X
تبلیغات
رایتل

معلومات عمومی + دانشنامه ویکی پدیا + سایت مرجع

سایت مرجع اطلاعات عمومی ، سایت مرجع مقالات ، سایت مرجع اطلاعات عمومی . معلومات عمومی . اسامی شاهنامه . اسامی ساختمان . اسم دختر شاهنامه ای . اسم دختر ایرانی در شاهنامه . اسامی زنان شاهنامه . اسامی دختر در شاهنامه . اسامی دخترانه شاهنامه . 15,331,201

پنج‌شنبه 24 تیر‌ماه سال 1395 ساعت 03:53 ب.ظ

سیاستمدار فرانسه




درباره فرانسوا میتران
سیاستمدار فرانسه
آرش‌تبریزی


«...من در سال 1940 در سن بیست و سه سالگى به دست آلمانى‏ها اسیر شدم... در بیست و هفت سالگى، پس از پذیرفته شدن به حضور دوگل بنابر پیشنهاد وى به مقام وزارت منصوب گردیدم... و در بیست و هشت سالگى از دست ژنرال گوئنینگ نشان افتخارآمیز «لژیون دونور» را دریافت نمودم...»

این چکیده‏اى از متن خطابه فرانسوا میتران در 8 مه 1981 است که در آخرین گردهم‏آیى انتخابات ریاست جمهورى فرانسه توسط خود وى ایراد گردید.

فرانسوا میتران 26 اکتبر 1916 در ژارناک چشم به جهان گشود.

وى درحال به پایان بردن تحصیلات خود در رشته حقوق بود که درسال 1938 به جنگ فرا خوانده شد. اما دیرى نگذشت که به دنبال جراحت برداشتن در این جنگ توسط آلمانى‏ها اسیر گردید. نفرت از جنگ از همان آغاز، وى را بر آن داشت سه بار اقدام به فرار نماید که هر سه بار با ناکامى مواجه گردید، ولى سرانجام در دسامبر 1941، هنگام انتقال به یک اردوگاه آلمانى موفق شد از چنگ دشمن بگریزد.

پیوستن به صفوف مقاومت بلافاصله در بازگشت به فرانسه و گذران زندگى در خفا تاسال 1943 بى‏گمان ازجمله عوامل مستقیم در گرایش وى به سیاست و پرداختن بدان بودند.

مسئولیت میتران به عنوان یکى از ارکان اصلى سازمان بخشى به جنبش‏هاى مقاومت اسراى جنگ و دغدغه‏خاطر وى براى متحد ساختن این جنبش‏ها موجب شد در اوت 1943 از طرف ژنرال دوگل به همکارى درزمینه‏هاى گوناگون، تا استقرار دولت موقت در پاریس دعوت شود. وى در نوامبر 1946 نماینده شهر «نیور» شد و در ده سال آغازین جمهورى چهارم مسئولیت چند وزارتخانه را به عهده گرفت. هوادارى پایمردانه از استعمارزدایى و حضور در ماوراءبحار به نمایندگى از جانب دولت فرانسه وى را مصمم ساخت به تنش‏هایى که انسجام این قلمروها را تهدید مى‏نمود پایان بخشیده و با سران کشورهاى افریقایى روابط شخصى و طویل‏المدتى برقرار نماید. میتران به دنبال خلع سلطان مراکش از سلطنت درسال 1953 از سمت خود در نقش نمایندگى در ماوراءبحار استعفا داد و یک سال بعد از آن وارد کابینه مندس فرانس شد و وزارت کشور را عهده‏دار گردید. سپس در کابینه گى موله (1956) به وزارت دادگسترى منصوب شد. از آن هنگام به بعد از قبول هر نوع همکارى با آخرین کابینه‏هاى جمهورى چهارم سر باز زد و در مقام مخالفت با سیاست فرانسه در الجزایر زبان به نکوهش آن سیاست گشود.

فرانسوا میتران درسال 1958 به افشاى «کودتا»یى پرداخت که ژنرال دوگل را به قدرت رسانده بود، آنگاه در برابر نهادهاى جمهورى پنجم موضع اپوزیسیون را پیش گرفت. در این جمهورى بود که کرسى نمایندگى را از دست داد، ولى چندى نگذشت که بعد از گذارى کوتاه به مجلس سنا بار دیگر آن کرسى را تصاحب نمود. میتران درسال 1959 نیز شهردار شاتو ـ شیتون شد. وى پس از کناره‏گیرى از ریاست کل شوراى شهر نیور در سال 1964، مدتى را در انزوا سپرى نمود و منتظر فرصتى ماند تا بر صحنه سیاست ظاهر گردد. تجدیدنظر در قانون اساسى 1962 و واگذارى انتخابات ریاست جمهورى به آراى عمومى این فرصت را در اختیار وى قرار داد تا به عنوان تنها کاندیداى چپ در انتخابات 1965 شرکت جوید. این اقدام دو گل را با وضعیتى دشوار رو به رو نمود، به نحوى که انتخابات به دور دوم کشانده شد و فرانسوا میتران 54 درصد از آراء را در این دور از آن خود ساخت.

تشکل گروههاى چپ به هنگام انتخابات ریاست جمهورى 9691 و بازسازى حزب سوسیالیست در سال 1971 از عواملى بودند که باعث شدند فرانسوا میتران متفق‏القول کاندیداى چپ متحد اعلام گردد. گرچه وى در این انتخابات شکست خورد ولى در عوض درسال 1981 و دیگر بار 1988 بعد از دوگل، پمپیدو و ژیسکاردستن به ریاست جمهورى فرانسه انتخاب شد و چهارده سال بر این کشور حکومت راند.

از اقدامات مهم وى در این دو دوره مى‏توان به بهینه کردن شرایط اجتماعى، گسترش و تشدید آزادیهاى منطقه‏اى و آزادى بیان به کمک مدرنیزه کردن قانون جزا، نقض محکومیت به اعدام... اشاره نمود.

میتران سرسختانه از حضور فرانسه در برطرف ساختن مشکلات بزرگ بین‏المللى دفاع مى‏کرد و آرزومند استقرار صلح در اروپا و در دنیا بود. وى نه تنها یکى از بهترین نویسندگان سیاسى این عصر محسوب مى‏شد، بلکه به تاریخ، جغرافیا و ادبیات نیز عشق مى‏ورزید. آثار موراس و بارس نخستین کتابهایى بودند که در کتابخانه‏اش جاى گرفتند. در دهه 30، هنگامى که جوانان بشدت با افکارى روان‏پریش دست به گریبان بودند، این دانشجوى جوان محیط فرهنگى‏اش را با آثارى از پاسکال، لامارتین، شاتوبریان، بالزاک، استاندال، بارس و ژید سرشار نموده بود، بى‏آنکه اثرى از مارکس یا پرودوم در کتابخانه‏اش یافت شود. آن گونه که خود وى در این کتاب اذعان مى‏دارد این بارس بوده که بلندپروازى و مفهوم سرگذشت و تقدیر را به وى آموخته بود.

بنابراین جاى شگفتى نیست اگر همگان از این شخصیت بزرگ به عنوان مرد عمل و نیز مرد ادب نام مى‏برند.


نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :