X
تبلیغات
رایتل

معلومات عمومی + دانشنامه ویکی پدیا + سایت مرجع

سایت مرجع اطلاعات عمومی ، سایت مرجع مقالات ، سایت مرجع اطلاعات عمومی . معلومات عمومی . اسامی شاهنامه . اسامی ساختمان . اسم دختر شاهنامه ای . اسم دختر ایرانی در شاهنامه . اسامی زنان شاهنامه . اسامی دختر در شاهنامه . اسامی دخترانه شاهنامه . 15,331,201

پنج‌شنبه 24 تیر‌ماه سال 1395 ساعت 03:34 ب.ظ

پایان یک رمان: ‌«جاودانگی‌»



پایان یک رمان: ‌«جاودانگی‌»


سوار آسانسور شدیم. اوناریوس به زیرزمین می‌رفت که اتومبیل مرسدس بنزش را پارک کرده بود و من در طبقه همکف از او جدا شدم. در داخل سرسرا، پنج صورت متفاوت با دندانهای سفید شبیه به هم از پنج پوستر آویخته به دیوار به من می‌خندیدند. ترسیدم که گازم بگیرند و به سرعت وارد خیابان شدم.

خیابان مملو از اتومبیل‌هایی بود که بی‌وقفه بوق می‌زدند. موتورسیکلت‌ها وارد پیاده‌روها می‌شدند و از میان عابرین قیقاج می‌رفتند. به اگنس فکر کردم. درست دو سال پیش بود که در طبقة‌بالای باشگاه تفریحات سالم، ضمن آنکه در صندلی راحتی لم داده و منتظر اوناریوس بودم، اگنس را مجسم کردم.

به همین دلیل بود که امروز یک بطری سفارش داده بودم. من رمان را تمام کرده بودم و می‌خواستم در محلی که برای اولین‌بار فکر آن زاده شده بود، به افتخارش جشن بگیرم. اتومبیل‌ها بوق‌های‌شان را به صدا درآورده بودند و من صدای مردم عصبانی را می‌‌شنیدم. در چنین اوضاعی بود که اگنس دلش می‌خواست یک «گل فراموش مکن»‌یک شاخه گل «فراموش مکن» خریداری کند. دلش می‌خواست آن را چون واپسین نشانة زیبایی که به ندرت دیده می‌شود، در برابر دیدگانش بگیرد.

جاودانگی، میلان کوندرا، ترجمة حشمت‌اله کامرانی، چاپ هفتم 1374، نشر علم/ 453 و 454


نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :