سعید راد - از احمد‌بهارلو - معلومات عمومی + دانشنامه ویکی پدیا + سایت مرجع

معلومات عمومی + دانشنامه ویکی پدیا + سایت مرجع

سایت مرجع اطلاعات عمومی ، سایت مرجع مقالات ، سایت مرجع اطلاعات عمومی . معلومات عمومی . اسامی شاهنامه . اسامی ساختمان . اسم دختر شاهنامه ای . اسم دختر ایرانی در شاهنامه . اسامی زنان شاهنامه . اسامی دختر در شاهنامه . اسامی دخترانه شاهنامه . 15,331,201

پنج‌شنبه 24 تیر‌ماه سال 1395 ساعت 03:49 ب.ظ

سعید راد - از احمد‌بهارلو



مردان سینمای ایران ـ19
سعید راد
احمد‌بهارلو


احمد حق‌پرست راد(1325)پس از پایان تحصیلات متوسطه، از سال 1347 به فعالیت در زمینة فیلم‌های تبلیغاتی روی آورد تا این که محمد زرین‌دست نقش کوتاهی در فیلم فاتحین صحرا(1349) به او سپرد. برای بازی در فیلم خداحافظ رفیق(1350) امیرنادری و علی‌رضا زرین‌دست به سراغ او رفتند. نادری قدو قوارة او را می‌پسندد، نام سعید‌راد را برای او انتخاب می‌کند و می‌خواهد که موهایش را کوتاه کند و سبیل بگذارد. سعیدراد، مبلغی هم به عنوان سرمایة فیلم در اختیار نادری گذاشت. او بولینگ باز کارکشته‌ای بود و این امر روی راه رفتنش تأثیر داشت. راه رفتن سعیدراد نظر نادری را گرفته بود، همان‌طور که جان فورد از راه رفتن جان‌وین خوشش می‌آمد یا جان‌وین از راه رفتن جان فورد!

سعیدراد در سال 1350 دو فیلم بازی کرد؛ یکی برای نادری(خداحافظ رفیق) و یکی هم برای محمدعلی جعفری( الکلی). خداحافظ رفیق و الکلی دو نوع فیلم بودند با دو نقش متفاوت؛ و کارنامة بازیگری سعیدراد با این دو نوع فیلم و نقش شکل گرفت. او در صادق کرده(ناصر تقوایی،1351)، صبح روز چهارم(کامران شیردل،1351)، کافر(فریدون گله،1351)، تنگنا(امیر نادری،1352)، مسلخ(هادی صابر،1353) وهزاربار مردن(جلال مهربان،1353) نقش ضد قهرمان‌هایی را بازی کرد که در منجلابی از نکبت و خون فرو می‌غلتند، بی‌آن‌که ذره‌ای امید به آینده داشته باشند، تمام اهمیت کارنامة بازیگری و حضور سعید راد حاصل بازی در این فیلم‌ها و چنین نقشی است؛ اما بنا به تمایل درونی پاره‌ای از بینندگان و اقتضای وضع عمومی این فیلم‌ها و ضد قهرمان‌های شان تا دو سه سال می‌توانست موجبات رضایت علاقه‌مندان متفنن و جوان سینما را فراهم کند. تصویر زندگی ضد قهرمان‌هایی که سعید‌راد نقش آن‌ها را بازی می‌کرد خطوط قلم‌اندازی از قیافة ناگوار جامعه را درخود داشت، و در سال‌های 56-1353 سینمای ایران آدم‌های وازده و آرزو گم کرده‌ای را تصویر می‌کرد که در چنبرة زندگی اندوه‌بار خود بی‌کس و یکه‌بودند و به خلاف خسرو در خداحافظ رفیق، علی خوش دست در تنگنا، صادق کرمانشاهی در صادق کرده، امیر در صبح روز چهارم، مهدی در کافر و مانند این‌‌ها آثاری از طغیان در آن‌ها نبود. نومیدی، تهی بودن، ‌بی‌خویشتنی و انزوای ابدی ویژگی جوانانی بود که واکنش آن‌‌ها در برابر«زندگی ملال‌آور» بی‌تحرکی و ول‌نشینی بود. چنین سنخ‌هایی بیش از همه در فیلم‌های امیر مجاهد و فرزان دلجو تجلی می‌یافتند، و سعید‌راد که در نقش‌های قبلی جا افتاده بود نتوانست با فیلم‌هایی مثل قاصدک(محمدصفار، 1355)، ساخت ایران( امیرنادری،1357) و سفرسنگ(مسعودکیمیایی،1357) خود را با آن‌ها همراه و هم‌آهنگ کند. بنابراین در بحبوحة غلبة سینمای منحط بر«موج نو» و«موج سوم» تن به ایفای نقش‌های نازلی در دو آقای باشخصیت(امیر شروان، 1354)، شرف(عزیز‌الله بهادری،1354)، هدف(ایرج قادری،1354)،آقای لر به شهر می‌رود(امیر شروان،1357) و گدای اشراف زاده(عزیزالله بهادی،1357) داد که هیچ‌کدام موفقیتی برای او نداشتند.(روایت سعیدراد این است که او در تعدادی«فیلمفارسی» بازی کرد تا«موج نو» سینمای ایران را نجات بدهد. قصدش این بود تا تماشاچی شهرستانی و تماشاچی«تخمه‌شکن» به حضور او در مقام بازیگر دل ببندد و به تماشای آن تعداد از فیلم‌های «موج نو» که او بازی می‌کرد علاقه‌نشان دهد. اوضاع آن طور که سعیدراد و دوستانش تحلیل کرده بودند نشد، و از سال 1353«موج نو» و سعیدراد، هردو، مغلوب«فیلمفارسی» شدند.)

سعید‌راد در این دوره نتوانست خود را از گردابی که در آن رها کرده بود نجات دهد. در سال‌های پس از پیروزی انقلاب، که بسیاری از چهره‌های سرشناس سینمای ایران ممنوع کار شده بودند، سعیدراد(با نام اصلی‌اش احمد حق‌پرست راد)در هفت فیلم برزخی‌ها(ایرج قادری، 1360)، مرز(جمشیدحیدری،1360)، خط قرمز(مسعود کیمیایی، 1361)، فرمان(کوپال مشکوة، 1361) دادشاه(حبیب کاوش، 1362)، عبور از میدان مین(جوادطاهری،1362) و عقاب‌ها(ساموئل خاچیکیان، 1364) بازی کرد، که با آن‌ها نیز به مقام و جایگاه اولیه خود نرسید. سپس از آن بازی او در فیلم‌ها دچار مشکل شد و در سال 1366 به خارج از کشور مهاجرت کرد. در آمریکا فقط در نمایش آخرین بازی به کارگردانی محمود استاد محمدبازی کرد و مشکلات فراوانی متحمل شد، به طوری که همواره مترصد این بود که به ایران بازگردد. در سال‌هایی که رفته بود دو سه باری بازگشت؛ زیرا از سال‌هایی که با امیر نادری برای بازی در فیلم ساخت ایران به امریکا رفته بود می‌دانست برای او به عنوان بازیگر در ینگه دنیا جایی نیست،‌و هر راهی به بن‌بست ختم می‌شود. در رفت و آمدها و تماس‌های که با ایران داشت یک‌بار کیمیایی برای بازی در فیلمی به نام دندان مار و یک‌بار هم تقوایی برای فیلم ناخدا خورشید او را برای ایفای نقش‌های اصلی نامزد کردند،‌ که هیچ کدام نشد. با سیدمحمدبهشتی، مدیرعامل بنیادسینمای فارابی،‌و سپس فخرالدین انوار، معاونت امور سینمایی، تماس گرفت، که آن‌ها هم بی‌نتیجه بود. سیاست‌گذاران امور سینمایی برای حذف ستاره سالاری تلاش می‌کردند، و مخالف این بودند که مردم برای دیدن«ستاره‌»‌ها به سینما بروند.

سعیدراد عاقبت در اوایل 1379، پس از سیزده سال دربه‌دری، به ایران بازگشت به این امید که بازیگری را از سربگیرد. وقتی مقدمات بازی او در فیلمی فراهم شد، سیف الله داد، در مقام معاونت امور سینمایی اعلام کرد که سعیدراد و چند تن دیگر از بازیگران، که در سینمای قبل از انقلاب فعال بوده‌اند اجازه فعالیت ندارند.

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :