X
تبلیغات
رایتل

معلومات عمومی + دانشنامه ویکی پدیا + سایت مرجع

سایت مرجع اطلاعات عمومی ، سایت مرجع مقالات ، سایت مرجع اطلاعات عمومی . معلومات عمومی . اسامی شاهنامه . اسامی ساختمان . اسم دختر شاهنامه ای . اسم دختر ایرانی در شاهنامه . اسامی زنان شاهنامه . اسامی دختر در شاهنامه . اسامی دخترانه شاهنامه . 15,331,201

جمعه 25 تیر‌ماه سال 1395 ساعت 02:01 ق.ظ

درباره بازسازی فیلم‌های قدیمی - سید رضا صائمی

آیینه‌های روبرو
صنعت سینما علاوه بر این که رؤیاهای آدمی و خیالات او را در ساحت ذهن به عرصه نمادین نمایش می آورد و دست کم به آنها تحقق مجازی می بخشد؛ دارای این ظرفیت و توانایی است که بسیاری از همین خاطرات مجازی را نیز بازآفرینی کند و به قول معروف، دست به تکرار تاریخ بزند. این مسأله، نه فقط در سینما،در شاخه های مختلف هنری نیز مشاهده می شود که شاید مهمترین آنها در حوزه معماری باشد.

در بسیاری از کشورهای جهان که به آثار و نمادهای تاریخی خود اهمیت می دهند، بسیاری از بناها و ساختمان هایی قدیمی یا آثار فرهنگی به جای مانده از ادوار و تمدن های پیشین، ترمیم و بازسازی می شود تا علاوه بر تجدید و نوسازی سویه زیبایی شناسی آنها، هویت ملی و تاریخی یک ملت در صورتی شکیل و زیبا حفظ شود و از یاد نرود. به ویژه در عصر پر شتاب تکنولوژی و مدرنیته که هر چیز قدیمی و کهنه در معرض تغییر و نابودی قرار دارد.

بدیهی است که بسیاری از آثار سینمایی و فیلم هایی که ساخته می شود، به عنوان یک اثر فاخر و برجسته، فرهنگ و تمدن آن سرزمین را نمایندگی و بازنمایی می کند و بازسازی آنها کمک کردن به استحکام و استمرار هویت تاریخی مردم آن سرزمین به حساب می آید. اگرچه همه کسانی که به بازتولید آثار سینمایی می پردازند، اهداف فرهنگی و ملی ندارند و چه بسا از موفقیت و محبوبیت یک فیلم در گذشته استفاده می کنند تا سود آن را به جیب های خود باز گردانند، اما بازسازی آثار هنری با هر هدفی که انجام شود، نوعی شخم زدن و جست وجو کردن گذشته برجسته ای است که می تواند به امروز ما نیز جلا و جلوه ای تازه ببخشد. این کنش فرهنگی، تنها در کشور ما دیده نمی شود و سالهاست که در کشورهای غربی مورد استفاده قرار می گیرد.

اقتباس سینمایی از یک فیلم در جهان سابقه داشته است و برای نخستین بار «این گریفیث» بود که در سال 1925 به فکر بازسازی فیلمی افتاد که درباره مسیح ساخته شده بود . در میان فیلم های خارجی ، مهمترین آثاری که بازسازی یک اثر سینمایی به حساب می آیند، می توان به فیلم هایی مثل 12 مرد خشمگین سیندی لویت ، بازرس ژوزف فنکیه رویج ، قطار سه و ده دقیقه به یوما اثر دلمر دیویس و افسانه جان واترز اشاره کرد. اما در ایران از سالهای 80 به بعد بود که بازسازی برخی فیلم های سینمایی مورد توجه قرار گرفت و کم وبیش نیز ادامه دارد.

در تحلیل گرایش و علاقه سینما گران به بازسازی فیلم های قدیمی به چند عامل می توان اشاره کرد که هر کدام به نوعی می تواند انگیزه بازتولید یک اثر سینمایی را در کارگردان های ما برانگیزد. قطعاَ انگیزه های مالی و اقتصادی یکی از این عوامل است که با توجه به فقر اقتصاد سینمای ایران می تواند تمهید خوبی در جلب مخاطب و جذب سرمایه بیشتر به سینما باشد و کمی چرخه اقتصادی سینما ایران را روغن کاری کند. به ویژه آثار برجسته هنری یا فیلم هایی که فروش موفقی در گیشه داشتند، می تواند دست کم بسیاری از مخاطبان قدیمی را که از این آثار خاطره های خوشی دارند، به سینما بکشاند.

حتی مخاطبانی که سالهاست به هر دلیلی به سینما نمی روند، ممکن است به خاطر تجدید خاطر و حس نوستالوژیکی که از تماشای این آثار به آنها دست می دهد، با سینما آشتی کنند.

کمترین دلیلی که می تواند مخاطبان قدیمی و جدید را به پای تماشای بازسازی آثار معروف سینمایی بکشاند، ارضای حس کنجکاوی آنهاست که می خواهند ببینند در نسخه دوم چه حس و حالی و یا تفاوت هایی با اصل اثر وجود دارد. مثلاً چند سال پیش زمزمه بازسازی فیلم قیصر به گوش می‌رسید.

همین خبر یا شایعه هم باعث شد تا خیلی ها از اشتیاق خود برای تماشای قیصر در دهه 80 بنشینند تا ببینند که او چه فرقی با قیصر دهه50 دارد .

تأثیر زمان و تحولات تاریخی بر قهرمان های مجازی، یکی از جذاب ترین نکات بازتولید اثر هنری است. از سوی دیگر، توسعه و پیشرفت های فنی در صنعت سینما این امکان را به یک کارگردان می دهد که یک فیلم خوب قدیمی را با امکانات تکنیکی بهتری بازسازی کند و بسیاری از خلأهای ساختاری و فرمی اثر را جبران نماید . بسیاری از آثار و نسخ قدیمی به دلیل کهنگی و بضاعت اندک فنی ، قابل دیدن نیست یا تماشای آن برای مخاطب ، دشوار است. بازسازی آنها می تواند تصویر بهتری از آن اثر را به نمایش بگذارد تا تماشاگران از دیدن آن بیشتر لذت ببرند. مثلاً مخاطبان سینما، فیلم گاو را در شکل سیاه وسفید یا دست کم نگاتیو قهوه ای دیده اند که قطعاً این فرم در محتوا و چگونگی درک حسی اثر هم تأثیر می گذارد. حالا اگر نسخه رنگی آن را تماشا کنیم، ممکن است حس و حال دیگری را تجربه نماییم.

بازسازی فیلم های قدیمی را می توان از منظر جامعه شناسی و فلسفه هنر نیز توجیه کرد. بدین معنا که یک اثر هنری، یک متن ذوتفسیر است که می توان آن را در صورت ها و نسخه های متفاوتی باز آفرینی و تجربه کرد. در واقع می توان تأویلی هرمنوتیک از این آثار داشت؛ بدین معنی که هر مؤلف می تواند معانی متفاوتی از آن بیرون بکشد و این بازتولید به بازنمایشی مستقل تبدیل شود که فی نفسه ارزشمند باشد.

اگر از منظر صنعت فرهنگ سازی و فیلسوفان پست مدرن هم بخواهیم به این مسأله بنگریم؛ باز سازی آثار سینمایی، محصول تکنولوژی های مدرنی است که امکان تکثیر مادی و معنوی یک اثر و متن هنری را فراهم می کند و هنر را از انحصاری بودن و انسداد اجتماعی که در گذشته بوده، رهایی می بخشد. اگرچه برخی از منتقدان تکثیر و بازتولید آثار هنری معتقدند که بازسازی و تکثیر محتوایی یک اثر هنری، هاله تقدس و سویه فاخریت اثر را از بین می برد و ارزش هنری آن را نابود می کند.

بازسازی فیلم های قدیمی از سوی دیگر رها کردن زمان از بند تاریخ است و موجب می شود تا یک اثر هنری در قفس تنگ تاریخ زندانی نشود و امکان حیات مجدد پیدا کند. ضمن این که بسیاری از مخاطبان نسل جدید نیز می توانند به واسطه این باز آفرینی ، اتمسفر فرامتنی و تاریخی یک اثر را خود تجربه کنند.

تأثیر فرامتنی یک اثر با توجه به نوع مخاطبان تغییر می کند. چه بسا قیصر یا گاو در زمان خود روی مخاطبانش تأثیر زیادی گذاشته است، اما اگر همان فیلم برای نسل امروز به نمایش در آید، چندان جذاب نباشد. البته این تعامل می تواند بر عکس هم باشد. لذا در باز آفرینی یک اثر سینمایی، صرفاً نباید به دوبارسازی قصه توجه داشت. یک چیزی شبیه به روح زمان باید در کالبد اثر دمیده شود تا آن فیلم سینمایی بتواند برای مخاطب، تازه و بکر بوده و حرفی برای گفتن داشته باشد.

البته این باز آفرینی ها دارای موانع و چالش هایی نیز است که در ادامه مطلب به آن خواهیم پرداخت . پیش از آن، نگارنده به طور اجمالی به بازسازی های سینمایی که در دهه اخیر در سینمای ایران اتفاق افتاده است، نگاهی گذرا می اندازد. شاید نخستین بازسازی سینمایی در ایران به ساخت فیلم «عطش» حسین فرحبخش بر می گردد که در واقع دوباره سازی فیلم «خداحافظ رفیق» امیر نادری است. شارلاتان، عروس فراری و میهمان نیز از جمله آثار بازسازی شده هستند .

به طور کلی، دو شیوه عمده در بازتولید فیلم های ساخته شده معمول است؛ یکی تقلید و باز آفرینی فیلم ها و داستان های خارجی و در واقع ایرانیزه کردن آثار سینمای دنیا، و دیگری بازسازی فیلم های قدیمی ایرانی . آرش معیریان، «شارلاتان» را بر اساس یکه بزن و بهرام کاظمی «عروس فراری » را بر اساس فیلم همسفر باز آفرینی کرده و فیلم «میهمان» نیز باز آفرینی فیلم عروس فرنگی است که توسط حسین فرحبخش تهیه شده است. گل یخ کیومرث پور احمد نیز باز آفرینی سلطان قلب ها بوده است که همه اینها در عمل شکست خوردند و نتوانستند موفقیت نسخه اصلی را تکرار کنند.در واقع، این آثار بر اساس فیلم های ایرانی قبل از انقلاب باز آفرینی شدند.

از میان فیلم های ایرانی که بر اساس یک اثر خارجی باز تولید شده اند نیز می توان به عروس خوش قدم مبتنی برفیلم «چه زندگی شگفت انگیزی»؛ ازدواج به سبک ایرانی بر گرفته از «عروس پر ریخت و پاش یونانی من»؛ چپ دست بر اساس «پنجاه ، قرار اول»؛ زن بدلی بر مبنای «مرد خانواده » و رز زرد بر اساس «من می دانم تابستان گذشته چه کردی» اشاره کرد. اینها تنها نمونه های از فیلم های باز سازی شده بودند وگرنه تعداد این فیلم ها فراتر از اینهاست.

اما بازسازی آثار سینمایی همیشه موفق نیست و چه بسا در اکثر اوقات با شکست در گیشه مواجه می شود؛ ضمن این که نمی تواند موفقیت فیلم را در ساخت مثل نسخه اورژینال تکرار نماید. فرق بدل و اصل در اینجا هم قابل تشخیص است. اگر بخواهیم فراتر از نگاه سینمایی به این موضوع بنگریم، باید به جامعه شناسی یک فیلم و اثر هنری اهتمام داشته باشیم. از منظر جامعه شناسی هنر، موفقیت یک فیلم صرفاً به جذابیت های درونی و رعایت استانداردهای فیلمسازی بر نمی گردد، بلکه عوامل فراتنی و پیرامونی نیز در موفقیت یا شکست آن نقش مؤثری دارد . چه بسا آثاری که در زمان ساخت خود چندان دیده نشده و بر مخاطب تأثیر نگذاشته است،اما در زمانی دیگر به عنوان یک اثر برجسته هنری مورد ستایش قرار گرفته است و یا بالعکس، یک اثر هنری در زمان خود مورد توجه قرار گرفته اما گذشت زمان و تغییر شرایط اجتماعی و موقعیت تاریخی ، ممکن است برجستگی آن را از بین برده باشد.

تأثیر شرایط تاریخی، موجب قبض و بسط یک اثر هنری در طول زمان می شود و باز آفرینی یک فیلم سینمایی با توجه به تناسب تاریخی زمان ساخت و پخش و ماهیت اثر، موفقیت یا شکست این باز آفرینی را رقم می زند. لذا هنرمندانی که قصد دارند دست به یک باز آفرینی هنری بزنند، باید فرزند زمان خود باشند و به ظرفیت و کشش تاریخی خلق یک اثر هنری توجه داشته باشند. بی توجهی به این مسأله مهم گاهی موجب می شود تا جمله معروف مارکس درباره تاریخ در سینما و هنر نیز تکرار شود و مصداق پیدا کند که تاریخ دوبار تکرار می شود. یک بار به صورت تراژدی و بار دوم به شکل کمدی!

درست است که بسیاری از فیلم هایی که در بالا نام بردیم، بازسازی فیلم دیگری است اما مخاطبان همیشه متوجه این موضوع نمی شوند. چرا که بسیاری از کارگردان ها اشاره ای به این موضوع در تیتراژ نمی کنند. به ویژه در بازتولید و تقلید از فیلم های خارجی، این اتفاق بیشتر رخ می دهد تا ماجرا لو نرود .

نگارنده معتقد است که ممکن است بازسازی یک اثر هنری همیشه جواب ندهد یا بازآفرینی برخی از آنها یا در برخی از زمان ها مناسب نباشد و این به هوشمندی و زمان شناسی کارگردان بر می گردد که کدام فیلم را در چه زمانی بازسازی کند؛ اما همواره باید جسارت و صداقت این را داشته باشد که اعلام کند اثر او بازسازی کدام فیلم است. نکته دیگری که در بازسازی فیلم های قدیمی باید به آن توجه داشت، این است که می توان زبان یک فیلم را در بازسازی تغییر داد و از ژانر دیگری برای روایت یک داستان مشترک استفاده کرد. مثلاً فیلمی را که در بستر ملودرام ساخته شده، در ژانر طنز بازتولید کرد تا خلاقیت و نوآوری را هم به اثر تزریق کرد و نگاهی متفاوت به آن داشت. این تمهید، مؤلف را از گرفتار شدن در تقلید صرف نجات می دهد و شرایطی فراهم می کند تا یک اثر سینمایی از زبان های متفاوتی روایت شود و تأثیر آن بر مخاطب نیز با توجه به ژانر اثر محک بخورد. گاهی اوقات، آزموده را دوباره آزمودن خطا نیست که هنر اساساً آفرینش و بازآفرینی است.




نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :