داستان کوتاه لاکپشت - معلومات عمومی + دانشنامه ویکی پدیا + سایت مرجع
X
تبلیغات
رایتل

معلومات عمومی + دانشنامه ویکی پدیا + سایت مرجع

سایت مرجع اطلاعات عمومی ، سایت مرجع مقالات ، سایت مرجع اطلاعات عمومی . معلومات عمومی . اسامی شاهنامه . اسامی ساختمان . اسم دختر شاهنامه ای . اسم دختر ایرانی در شاهنامه . اسامی زنان شاهنامه . اسامی دختر در شاهنامه . اسامی دخترانه شاهنامه . 15,331,201

پنج‌شنبه 24 تیر‌ماه سال 1395 ساعت 11:50 ق.ظ

داستان کوتاه لاکپشت


داستان کوتاه
لاک‌پشت

روزی گروهی از لاک‌پشت‌ها که عضو یک خانواده بودند، تصمیم گرفتند به پیک‌نیک بروند.

از آنجا که این حیوانات بسیار کند عمل می‌کنند، 7 سال طول کشید تا بتوانند خود را برای بیرون رفتن آماده کنند.

آنها به راه افتادند و پس از 2 سال به محلی مناسب رسیدند. 6 ماه طول کشید تا آنها بتوانندآنجا را تمیز و آماده کنند.

هنگامی که مادر خانواده سبد غذاها را باز کرد، متوجه شد نمک نیاورده است.

لاک‌پشت‌ها با خود گفتند:پیک‌نیک بدون نمک فاجعه است.

پس از بحث طولانی تصمیم گرفته شد یکی از اعضای جوان خانواده بازگردد و از خانه نمک بیاورد.

لاک‌پشت جوان بازگشتن این مسیر طولانی را مشروط به این کرد که تا بازگشتش هیچ یک از اعضای خانواده غذا نخورد.

بقیه لاک‌پشت‌ها موافقت کردند و لاک‌پشت جوان راهی شد. 3 سال گذشت، اما لاک‌پشت جوان باز نگشت. سال چهارم، پنجم، ششم و هفتم هم گذشت.

در این میان پدر خانواده که دیگر تحمل گرسنگی را نداشت گفت : نمی‌توان صبر کرد بهتر است تا بلافاصله غذا

بخوریم.

در همین لحظه ناگهان از پشت علفزار صدایی آمد. لاک‌پشت جوان بیرون پرید و گفت: می‌دانستم شما به عهد خود وفا نخواهید کرد، پس حالا که این طور شده دیگر برایتان نمک نمی‌آورم.

مترجم: آرش میری خانی


نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :