پایان یک رمان: ‌«مدار صفردرجه‌» - معلومات عمومی + دانشنامه ویکی پدیا + سایت مرجع

معلومات عمومی + دانشنامه ویکی پدیا + سایت مرجع

سایت مرجع اطلاعات عمومی ، سایت مرجع مقالات ، سایت مرجع اطلاعات عمومی . معلومات عمومی . اسامی شاهنامه . اسامی ساختمان . اسم دختر شاهنامه ای . اسم دختر ایرانی در شاهنامه . اسامی زنان شاهنامه . اسامی دختر در شاهنامه . اسامی دخترانه شاهنامه . 15,331,201

جمعه 25 تیر‌ماه سال 1395 ساعت 11:31 ق.ظ

پایان یک رمان: ‌«مدار صفردرجه‌»


پایان یک رمان: ‌«مدار صفردرجه‌»


ابر تنوره کشید و رفت. آفتاب زرد زمستانی سر دیوار بود. پیروز ساکت بود تو بغل مائده. هبت نشسته بود دم دکان بستة رجب بقال، سیگار می‌کشید. دست تکان داد و گفت: باران بیا، بیا شعر تازه دارم. باران اسلحه را به شانه انداخت. ردّ شد. هبت گفت: په‌یه نخ سیگار بده! باران برگشت سیگار داد به هبت و رفت. صدای هبت را از پشت سر شنید: دو بیت شعر طلبت که سیگار حلالم باشه! پیروز گریه کرد. مائده تکانش داد. باران گفت: تندتر بریم رختش عوض کنیم، سرمانخوره. مائده گفت: رخت نداره که. باران گفت: رخت بچه دده بلقیس!پا تند کردند. شانه به شانه. تافتون دم در بود. نگاه مائده کرد، نگاه بچه کرد. آمد جلو: چقد شکل منیجه خانمه! و نگاه باران کرد: به تو هم میبره! مائده هیچ نگفت. باران در خانه را گشود. رفتند تو. دم دالان ایستادند و به حیاط نگاه کردند. آفتاب لب‌بام بود. مائده گفت: دستبندت کو، باران!باران نگاه انگشت مائده کرد. انگشتری بود، دست به جیب کرد. دستبند را درآورد. پیش رفتند تا پای حوض. باران پیروز را گرفت و دست چپ را دراز کرد. مائده دستبند را انداخت به مچ باران. صدای بلقیس از اتاق آمد: کیه؟ باران دید که بوش لمبو هجوم برد به گله ماهی. باز صدای بلقیس آمد: پرسیدم کیه؟ گله ماهی آشفته شد. حوض آشوب شد. باران گفت: مونم (= منم) بوش لمبوماهی‌های تک افتاده را بلعید، پی‌در‌پی. بلقیس تو چارچوب اتاق پیدا شد سر تا پا سیاه. و صداش لرزه برداشت: باران! مائده قفل دستبند باران را بست و پیروز را از باران گرفت.

مدار صفر درجه ، احمد محمود ، چاپ پنجم1385 ، نشر معین / 1539

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :