به جمالزاده و حکمت - معلومات عمومی + دانشنامه ویکی پدیا + سایت مرجع
X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

معلومات عمومی + دانشنامه ویکی پدیا + سایت مرجع

سایت مرجع اطلاعات عمومی ، سایت مرجع مقالات ، سایت مرجع اطلاعات عمومی . معلومات عمومی . اسامی شاهنامه . اسامی ساختمان . اسم دختر شاهنامه ای . اسم دختر ایرانی در شاهنامه . اسامی زنان شاهنامه . اسامی دختر در شاهنامه . اسامی دخترانه شاهنامه . 15,331,201

جمعه 25 تیر‌ماه سال 1395 ساعت 11:35 ق.ظ

به جمالزاده و حکمت


گزیده‌ای از نامه‌های ملک الشعراء بهار
به جمالزاده و حکمت
زهیر رضوی


قربانت شوم. شاعری در سیصد سال پیش آرزویی کرد و فی‌الفور خود به خود از آن آرزو برگشت. گفت:

خواهم به سر کوی تو پرواز کنم

اما چه کنم بال و پری نیست مرا

چند قرن گذشت. همنوعان شاعر برای نوع خود، بال و پری ترتیب دادند و شاعر با آن بال و پر به سر کوی دوست خود پروازکرد. ولی دوست، کوی خود را خالی گذارد، به کوهی پناه برده بود. نکند از ترس گران جانی و سرگردانی شاعر گریخته باشد. «ساوی الی جبل یعصمنی من الماء». ولی معروف است کوه به کوه نمی‌رسد ولی آدم به آدمی می‌رسد. سرکار هر قدر از فقرا دوری کنید و کوه به کوه از ما بگریزید، عاقبت قلاب ارادت هر دو را می‌کشد زیرا به خلاف تصوری که شاید موجب دوری باشد، تجانسی در کار و رشته ارتباطی در میان هست. هر وقت باشد ولو یکطرفه این رشته ارتباط روحی کار خود را می‌کند.

امیدوارم به وجود مبارک خوش گذشته باشد و حال سرکار خانم هم در این سفر رو به خوبی نهاده باشد. اما مخلص. از روز ورود هنوز از خانه بیرون نرفته ام زیرا بین راه خاصه از پایتخت یونان و ایتالی، به قدری به ما سرما دادند که از حد طاقت بیرون بود. معذالک امشب که درجه گذاشتم تب از یک عشرو نیم بالاتر نبود. حالا بعضی دوستان پیشنهاد می‌کنند که خود را به معاینه‌های ارباب کلینیک معطل نکن. به کوهستان نزد ارباب سناتوریوم برو. عقیده حضرتعالی و گروهی از دوستان، همان است که در ژنو معاینه‌ای بشود و هر گاه ضرورت بود به سناتوریوم بروم.

از جمله امراضی که دارم و معالجه آن دشوار است، مرض تردید است و شکی نیست هر گاه وجود مبارک این جا می‌بود، تردید من مورد نداشت. متأسفانه جناب عالی در کوهستان و آقای میکده عزیز که طرفدار فکر سناتوریوم است، در برن و من این جا تنها و بوسه به پیغام می‌فرستم. فعلا ابتلای مختصر دندان هم در کار بود. امروز به مطب آقای دکتر والا نام که مردی مسن و بسیار خوب بود رفتم و زحمت دندان را رفع کرد و ده فرانکی هم تقدیم شد و این شعر را هم برایش گفتم:

دکتروالا ز اوستادان بالا خواهم متمول بشوی. کی؟ حالا!

اما نه با ده فرانک ناچیز من. بسیار مرد خوبی بود. امشب می‌توانم قدری پنیر و نان بجوم و از شر سوپ و ماست و شیر، قدری فارغ شوم. امیدوارم باقی قسمت‌های کسالت نیز به همین منوال بگذرد. دستخط‌های شما را در تهران زیارت کردم و به امید پاسخ شفاهی، جواب عرض نکردم. زیرا هر هفته خود را آمدنی می‌دانستم. بعد از وصول تلگراف، من هم فوری به آقای نخست وزیر پیغام دادم و تلفون کردم و تلگراف جنابعالی را هم برای ایشان فرستادم. فردای آن روز جواب دادند که مأموری تعیین شد. وسیله خلسه هم حسب الامر فراهم است. اما خودم از روز حرکت، نظر به دوایی که تهیه شد، محتاج نشدم. در عین حال اطباء را باید آگاه ساخت. در حال تب، زیادتر مزاحمت ندارم. قربانت ـ م بهار

‏ نامه به علی اصغر حکمت

12 دی 1329:قربانت شوم. رقیمه شریفه زیارت شد. از بنده نطق و بیان و رمح و سنان خواسته‌اید که در حضور شاهنشاه جلوه نمایم و عرض هنر کنم. دریغ اضاعونی وای فتی اضاعوالیوم کریهه و سداد ثغر. دوسال با حال تبدار و تن بیمار در تهران لابه کردم و حتی روزنامه‌ای نماند که غم استاد بهار نخورد و کسی نماند که نام استاد بهار نبرد. مع ذلک کار به فس فس و مس و مس گذشت. هر کس کلاه پاره خود را محکم چسبید و در بیماری بهار به پزشکی تنها اکتفا کرد.امروز غرق تب در کنج خانه افتاده ام. و حال آنکه بایستی در سوئیس و در آسایشگاه افتاده بودم. مگر روزی باز به کار آیم. بالجمله دوستان عزیز را تقریبا وداع می‌کنم. اگر تب هم قطع شود نقاهت باقی است و طبیب از پرحرفی و فعالیت منع کرده است. امیدوارم جوانان فاضل بتوانند عمل پیران منزوی را تعهد نمایند. برای بندگان اعلیحضرت همایونی هم جوانان مناسب ترند. دوست جوان و ملک جوان و ملک جوان. انشاءالله به همه خوشها بگذرد. حضرت عالی هم سالهای سال به انجام این گونه خدمات به ملک و ملت موفق شوید. تو بمان‌ای آن که چون تو پاک نیست. زیاده دستم می‌لرزد.

ایام به کام بادـ م. بهار

برچسب‌ها: زهیر رضوی
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :