مهاتما گاندی به روایت گاندی - معلومات عمومی + دانشنامه ویکی پدیا + سایت مرجع
X
تبلیغات
رایتل

معلومات عمومی + دانشنامه ویکی پدیا + سایت مرجع

سایت مرجع اطلاعات عمومی ، سایت مرجع مقالات ، سایت مرجع اطلاعات عمومی . معلومات عمومی . اسامی شاهنامه . اسامی ساختمان . اسم دختر شاهنامه ای . اسم دختر ایرانی در شاهنامه . اسامی زنان شاهنامه . اسامی دختر در شاهنامه . اسامی دخترانه شاهنامه . 15,331,201

پنج‌شنبه 24 تیر‌ماه سال 1395 ساعت 03:44 ب.ظ

مهاتما گاندی به روایت گاندی


مهاتما گاندی به روایت گاندی ـ31
کنگره هندی ناتال


سعی کردم با دلیل و برهان قانعشان سازم. کوشیدم مفهوم این ضرب‌المثل را که می‌گوید «خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو» به آن‌ها بفهمانم. گفتم «اگر در هند یک صاحب منصب یا قاضی انگلیسی چنین دستوری می‌داد حرفش را قبول نمی‌کردم و البته این نافرمانی در آن‌جا صحیح بود. ولی چون در ناتال حق وکالت به من داده شده ناشایست است مقررات مربوطه دادگاه را رعایت نکنم.»

با این بیان و اظهاراتی نظیر آن دوستان را تا حدی آرام ساختم. اما گمان ندارم توانسته باشم کاملاً قانعشان سازم که در هر مسئله‌ئی به موقعیت زمان و مکان آن باید توجه داشت. ولی در طول حیات همان پافشاری برای راستی به من آموخته است به فایده مصالحه پی برم و آن را همیشه مورد توجه قرار دهم. بعدها پی بردم که این روحیه به نوبه خود قسمتی از «ساتیاگ‌راها» است. این اقدام گاه سبب به خطر افتادن زندگی و رنجیدن دوستانم گشته: ولی راستی چون سنگ خارا سخت، و چون شکوفه ترد و نازک است.

مخالفت کانون وکلاء سبب یک تبلیغ دیگر به سود من در آفریقای‌جنوبی شد. اکثر روزنامه‌ها ادعای کانون را سخیف دانستند و آن را متهم به حسادت کردند. این تبلیغ، تا حدی سبب تسهیل کارم گشت.

وکالت برای من یک کار فرعی بود و بعدها نیز همین طور ماند. باید به فعالیتهای اجتماعی می‌پرداختیم تا وجداناً از اقامت خود در ناتال راضی باشم. توزیع عرضحال در مورد عقیم گذاردن لایحه و عدم تصویب قانونی آن کافی نبود. فعالیت مداوم و جوش و خروشی لازم داشت تا در وزیر مستعمرات اثری از خود باقی گذارد. فکر کردیم برای این کار یک سازمان مرتب و دائمی لازم است. لذا با آقا عبدالله و سایر دوستان مشورت کردم. همه تصمیم گرفتیم یک تشکیلات عمومی و دائمی بپا کنیم.

یافتن نام برای سازمان مدتی وقتم را گرفت و ناراحتم ساخت. نباید طوری انتخاب می‌شد که به حزب یا دسته دیگری منتسب گردد. می‌دانستم که کلمه «کنگره» به مذاق محافظه‌کارهای لندن شیرین نمی‌آید. حال آن که این لغت به بهترین نحو روح حقیقی هند را مجسم می‌ساخت. میل داشتم «کنگره» در ناتال نیز تبلیغ شود و عمومیت یابد. تردید در انتخاب آن برای ناتال نوعی جبن و ترس بود. لذا توضیح کاملی درباره ادله خود دادم و توصیه کردم تشکیلات خود را «کنگره هندی ناتال» نامیم. روز بیست و دوم مه 1894 میلادی «کنگره هندی ناتال» به وجود آمد.

آن روز اتاق بزرگ منزل دادا عبدالله غلغله بود. عموم حضار با تشکیل و انتخاب نام کنگره موافقت تام کردند. اساسنامه‌اش ساده و حق عضویتش سنگین بود. کسانی می‌توانستند عضو شوند که لااقل ماهانه پنج شیلینگ بپردازند. از آن‌هایی که ثروتی داشتند تقاضا شد هرچه می‌توانند بیشتر بدهند. از آقا عبدالله شروع کردیم: ماهی دو لیره حق عضویت برای خود نوشت. دو نفر دیگر از دوستان از وی تبعیت کردند. فکر کردم من هم نباید از پرداخت حق عضویت شانه خالی کنم و نوشتم ماهی یک لیره می‌پردازم. یک لیره برای من پول کمی نبود. اما فکر کردم اگر باید حقی بپردازم هر طور هست ماهی یک لیره به این کار اختصاص خواهم داد. خدا به من لطف کرد. همین امر سبب شد عده‌ زیادی ماهی یک لیره دهند. تعداد آن‌هایی که ماهانه شش شیلینگ می‌پرداختند به مراتب بیشتر بود. علاوه از این مقدار، مبلغی به عنوان هدیه واصل می‌گردید که با تشکر و میل می‌پذیرفتیم.تجربه نشان داد که اعضاء غالباً فقط با یک بار تقاضا حق عضویت را به راحتی نمی‌پرداختند، خیلی مشکل بود همه ماه کسی را اعزام دارم تا حق عضویت اشخاصی را که خارج از دوربان می‌زیستند جمع کند. چنین به نظر می‌رسید که حرارت اولیه پس از مدتی از بین می‌رفت. به طوری که حتی از اعضاء محلی دوربان چندین بار تقاضا می‌کردیم و برای آن‌ها یادداشت می‌فرستادیم تا حق خود را می‌پرداختند.


نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :