راننده ها حتما این مطلب را بخوانند - معلومات عمومی + دانشنامه ویکی پدیا + سایت مرجع

معلومات عمومی + دانشنامه ویکی پدیا + سایت مرجع

سایت مرجع اطلاعات عمومی ، سایت مرجع مقالات ، سایت مرجع اطلاعات عمومی . معلومات عمومی . اسامی شاهنامه . اسامی ساختمان . اسم دختر شاهنامه ای . اسم دختر ایرانی در شاهنامه . اسامی زنان شاهنامه . اسامی دختر در شاهنامه . اسامی دخترانه شاهنامه . 15,331,201

جمعه 25 تیر‌ماه سال 1395 ساعت 11:28 ق.ظ

راننده ها حتما این مطلب را بخوانند


آیا به رفتارهایمان فکر می کنیم ؟ داری می خندی و میری فکر می کنی بهترینی از همه جلو می زنی دوستات برات سوت میکشن. به نظرت همه راننده های دیگه دست و پا چلفتی ها درد سر سازن. میخوای از دست این ها فرار کنی و برسی به جایی که خلوت باشه گاز میدی و میندازی توی لاین مخالف. از پلیس هم که خبری نیست.
از رو بروت یه ماشین گنده که توش یه خانواده دارن برمیگردن میاد.
تو ترمز می کنی... ماشینت می چرخه... می خوای به این فکر کنی که در این گونه موارد یه راننده حرفه ای چی کار می کنه که یه ضربه شدید بهت وارد می شه.
چشماتو باز می کنی... مردم دور و برت جم شدن... دوستت رو می بینی که دیگه نمی خنده. سرش له شده و چشماش باز مونده. یکی دیگشون صدای فریادش میاد. از دور تر صدای ناله زن و بچه میاد.
ماشینت، مایه افتخارت تبدیل شده به یه غول مرگبار متلاشی و از کار افتاده.
پلیس میاد... اینجا ایرانه از آمبولانس خبری نیست. یه پتو میندازن روی دوستت. راننده های دست و پا چلفتی دور و بر دوستت که پولدار هم بود سکه و 100 تومنی میریزن.
می خوای یه چیزی بگی... سرت گیج میره... می خوای گریه کنی... بالای سرت مردم رو می بینی که سرشون رو تکون میدن و بعد می خوابی... چشماتو باز می کنی... همه جا سفیده خانوادت با ناراحتی دور و برتن... تازه معنی درد رو تجربه می کنی و ناله می کنی... نمی تونی غذا بخوری... چشمات درست نمی بینن... چند روز درد می کشی... سراغ دوستت رو می گیری مرده. توی اون تصادف شش نفر مردن... تو اونا رو کشتی... از خودت بدت میاد... حالا باید دیه بدی... بیمه 90 میلیون مابه التفاوت می خواد... ماشینتو 3 میلیون می خرن... میمونه 87 میلیون ... به زندان فکر می کنی و خودت رو توی لباس زندان می بینی... بابات قرض می کنه... مامانت طلاهاش رو می فروشه... خواهرت... برادرت... هنوز 40 میلیون دیگه مونده... تو خونه همه یه جوری نگات می کنن... بابات خونه رو می فروشه و پول رو میده... وقتی می رین دادگاه و حکم می دن که برین سندتون رو آزاد کنید به موهای پدرت که اطراف شقیقه سفید شدن فکر می کنی ... به مادر دوستت که زجه می زد و بچه اش رو از تو می خواست... به تنها دختر بازمانده از خانواده ماشین مقابل که به چشماش نگاه می کردی... به 1 دقیقه قبل از تصادف که تصمیم گرفتی از خط ممتد سبقت بگیری و این که اگه اون فرمون رو نمی پیچوندی و اگه چند ثانیه صبر می کردی... حالا 10 سال گذشته با همسرت و دختر کوچولوت دارین می رین شمال... وقتی به نقطه تصادف ده سال پیشت می رسی برای هزارمین بار به اون سال و فشارهایی که متحمل شدی فکر می کنی... تو فکری که ماشینی رو می بینی که با عصبانیت پشتت چند تا چراغ و بوق می زنه و بعد از کنارت از رو خط ممتد سبقت می گیره... وقتی از کنارت رد می شن چهار تا جوون با موهای فشن و نامنظم رو می بینی که مثل یه راننده دست و پا چلفتی بهت نگاه می کنن و میرن. یاد جوونی های خودت می افتی و ته این خطو می دونی .... به قول فیلسوف برجسته حکیم ارد بزرگ : آدم بی نظم، عمرش هم کوتاست.

 

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :