پاسخ حجت الاسلام و المسلمین حاج سید حسن خمینی به پرسشی درباره فرقه بابیه - معلومات عمومی + دانشنامه ویکی پدیا + سایت مرجع
X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

معلومات عمومی + دانشنامه ویکی پدیا + سایت مرجع

سایت مرجع اطلاعات عمومی ، سایت مرجع مقالات ، سایت مرجع اطلاعات عمومی . معلومات عمومی . اسامی شاهنامه . اسامی ساختمان . اسم دختر شاهنامه ای . اسم دختر ایرانی در شاهنامه . اسامی زنان شاهنامه . اسامی دختر در شاهنامه . اسامی دخترانه شاهنامه . 15,331,201

پنج‌شنبه 24 تیر‌ماه سال 1395 ساعت 11:53 ق.ظ

پاسخ حجت الاسلام و المسلمین حاج سید حسن خمینی به پرسشی درباره فرقه بابیه


پاسخ حجت الاسلام و المسلمین حاج سید حسن خمینی به پرسشی درباره فرقه بابیه

سایت شخصی حجت الاسلام و المسلمین حاج سید حسن خمینی پاسخ ایشان به پرسش یکی از مخاطبانش را درباره فرقه بابیه منتشر کرده است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، یکی از مخاطبان سایت شخصی حجت الاسلام و المسلمین حاج سید حسن خمینی در بخش «پاسخ یادگار امام به سئوالات شما» پرسیده است: "این روز ها خیلی از خطر پیدایش بابیه می گویند و گروهی همگان را از ظهور یک باب جدید بر حذر می دارند. می خواستم از شما که در باره فرقه های اسلامی کار کرده اید نظرتان را دراین باره بپرسم."

حجت الاسلام و المسلمین حاج سید حسن خمینی در پاسخ این پرسش این گونه نوشته اند: «جریان بابیه را جز با شناخت شیخیه نمی‌توان تحلیل کرد. چرا که بابیه فرزند تفکراتی است که توسط شیخ احمد احسایی پی ریزی شد.

شیخ احمد احسایی (م:‌1242 هـ.ق در سن 81 سالگی، مدفون در مدینه) در پیروانش بیش از تمام عقایدی که به او نسبت داده شده، به وسیله چند عقیده خود، اثری عمیق به جای گذاشته است. جدای از اعتقاد به رکن رابع و نفی معاد جسمانی و فارغ از آن که وی معتقد بوده با نگاه به متن حدیث می‌تواند صحت انتساب آن به امام علیه السلام را درک کند، باید گفت پیدایش بابیه از عقید? خاص شیخ احمد در مورد امام زمان ناشی شده است. شیخ احمد که به زهد و تقوی توصیف شده و همین هم عامل اصلی تأثیر گذاری وی بوده، می‌گفته، حضرت صاحب الزمان به بدن «هورقلیایی» موجود است و نه با بدن جسمانی و در هنگام ظهور، ممکن است در وجود هر یک از سادات حلول کند.

شیخ احمد را در فلسفه می‌توان تا حدود زیادی متأثر از صدرالمتألهین دانست و جالب اینجاست که وی فقط به واسطه آن که خود را هم عقیده صدرا در معاد جسمانی می‌دانسته تکفیر شده است. اما سایر عقاید وی که اتفاقاً انحرافات اصلی را پدید آورده، عامل منازعه و تکفیر وی نشده است. شیخ که طی سفری به ایران به شدت مورد استقبال قرار می‌گیرد و از سوی فتحعلی شاه قاجار و دیگر شاهزاده‌های قاجاریه تکریم بسیار دیده است، در ایران طرفداران زیادی می‌یابد، تا آنجا که به عنوان مثال نوشته‌اند نصف شیراز از تابعین وی می‌شوند. این حوزه نفوذ، اختصاص به شهری خاص ندارد، بلکه در تمام شهرهای ایران این ارادت و اعتقاد گسترش می‌یابد. البته به موازات همین امر، آزارها و مخالفت‌هایی هم نصیب او می‌شود. پس از مرگ شیخ احمد، سید کاظم رشتی از ناحیه او معرفی می‌شود و او هم اندیشه‌های شیخ احمد را ترویج می کند.

با مرگ سید کاظم و عدم معرفی جانشین توسط او و مهمتر این که وی ظهور امام زمان را نزدیک اعلام می‌کند، طبیعی است که بستر مناسبی برای علی محمد شیرازی فراهم می‌آید. در حالی که تمام مریدان سیدعلی محمد می‌دانسته‌اند که وی فرزند سید یوسف است که شغل و زندگی معلومی داشته و هیچ نسبت فرزندی با امام عسکری (ع) ندارد، شاید به نظر عجیب آید که چرا او را به عنوان امام زمان پذیرفته‌اند؟ اما باید به آن‌چه در موضوع حیات امام زمان با بدن هورقلیایی، توسط شیخ احمد احسایی مطرح شده بود توجه داشت. اگر چه باید منصفانه اذعان کرد که شیخ هرگز تعریف مقبول و قابل فهمی از هورقلیا ارائه نکرده است.

در این جا مناسب است به بخشی مقاله از دائرة المعارف بزرگ اسلامی درباره بابیه توجه کنیم «علی محمد شیرازی که در آغاز خود را بابِ امام غایب می‌دانست ـ و مریدانش به همین سبب بابیه نامیده شده‌اند ـ پس از چندی، خود را حجت و مهدی موعود خواند و آن گاه شریعتی نو نهاد و سخنانی گفت و نوشت که بی‌شباهت به دعوی الوهیت نیست.

منشأ برخی عقاید و دعوی‌های او را باید در بعضی عقاید اسماعیلیه و صوفیه و نقطویه و به ویژه آرای شیخ احمد احسایی و شاگرد و جانشین او سید کاظم رشتی جستجو کرد. گرچه جانشینان سید کاظم و شیخیه پس از او، به ویژه شاخه کریم‌خانی به کلی از عقاید بابیه بیزاری می‌جویند و از سرسخت‌ترین مخالفان این گروه و فرقه‌های منشعب از آن به‌شمار می‌روند، ولی عقاید ایشان راه علی محمد را در طرح چنان ادعاهایی هموار کرد. مثلاً آنان {درباره ائمه اطهار علیهم السلام غلو می کردند} و معتقد بودند که امامان اثنی عشر مظاهر الهی و دارای صفات و نعوت باری هستند و علل اربعه موجودات و مشیت خدا و دست خدا در اجرای جمیع امور وجودیه و کونیه وشرعیه به شمار می‌روند و در عصر غیبت به مقتضای حکمت و رحمت کامله خدا همواره کسی حضور دارد که بلاواسطه با امام غایب مرتبط بوده و واسطه فیض میان امام و امت باشد، یا به طور مثال عقاید دیگری که سپس توسط میرزا محمد کریم خان کرمانی به صورت چهار رکن یا اصل، تبویب و تبیین شد، یعنی معرفت خدا (توحید)، معرفت نبی (نبوت)، معرفت امام (امامت) و معرفت شیعه کامل یا رکن رابع که همان باب یا واسطه فیض است، دستمایه خوبی برای دعوی‌های وی شد. خاصه که شاگردان احسایی و سید کاظم و سپس بابیه، این دو را همان شیعه کامل و باب و رکن رابع می‌دانستند که ظهور امام غایب را نزدیک دانسته، مردم را به قرب ظهورش بشارت می‌دادند.

قطع نظر از انگیزه‌های علی محمد در دعوی بابیت و مهدویت، از گزارش‌های مختلف نویسندگان معاصر یا قریب به او برمی‌آید که گروهی، خاصه در شهرهای دور از مرکزیت حکومت به این حرکت ایمان آوردند و به آن گرویدند و بسیاری از آنان در عقاید خود استواری نشان دادند و به رغم جنگ‌ها و سرکوب شدیدی که در همان وقت و پس از آن نسبت به بابیه اعمال می‌شد، مقاومت کردند. بزرگترین انگیزه این گروش و پایداری را باید در وضع اجتماعی مردم ایران که در سالیان دراز در معرض تجاوز و چپاول حاکمان مستبد و فاسد و در فقر و نادانی روزگار می‌گذراندند و همچنین امید داشتن به یک منجی برای اصلاح امور، دید. پس شگفت نیست اگر برای رهایی از آن ستم و ریا به دامن هرکس که با هر انگیزه‌ای به مخالفت با قدرت‌های رسمی برخیزد، چنگ زنند و نیازی هم به تفحّص در چنان دعوی‌هایی نبینند. ادامه برخی شورش‌ها پس از قتل باب، به ویژه کوشش بابیان برای قتل ناصرالدین شاه هم مؤید این معنی است که این حرکت کم کم به نهضتی ضد حکومت بدل می‌شد، اما طرح ناموفق قتل شاه موجب شد تا سرکوب شدیدتری نسبت به بابیه اعمال شود و بسیاری از سران آنان به قتل رسند و برخی زندانی شوند و گروهی به بغداد گریزند. از این گریزندگان دو تن از همه مشهورترند. یکی میرزا یحیی نوری که باب به او لقب صبح ازل داده و در اواخر سال 1268 یا اوایل 1269 هجری قمری به بغداد رفت، دیگری برادر او میرزا حسینعلی نوری که چون در زندان بود، چند ماه دیرتر به بغداد رسید و معاون و کارگزار صبح ازل شد. میرزا یحیی که به گفته برخی بابیانِ نخستین، از سوی علی محمد به وصایت منصوب و مأمور شده بود تا ابواب جدیدی به کتاب بیان علی محمد بیفزاید، در بغداد دستگاهی پدید آورد و ده سال در آنجا به ریاست و دعوت پرداخت. اما غالب امور را برادرش حسینعلی اداره می‌کرد.

در این مدت شماری از بابیان دعوی کردند که "مَن یظهره الله"اند که باب بشارت ظهور او را داده بود. از آن سو، نزاع‌های میان مسلمانان و بابیان در بغداد موجب شد تا دولت عثمانی، صبح ازل و بابیه را به استانبول و سپس به ادرنه روانه کند و اینان پنج سال (رجب1280تاربیع‌الآخر1285ق) در آنجا ماندند. در این دوره میرزا حسینعلی خود را مَن یظهره الله خواند و از برادر برید و دستگاهی دیگر پدید آورد و بسیاری از بابیان به او گرویدند. دولت عثمانی هم از بیم جنگ میان دو فرقه که سخت به دشمنی می‌پرداختند، میرزا یحیی و اتباعش را به قبرس و میرزا حسینعلی و یارانش را به عکا تبعید کرد. میرزا یحیی از آن پس فعالیت چندانی نشان نداد و فشار و تبلیغات بهائیان اندک اندک او و یارانش را به فراموشی افکند. وی مطابق وصیت علی محمد، متمم بیان را در 47 باب به فارسی نوشت. این متمم از باب11 از واحد9، یعنی از آن‌جا که علی محمد بیان را خاتمه داد، آغاز می‌شود. اما حسینعلی که خود را بهاء الله می‌خواند، به فعالیت بیشتری دست زد و فرقه بهائیت را پدید آورد.» (دائرة المعارف بزرگ اسلامی)

این دائرة المعارف درباره عقاید باب می‌نویسد: «عمده عقاید و دعوی‌های علی‌محمد غالباً مبهم و پیچیده است. وی که به پیروی از بنیانگذاران شیخیه، فیضِ الهی را در هدایت خلق، تعطیل بردار نمی‌دانست، خود را مؤسس دوره جدید نبوت می‌خواند و خاتمیت پیامبر اسلام (ص) را خاتمیت دوره نبوت سابقه می‌نامید، در کتاب بیان که آن را ناسخ قرآن می‌پنداشت، آورده که مراد از معرفت پروردگار، معرفت مظهر اوست و آن‌چه در مظاهر ظاهر می شود، مشیت اوست که خالق هر چیزی است، این مشیت نقطه ظهور است و در هر دوری و کوری بر حسب آن دوره ظاهر می‌شود. محمد (ص) نقطه فرقان است و علی محمد نقطه بیان، هر دو یکی هستند. نقطه بیان عیناً همان آدم بدیع فطرت است. ظهورات نه ابتدایی است، نه انتهایی، قبل از آدم (ع) هم عوالمی بوده است و پس از مَن یظهره الله هم ظهورات دیگر به طور بی‌نهایت خواهد بود. مراد باب از این سخن آن است که وی موجود ازلی است که در دوران‌های مختلف به مظاهر و اطوار گوناگون ظاهر می‌شود و او همان آدم و نوح و ابراهیم و موسی و سایر پیامبران (ع) است. علی محمد خود را در ردیف پیامبران پیشین و بلکه اشرف از آنان دانسته است. (دائرة المعارف بزرگ اسلامی)


نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :