاب دیس لکسی را به معنی اختلال در یادگیری خواندن علی رغم تعلیمات معمول، ضریب هوش طبیعی و موقعیت اجتماعی و فرهنگی مطلوب تعریف
کرده‌اند. در واقع خوانش پریشی هیچ رابطه ‌ای با سطح آی‌کیو یا هوش و توانایی ‌شناختی فرد ندارد.
واژه دیس لکسی مشتق از واژه یونانی و به معنای اشکال در خواندن کلمات است. این مسأله نه فقط به معنای مشکل در خواندن کلمات بلکه به صورت گسترده تر اشکال در هجی کردن، نوشتن و دیگر جنبه های زبانی نیز است. فدراسیون جهانی نورولوژی نارساخوانی را این چنین تعریف می کند: «اختلالی است که به رغم آموزش متعارف، هوش کافی و وجود امکانات اجتماعی، اقتصادی، فرد در خواندن مشکل دارد. فرد نارساخوان ممکن است در تبدیل سمبل های نوشتاری به گفتار (خواندن) و کلمات بیان شده به سمبل های نوشتاری (هجی کردن و نوشتن) مشکل داشته باشند. دیگر سمبل های زبانی مانند نت خوانی موسیقی و ریاضیات نیز ممکن است دچار آسیب شده باشد. با توجه به این نما از اختلال بهتر است نارساخوانی به عنوان یک مشکل در پردازش اطلاعات در نظر گرفته شود.»
دیس لکسی به طور جامع به معنی اختلال در کلمه خوانی، نارساخوانی یا خواندن پریشی به کار می رود و امروزه به عنوان
مهم ترین ناتوانی در مجموعه یادگیری قرار گرفته است.
خوانش پریشی یک سندرم آموزشی است و فقط با شروع خواندن و نوشتن کودک شروع می شود. به طور کلی تمامی واژه های دیسلکسی، خوانش پریشی و نارساخوانی مربوط به اختلال در خواندن است.
بنابراین تعاریف ، دیس لکسی را به سه گروه تقسیم بندی کرده اند: دیس لکسی اگزوژن (کندی در خواندن)، دیس لکسی آندوژن و دیس لکسی تکامل اوّلیه یا دیس لکسی حقیقی. دیس لکسی اگزوژن بسیار شبیه به آمبلیوپی ناشی از محرومیت دید به علت محرومیت تحریک ایجاد می شود. مبتلایان به این گروه ممکن است از هر میزان ضریب هوشی بهره مند باشند اما از تحریک کافی یا تجربه برای به دست آوردن مهارت در خواندن محروم
بوده اند. این کودکان ممکن است متعلّق به خانواده ای باشند که مهارت های محاوره ای آن ها کم است یا کودک برای کسب مهارت های گفتاری تشویق و تحریص نمی شوند. همچنین ازدحام در کلاس های درس یا برخوردهای غیر عادی و غیر منطقی
بین دانش آموز و معلم نیز می تواند جلوی تکامل خواندن را در کودکان بگیرد. در واقع به این گروه کودکان نمی توان برچسب دیس لکسی زد چرا که اختلال آن ها به علت محرومیت است و از نداشتن توانایی در یادگیری نیست.
در نمونه دوم دیس لکسی یعنی آندوژن، این اختلال مربوط به کودکانی است که اختلال آن ها در خواندن ناشی از پایین بودن بهره هوشی است و امکان دارد به شکل موروثی یا ثانوی به
بیماری ها و صدمات وارده به سر باشد. در این مورد بیمار باید زیر نظر تعلیمات ویژه قرار بگیرد. کیفیت مهارت خواندن در این بیماران بستگی به میزان بهره هوشی دارد.
دیس لکسی اولیه یا حقیقی به حالتی گفته می شود که اختلال توانایی خواندن بیش از حدی است که بتوان آن را به سطح هوش و وضعیت محیط خانواده و سابقه تعلیمات نسبت داد. دیس لکسی واقعی ممکن است در کودکان دارای بهره هوشی بالا، متوسط یا پایین اتفاق بیافتد. در این حالت میزان ناتوانایی ها متنوع و متفاوت خواهد بود و ممکن است از اختلال شدید تا اختلال در تلفظ یا حتی پایین بودن سرعت خواندن متغیر باشد.
در دیس لکسی حقیقی دانستن چند نکته ضروری است. ابتدا این که در تشخیص و درمان دیس لکسی باید جنبه های طبی، تعلیم و تربیتی و سایکولوژیک را در نظر گرفت. همچنین هیچ گونه اختلال در چشم که نشان دهنده اختلال در خواندن باشد وجود نداشته باشد. در این بیماران بهبود وضعیت آموزشی در جهت تقویت آموزش بصری و نورولوژیک تأثیری در بهبود اختلال ندارد. استفاده از عینک برای این بیماران فقط اختلال انکساری را اصلاح می کند و هیچ گونه نقشی در درمان آن ندارد.
آموزش این گونه کودکان یکی از مشکلات عمده آموزش و پرورش است. در واقع دیس لکسی واقعی به دلیل اختلال یا نقص در تجزیه و تحلیل اطلاعات بینایی به وجود می آید. اگر چه معاینه چشمی این کودکان طبیعی است اما مسؤولیت اثبات تشخیص بر عهده چشم پزشک است زیرا اختلالات بینایی که منجر به کاهش دید شده است می توانند نشانه های دیس لکسی را تقلید کند.
اختلال یادگیری تقریباً در 5 تا 10 درصد جمعیت فراوانی دارد. حدود نیمی از اختلال های یادگیری در حوزه های اختلال خواندن طبقه بندی می شوند. در بیشتر موارد شروع اختلال یادگیری در فاصله زمانی پیش از دبستان تا کلاس دوم مشخص می شود. شروع پیش از کلاس اول معمولاً نشانگر نوعی تأخیر رشدی در زبان، تأخیر در یادگیری مفاهیم جدید در خانه یا تأخیر در عملکرد در مقایسه با همسالان پیش دبستانی و مهد کودکی است. تشخیص اختلال یادگیری در سال های قبل از ورود به مدرسه بسیار کار دشواری است. معمولاً مشکلات یادگیری با درمان بهبود می یابند ولی در بسیاری موارد با شدت کمتر تا بزرگسالی ادامه می یابد. میزان بروز این اختلال خواندن در پسران سه برابر بیشتر از دختران است.
از نشانه ‌های اولیه این ناتوانی دیر صحبت کردن کودک است و بعد از آن نوشتن آینه ‌ای کودک که در آن نوشتن واژه‌ ها بر عکس و مانند آینه است. از نشانه‌ های سنین بالاتر، می ‌توان به ناتوانی یا مشکل در هجا کردن واژه، یافتن هم ‌قافیه برای واژه یا مشکل در تلفظِ صدا یا ترکیب واژه‌ ها و صداها اشاره کرد. عمومی ‌ترین نشانه آن دیکته‌ بسیارضعیف کودک و تمایل به نوشتن حروف بیشتر یا کمتر هنگام نوشتن واژه‌ ها است. از دیگر نشانه ‌های عمومی خوانش ‌پریشی این است که یک فرد خوانش ‌پریش واژه را زودتر یا دیرتر از جایی که باید قرار گیرد در جمله می ‌گذارد و همچنین هنگام خواندن، واژه‌ ها را جا به ‌جا می‌ خواند. معمولاً فرد
خوانش ‌پریش سطح نوشتاری‌ اش بسیار پایین ‌تر از سطح معلومات و هوش عمومی‌ اش است و از همین طریق می ‌توان به خوانش ‌پریشی او پی برد مشکلات در نارساخوانی به طور خاص ناشی از عملکرد و ساختار غلط مغز در پردازش زبان آوایی و زبان نوشتاری، بینایی و زبان حرکتی ارتباطی است. بسیاری از افراد مبتلا به اختلال در خواندن، شواهدی را در مورد فقدان پیشرفت سلول های مغز نشان می دهند که در نواحی بینایی و شنوایی باعث گسترش مشکلات در خواندن می شود. این ناشی از وجود مشکلاتی در نورون هایی است که یک شبکه در مغز تشکیل داده اند و به نظر می رسد برای تغییرات زمانی تخصص یافته اند. سلول های مذکور دارای یک سطح مولکولی هستند که با هم ارتباط برقرار می کنند و ارتباطات با یکدیگر را تشخیص می دهند.
بعضی افراد مبتلا به اختلال در خواندن به طور مشخص دست خط آن ها بسیار ناخوانا است. مطالعه متابولیسم مخچه این افراد نشان داده است، عمل مخچه ممکن است در افراد مبتلا به اختلال در خواندن آسیب دیده باشد و این ممکن است ریشه مشکلات
آن ها در بدخطی باشد. بعضی دانشمندان علوم اعصاب معتقدند مخچه علاوه بر نوشتن، خواندن و حرکات، در شناخت برنامه ها دخالت دارد. اگر چنین نظریه ای درست باشد، کمبود در عمل مخچه نیز می‌تواند به مشکلات یادگیری خواندن، نوشتن و تلفظ اضافه شود.
برخی از کودکان مشکلات نداشتن توانایی در تشخیص شنیداری صداها را دارند که این مشکل ممکن است در نتیجه عفونت گوش که فرد قبلاً به آن مبتلا شده است ایجاد شود. برخی دیگر از کودکان ممکن است به صورت مادرزادی دچار ناتوانی باشند. گروه دیگر از کودکان دارای مشکلات تمیز بینایی هستند که ممکن است حروف و کلمات را به صورت واژگون بنویسند. مشکل آن ها در ارتباط حروف با یکدیگر است که مربوط به ذخیره ذهنی حافظه بلند مدت آن ها است.
مشکلات بچه هایی که اختلال در خواندن دارند ناشی از ضعف قدرت و عملکرد در مغز آن ها است. در این کودکان
چشم‌ها و گوش ها به صورت عادی عمل می کنند اما قدرت تمرکز برای سرعت تجسم در حافظه یا تلفظ قبل از این که آن‌ها به درجه بالاتری از عملکرد هوش برسند، پایین است. در واقع علت اختلال خواندن، پیموده نشدن سلسله مراتب خواندن است؛ منظور این است که ابتدا پایه زیرین در کودک کامل شود و بعد پایه‌های دیگر طی شوند.
برای افراد مبتلا به اختلال در خواندن درمان های گوناگون وجود دارد. کودکانی که دچار مشکلات خواندن هستند با توجه به ضعفی که در این مهارت از خود بروز می دهند نمی توانند در برنامه های آموزشی مدرسه پیشرفت هایی حاصل کنند. از لحاظ تاریخی، آموزش خواندن نخستین مسؤولیت مدارس بوده است. از جمله شیوه ها استفاده از روش ها ی آوایی و کل خوانی هستند که در شیوه اول آموزش مبتنی بر آموزش آواها به صورت جداگانه و در نهایت ترکیب آن ها برای رسیدن به کلمه و کد برگردانی اطلاعات و معنا است و شیوه دوم شیوه کل خوانی یا روش ببین و بگو است که در این شیوه شکل کلی کلمه ارایه می شود و کودکان مبتنی بر حافظه بصری خود به یادگیری کل کلمه و کد برگردانی آن به یک باره می پردازند. بهترین روش تلفظ هنگام خواندن استفاده از وسایل بازی حروف صدادار است.
برای درمان این نوع کودکان که اختلال در خواندن دارند بعضی از متخصصان کلاس های تقویتی توصیه کردند که این کلاس ها در ناتوانی شدید و اختصاصی یا اولیه با ضایعه مغزی کارساز نیست ولی در انواع ثانوی مؤثر است و کودک به خوبی پیشرفت می کند.
مطالعات نشان می دهند که شنیدن و به ویژه یادگیری موسیقی می تواند برخی از عملکردهای مغزی را اصلاح کند و کارایی مغز در زمینه های دیگر مفهومی را بهبود بخشد. در واقع موسیقی یک تجربه چند حسی است.
ساقه مغز یک منطقه مشترک برای بررسی تحریکات موسیقایی و زبانی است. به همین منظور آموختن موسیقی می تواند به کودکان در توسعه توانایی های زبانی کمک کند و به عنوان راه حلی برای درمان آسیب های زبانی مثل بیماری دیس لکسی مورد استفاده قرار گیرد.

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :