پیرنیای - معلومات عمومی + دانشنامه ویکی پدیا + سایت مرجع
X
تبلیغات
زولا

معلومات عمومی + دانشنامه ویکی پدیا + سایت مرجع

سایت مرجع اطلاعات عمومی ، سایت مرجع مقالات ، سایت مرجع اطلاعات عمومی . معلومات عمومی . اسامی شاهنامه . اسامی ساختمان . اسم دختر شاهنامه ای . اسم دختر ایرانی در شاهنامه . اسامی زنان شاهنامه . اسامی دختر در شاهنامه . اسامی دخترانه شاهنامه . 15,331,201

جمعه 25 تیر‌ماه سال 1395 ساعت 11:37 ق.ظ

پیرنیای


پیرنیای
تاریخ نگار
احمد یاوری


حسن پیرنیا، ملقب به مشیرالملک و بعدها مشیرالدوله(1291هـ ق/1253 ش- 1354 هـ ق/1314ش).

او پژوهشگر، مورخ، بانی و مؤسس آموزش عالی حقوق در ایران. از رجال اواخر عهد قاجاریه و اوایل دوره پهلوی بود .

وی دارای «نشان اقدس»، «حمایل درجه یک» از احمدشاه «نشان درجه یک تاج»، «نشان درجه یک عقاب سفید» از روسیه، «نشان درجه یک سن‌ژرژ» از انگلستان، «نشان لژیون دونور» از فرانسه،‌«نشان درجه یک گیوم دوداسو» از هلند، «نشان درجه یک مجیدیه» از عثمانی.

او با راه‌اندازی مدرسة عالی علوم سیاسی، و بعدها تبدیل آن به مدرسة عالی حقوق، این امر را محقق کرد و نخستین رئیس این تشکیلات علمی بود و تلاش‌های بسیاری برای گشایش و شکل‌گیری نظام علمی مدارس عالی علوم سیاسی و حقوق در ایران کرد. از زمانی که مشکلات عدیده سیاسی و مالی راه ترقی را کند و مسدود ساخته بود، حسن پیرنیا با کوشش‌های مجدانه و پیگیر خود موفق به تأسیس مرکز آموزش عالی حقوق و علوم سیاسی در ایران شد.

با آن که در پیدایش فرهنگ جدید و ایجاد دادگستری ایران بیشترین سهم از آن او است، نگارش سه جلد تاریخ ایران باستان، مقام حق او را بر ملت ایران بسیار بالا می‌برد.

استاد دکتر‌ باستانی پاریزی ویژگی‌های مشیرالدوله را بر شمرده است: «در مرحله اول باید از تقوای سیاسی مشیرالدوله یاد کرد. این مرد در واقع بیش از بیست سال مستقیماً در همه جریان‌های سیاسی مملکت دخالت و نفوذ و اثر مستقیم داشت و، از 1318هـ ق /1279 ش تا 1344 هـ ق/1304 ش، که یکی از بحرانی‌ترین دوران مملکت بود، در سمت‌های وزارت عدلیه و صدر اعظمی چهره حساس و درخشانی بود.

اصولاً هیچ جا دیده نشده است که مشیرالدوله از مقام سیاسی خود سوء استفاده کرده باشد، چه از نظر مادی، چه از نظر معنوی و چه از نظر این که بستگان خود را مسلط کرده باشد، و این امر از جهت تقوای سیاسی مشیرالدوله بسیار با اهمیت است. ویژگی دیگر او میهن پرستی این مرد و علاقه به مملکت بود. وی، در همه مقام‌هایی که داشت، حاضر نشد کوچک‌ترین کاری برای ادامه حیات سیاسی خود به ضرر مملکت بکند و، به محض برخورد با ناملایمات و تقاضاهای نابخردانه که از او می‌شد، استعفا می‌داد. بعضی‌ها از نقاط ضعف او می‌دانستند، حال آن که من این را بزرگ‌ترین صفت سیاسی و ناشی از شخصیت بارز وی می‌دانم؛ زیرا هیچ گاه برای مقام یا یک هدف غیرمعقول داخلی و خارجی اهل بند و بست و ساخت و پاخت نبود.

سومین وجه مشخص این چهره سیاسی این است که وی، با وجودی که از طبقه حاکمه و اشراف به شمار می‌رفت و پدرش صدراعظم بود، در طول زندگی، هیچ‌گاه طبقات مختلف مردم را از مقابل دیدگان خویش دور نساخت و هر اقدامی که می‌کرد یک گوشه‌اش به رفاه، زندگی و آسایش مردم منتهی می‌شد.»

حسن مشیرالدوله، فرزند میرزا نصرالله خان مشیرالدوله، در تبریز به دنیا آمد. در شش سالگی با پدر و مادر و برادرش حسین، که دو سال از او کوچک‌تر،‌و علی، که از هر دو کوچک‌تر بود، و خواهرش به تهران آمدند. از آنجا که میرزا نصرالله خود مردی با فضیلت، آزاده و روشنفکر بود، از ابتدا به فکر تحصیل فرزندان خود افتاد و وسایل تحصیل آنان را فراهم کرد. آموزش مقدماتی زبان‌های فارسی و عربی را حسن‌خان از معلمان سرخانه گرفت که، از آن میان، شیخ لطفعلی از طلبه‌های مدرسة مروی را می‌توان نام برد.

حسن و حسین و علی، پس از فرا گرفتن علوم مقدماتی، برای ادامه تحصیل و آشنا شدن به اوضاع عمومی کشورهای متمدن راهی اروپا شدند. علی و حسین به پاریس رفتند و هر دو در در تحصیل پیشرفت شایان توجهی کردند، اما در این فاصله علی به بیماری سل مبتلا شد و، چندی بعد، در بیست و چهارسالگی درگذشت.

حسن برای ادامه تحصیل به روسیه رفت. به قرار اظهار داوود پیرنیا، پدرش، حسن‌خان مشیر‌الدوله، هنگام عزیمت به روسیه، چهارده‌سال داشته است و، بنا به گفته مستوفی نصرالله‌خان، هنگامی که ملقب به مصباح‌الملک و رئیس اداره روس بود،سه پسر خود را برای تحصیل به اروپا فرستاده بود، و چون، در 1308 هـ ق/1269 ش، از مصباح الملکی به مشیرالملکی تغییر لقب یافته، قاعدتاً باید حداکثر تا این تاریخ، که حسن‌خان هفده سال داشته، او را به خارج فرستاده باشد. هنگامی که حسن‌خان عازم مسکو بود، تنگ نظران به ناصر‌الدین‌شاه سعایت کردند و، به دستور شاه، او را در بندر انزلی متوقف کردند و از ادامه سفر او جلوگیری شد؛ اما پدرش که در آن زمان عضو وزارت خارجه بود، به توسط امین‌السلطان مجدداً وسایل حرکت او را فراهم کرد.

حسن، در روسیه، در مدرسة «کارکسی کرپوس» در شهر پطرزبورگ، که یکی از مدارس نظامی معتبر بود، به ادامه تحصیل پرداخت. پس از طی این دوره، که سه سال دوام یافت، به مدرسة علوم سیاسی رفت و، چون این رشته را موافق ذوق و طبع خود یافت، آن را با موفقیت به پایان رسانید. پس از اتمام تحصیلات،‌به سمت وابستة سفارت ایران در پطرزبورگ منصوب و به کار مشغول شد.

وقتی پدرش، پس از درگذشت محسن‌خان مشیرالدوله، به وزارت امور خارجه رسید، چون خود را به همکاری دانا و آگاه به امور سیاسی سخت نیازمند دید، حسن را از روسیه احضار و ریاست دفتر وزارت را به او سپرد و برای او لقب مشیرالملک را نیز گرفت. تأسیس آرشیو وزارت امور خارجه در این دوران نیز از اقدامات او است.

میرزا حسن خان، که به حقیقت، آزاده و روشنفکر بار آمده بود، چون نیک دریافته بود که، بدون نشر فرهنگ و آزادی، ایران به جایی نمی‌رسد، بر آن شد اندک اندک و آرام آرام چندان که بتواند در رفع این دو نقض بزرگ بکوشد.

باید گفت که سال‌های اولیه زندگی این مرد( 1300 هـ ق/1261 ش- 1317هـ ق/1278ش) از مهم‌ترین دوران تحول تاریخ ایران محسوب می‌شود. روزگاری است که ایران با تمدن جدید اروپایی، با وجود مخالفت درباریان و رجال عهد ناصری، آشنا شده، روزنامه‌ها به ایران می‌رسد و اخبارعالم را همه می‌دانند.

اما رجال آن عصر حاضر به قبول تحولات زمان نیستند و دربار ناصر‌الدین‌شاه دست کمی از عهد فتحعلی شاه ندارد. در همین سال‌ها، در دورانی که هنوز بیش از پنج سال از قتل ناصر‌الدین ‌شاه نگذشته بود، حسن‌خان مشیرالملک پدر خود را، که به صدارت اعظمی رسیده بود، وادار نمود تا زمینه را برای ایجاد یک مدرسةعالی علوم سیاسی فراهم سازد و این از اقدامات بزرگ پیرنیا است؛ زیرا که مدرسه سیاسی هسته اصلی پیدایش دانشکده حقوق و علوم سیاسی امروز است که کوچک‌ترین نتیجة آن تربیت یک گروه کم نظیر از قضات و حقوق‌دانان نامدار در تاریخ قضایی ایران و رکن اعظم کادر سیاسی وزارت خارجه به شمار می‌رود. برای مخارج این مدرسه ، چهارهزار تومان از تفاوت عمل معدن فیروزة خراسان برقرار نمودند و مدرسة سیاسی، در 15 شعبان 1317هـ ق /28آذر/1278 ش، تأسیس گشت و حسن پیرنیا ریاست این مدرسه را به عهده گرفت و تا 1320 هـ ق/1281 ش، که به مأموریت پطرزبورگ رفت، در این سمت باقی بود.

حسن پیرنیا، که مردی زبان‌دان و فهیم بود، در 1317 هـ ق/1278 ش و 1319 هـ ق/1280 ش، به عنوان مترجم خاص، همراه مظفرالدین‌شاه به اروپا رفت و اوهانس خان عمادالوزاره رئیس دارالترجمة وزارت خارجه را مأمور کرد که در مدرسة سیاسی به جای او به تدریس بپردازد.

حسن پیرنیا در 1320هـ ق/1281 ش، به سفارت ایران درپطرزبورگ مأمور شد و در 1323 هـ ق/1284 ش به ایران بازگشت.

بعد از مرگ پدر، مشیرالملک به مشیرالدوله ملقب و نخستین‌بار در کابینة ناصرالملک وزیر امور خارجه شد (18 رمضان 1325هـ ق/1286ش). در 1327 هـ ق/1288 ش، پس از فتح تهران و تشکیل کابینه ولی‌خان سپهدار اعظم، که وزیر عدلیه گردید، برای اصلاح عدلیه- به خیال خود- یک عده از قضات را بدون محاکمه، به خلاف قانون اساسی، از عدلیه اخراج کرد و این عمل مخالف توقع مردم از مشیرالدوله بود؛ اما نمی‌توان ندیده گرفت که، در آن موقع، مشیرالدوله یکی از بهترین اشخاص قانونی ایران بود، به طوری که صدرالاشراف دربارة تجدید حیات عدلیه و اصلاحات مشیرالدوله در دادگستری ایران می‌نویسد:« در سال 1328 در کابینة سپهسالار، مشیرالدوله وزیر عدلیه از مجلس و رئیس دولت اجازه خواست تا شش ماه در منزل بنشیند و قوانین و تشکیلات اصول محاکمات را تدوین نماید. مجلس و دولت با این تقاضا موافقت کردند. مشیرالدوله به خانه رفت و بعد از چند ماه قانون اصول محاکمات را نوشت و تقدیم مجلس کرد. قانون تشکیلات از تصویب گذشت، ولی قانون اصول محاکمات با مخالفت علمای طراز اول مواجه شد. وقتی مشیرالدوله سکته کرد، حاج محتشم السلطنه به عیادت او رفت و از ترقیات ایران گفت‌وگو به عمل آمد. مشیرالدوله، در عین بیماری و ضعف، گفت: مهم‌تر از همة این ترقیات، تأمین قضایی است و، اگر این امر صورت گیرد، بقا و دوام این ترقیات تضمین شده است.»

مشیرالدوله در همه جا، جانب مردم و عامه و در عین حال رعایت حق و انصاف و حفظ آرامش را می‌گرفته است. شخصیت مافوق عادی و قابل قبول او، هم در بین اشراف و هم در طبقة متوسط، موجب می‌شد که در بیشتر مسائل عنوان حکم و واسطه داشته باشد، بدون سبب نبود که، این موارد دربارة مشیرالدوله به طرز گسترده‌ای به عالم مطبوعات نیز کشیده شد و دربارة شخصیت انسانی او قلم‌فرسایی کردند؛ از جمله، ملک‌الشعرا بهار در سرمقالة روزنامه ایران (دوشنبه 18 شوال 1328 هـ.ق، س4، ش198) می‌نویسد: «بالاخره بحران خاتمه پذیرفت و آقای مشیرالدوله زمامداری حکومت را به اتفاق رفقای محترم خود در دست گرفت.

اشخاصی که به اخلاق و روحیه و عقاید سیاسی و اجتماعی آقای مشیرالدوله پی برده‌اند و در امور سیاسی با این عنصر پاک نهاد مصاحبه کرده‌اند به خوبی می‌دانند که، در حال حاضر، سر و کار مملکت و ملت ایران با چه شخصی است.

اما راست است که یک روزنامه‌نگار بی‌طرف بایستی در آغاز هر حکومتی بنویسد که همه ما امروز ناظر اعمال و تماشاچی امور بوده و، در موقع عمل، خوب را خوب و بد را بد خواهیم نوشت. ولی ما، که دیری است دخیل در جریان‌های سیاسی و یا لااقل تماشاچی اوضاع پلیتکی مملکت خود بوده‌ایم، خوب تشخیص داده‌ایم و مکرر بر مکرر همه در صفحات جراید مرکز تصریح نموده که آقای مشیرالدوله هر وقت که بخواهند و موقع به دست آورند می‌توانند اصطلاحات عمومیه و خدمات نمایان به خرج دهند.»

روزنامة دستور اخوت نیز در‌ آن سال‌ها (29 ذیحجه 1340)، ضمن چاپ تصویری از مشیرالدوله، دربارة وی می‌نویسد: «به نام قدردانی از عملیات رامرد ایرانی حضرت آقای مشیرالدوله، که توجهات عامة ملت ایران را به خود معطوف داشته‌اند، تمثال بی‌مثال معظم له را زیب بخش مختصر خود نموده. آقای مشیرالدوله اولین رجال پاکدامن و فعال ایران است و خدمات ایشان در راه آزادی و حریت قابل انکار است و توجهات تودة ملت همواره متوجه بصیرت معظمش بوده و ایشان را یگانه عنصر صالح ایران می‌دانند».

بعد از تصویب قانون لغو القاب، رجال سیاسی عصر ما، برای انتخاب نام خانوادگی، جزء مضاف لقب خود را به طور مطلق و «یاءِ» ملحق به «یاءِ»نسبت فارسی و «یانِ» نسبت ارمنی و فرنگی برای نام خانوادگی خود برگزیدند. مستوفی، وثوق، قوام، اتابکی، امینی، فرمانفرمائیان، ولی میرزا حسن‌خان مشیرالدوله و میرزا حسین‌خان مؤتمن‌الملک، برادرش، مشیر و مؤتمن را رها کردند و به افتخار نسبت «پیر»، عبدالوهاب عارف نایینی، جد پدری خویش، خود را پیرنیا نامیدند.

از نظر محمد محیط‌طباطبایی: «مشیرالدوله پیرنیا یکی از سه شخصیت ممتاز بعد از استقرار حکومت مشروطه در ایران است که هر سه از حسن قبول و اعتماد مردم برخوردار بودند. میرزا حسن‌خان مستوفی‌الممالک، سیدحسن مدرس و میرزا حسن‌خان مشیرالدوله در تاریخ مشروطة ایران شایستة فکر جمیل و تجلیل و همچنین تجزیه و تحلیل اعمال و افکار سیاسی بوده‌اند و بحث دربارة زندگانی و آثار ایشان به رفع نواقص تاریخ مشروطة ایران می‌تواند کمک شایانی بکند.»

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :