X
تبلیغات
رایتل

معلومات عمومی + دانشنامه ویکی پدیا + سایت مرجع

سایت مرجع اطلاعات عمومی ، سایت مرجع مقالات ، سایت مرجع اطلاعات عمومی . معلومات عمومی . اسامی شاهنامه . اسامی ساختمان . اسم دختر شاهنامه ای . اسم دختر ایرانی در شاهنامه . اسامی زنان شاهنامه . اسامی دختر در شاهنامه . اسامی دخترانه شاهنامه . 15,331,201

دوشنبه 2 اسفند‌ماه سال 1395 ساعت 03:57 ب.ظ

«نارساخوانی» یا «دیس لکسی» -محدثه آذرپور

محدثه آذرپور می نویسد

خوانش پریشی یا اختلال در یادگیری هنگام مطالعه

«نارساخوانی»، خوانش پریشی یا «دیس لکسی» (Dyslexia) عبارت از اختلال در خواندن و نیز قابل فهم نبودن مطالب خوانده شده است. از آن جایی که تا به حال نتوانسته اند این اختلال را به ضایعه چشمی ربط دهند، دیس لکسی اصطلاح مبهمی است که با معانی مختلف در مورد اختلالات و آسیب های سیستم عصبی مرکزی، دژنرسانس و در موارد نداشتن توانایی در یادگیری خواندن و نوشتن روش های معمولی آموزشی به کار برده شده است. بر خلاف صاحب نظران امور پزشکی، متخصصین تعلیم و تربیت، دیس لکسی را به مفهوم اشکال در یادگیری خواندن در کودکان باهوش متوسط یا بالای متوسط بدون هیچ گونه اختلال مشخص در سیستم عصبی یا روانی در نظر می گیرند.
جامعه بین المللی متخصصین اعصاب دیس لکسی را به معنی اختلال در یادگیری خواندن علی رغم تعلیمات معمول، ضریب هوش طبیعی و موقعیت اجتماعی و فرهنگی مطلوب تعریف
کرده‌اند. در واقع خوانش پریشی هیچ رابطه ‌ای با سطح آی‌کیو یا هوش و توانایی ‌شناختی فرد ندارد.
واژه دیس لکسی مشتق از واژه یونانی و به معنای اشکال در خواندن کلمات است. این مسأله نه فقط به معنای مشکل در خواندن کلمات بلکه به صورت گسترده تر اشکال در هجی کردن، نوشتن و دیگر جنبه های زبانی نیز است. فدراسیون جهانی نورولوژی نارساخوانی را این چنین تعریف می کند: «اختلالی است که به رغم آموزش متعارف، هوش کافی و وجود امکانات اجتماعی، اقتصادی، فرد در خواندن مشکل دارد. فرد نارساخوان ممکن است در تبدیل سمبل های نوشتاری به گفتار (خواندن) و کلمات بیان شده به سمبل های نوشتاری (هجی کردن و نوشتن) مشکل داشته باشند. دیگر سمبل های زبانی مانند نت خوانی موسیقی و ریاضیات نیز ممکن است دچار آسیب شده باشد. با توجه به این نما از اختلال بهتر است نارساخوانی به عنوان یک مشکل در پردازش اطلاعات در نظر گرفته شود.»
دیس لکسی به طور جامع به معنی اختلال در کلمه خوانی، نارساخوانی یا خواندن پریشی به کار می رود و امروزه به عنوان
مهم ترین ناتوانی در مجموعه یادگیری قرار گرفته است.
خوانش پریشی یک سندرم آموزشی است و فقط با شروع خواندن و نوشتن کودک شروع می شود. به طور کلی تمامی واژه های دیسلکسی، خوانش پریشی و نارساخوانی مربوط به اختلال در خواندن است.
بنابراین تعاریف ، دیس لکسی را به سه گروه تقسیم بندی کرده اند: دیس لکسی اگزوژن (کندی در خواندن)، دیس لکسی آندوژن و دیس لکسی تکامل اوّلیه یا دیس لکسی حقیقی. دیس لکسی اگزوژن بسیار شبیه به آمبلیوپی ناشی از محرومیت دید به علت محرومیت تحریک ایجاد می شود. مبتلایان به این گروه ممکن است از هر میزان ضریب هوشی بهره مند باشند اما از تحریک کافی یا تجربه برای به دست آوردن مهارت در خواندن محروم
بوده اند. این کودکان ممکن است متعلّق به خانواده ای باشند که مهارت های محاوره ای آن ها کم است یا کودک برای کسب مهارت های گفتاری تشویق و تحریص نمی شوند. همچنین ازدحام در کلاس های درس یا برخوردهای غیر عادی و غیر منطقی
بین دانش آموز و معلم نیز می تواند جلوی تکامل خواندن را در کودکان بگیرد. در واقع به این گروه کودکان نمی توان برچسب دیس لکسی زد چرا که اختلال آن ها به علت محرومیت است و از نداشتن توانایی در یادگیری نیست.
در نمونه دوم دیس لکسی یعنی آندوژن، این اختلال مربوط به کودکانی است که اختلال آن ها در خواندن ناشی از پایین بودن بهره هوشی است و امکان دارد به شکل موروثی یا ثانوی به
بیماری ها و صدمات وارده به سر باشد. در این مورد بیمار باید زیر نظر تعلیمات ویژه قرار بگیرد. کیفیت مهارت خواندن در این بیماران بستگی به میزان بهره هوشی دارد.
دیس لکسی اولیه یا حقیقی به حالتی گفته می شود که اختلال توانایی خواندن بیش از حدی است که بتوان آن را به سطح هوش و وضعیت محیط خانواده و سابقه تعلیمات نسبت داد. دیس لکسی واقعی ممکن است در کودکان دارای بهره هوشی بالا، متوسط یا پایین اتفاق بیافتد. در این حالت میزان ناتوانایی ها متنوع و متفاوت خواهد بود و ممکن است از اختلال شدید تا اختلال در تلفظ یا حتی پایین بودن سرعت خواندن متغیر باشد.
در دیس لکسی حقیقی دانستن چند نکته ضروری است. ابتدا این که در تشخیص و درمان دیس لکسی باید جنبه های طبی، تعلیم و تربیتی و سایکولوژیک را در نظر گرفت. همچنین هیچ گونه اختلال در چشم که نشان دهنده اختلال در خواندن باشد وجود نداشته باشد. در این بیماران بهبود وضعیت آموزشی در جهت تقویت آموزش بصری و نورولوژیک تأثیری در بهبود اختلال ندارد. استفاده از عینک برای این بیماران فقط اختلال انکساری را اصلاح می کند و هیچ گونه نقشی در درمان آن ندارد.
آموزش این گونه کودکان یکی از مشکلات عمده آموزش و پرورش است. در واقع دیس لکسی واقعی به دلیل اختلال یا نقص در تجزیه و تحلیل اطلاعات بینایی به وجود می آید. اگر چه معاینه چشمی این کودکان طبیعی است اما مسؤولیت اثبات تشخیص بر عهده چشم پزشک است زیرا اختلالات بینایی که منجر به کاهش دید شده است می توانند نشانه های دیس لکسی را تقلید کند.
اختلال یادگیری تقریباً در 5 تا 10 درصد جمعیت فراوانی دارد. حدود نیمی از اختلال های یادگیری در حوزه های اختلال خواندن طبقه بندی می شوند. در بیشتر موارد شروع اختلال یادگیری در فاصله زمانی پیش از دبستان تا کلاس دوم مشخص می شود. شروع پیش از کلاس اول معمولاً نشانگر نوعی تأخیر رشدی در زبان، تأخیر در یادگیری مفاهیم جدید در خانه یا تأخیر در عملکرد در مقایسه با همسالان پیش دبستانی و مهد کودکی است. تشخیص اختلال یادگیری در سال های قبل از ورود به مدرسه بسیار کار دشواری است. معمولاً مشکلات یادگیری با درمان بهبود می یابند ولی در بسیاری موارد با شدت کمتر تا بزرگسالی ادامه می یابد. میزان بروز این اختلال خواندن در پسران سه برابر بیشتر از دختران است.
از نشانه ‌های اولیه این ناتوانی دیر صحبت کردن کودک است و بعد از آن نوشتن آینه ‌ای کودک که در آن نوشتن واژه‌ ها بر عکس و مانند آینه است. از نشانه‌ های سنین بالاتر، می ‌توان به ناتوانی یا مشکل در هجا کردن واژه، یافتن هم ‌قافیه برای واژه یا مشکل در تلفظِ صدا یا ترکیب واژه‌ ها و صداها اشاره کرد. عمومی ‌ترین نشانه آن دیکته‌ بسیارضعیف کودک و تمایل به نوشتن حروف بیشتر یا کمتر هنگام نوشتن واژه‌ ها است. از دیگر نشانه ‌های عمومی خوانش ‌پریشی این است که یک فرد خوانش ‌پریش واژه را زودتر یا دیرتر از جایی که باید قرار گیرد در جمله می ‌گذارد و همچنین هنگام خواندن، واژه‌ ها را جا به ‌جا می‌ خواند. معمولاً فرد
خوانش ‌پریش سطح نوشتاری‌ اش بسیار پایین ‌تر از سطح معلومات و هوش عمومی‌ اش است و از همین طریق می ‌توان به خوانش ‌پریشی او پی برد مشکلات در نارساخوانی به طور خاص ناشی از عملکرد و ساختار غلط مغز در پردازش زبان آوایی و زبان نوشتاری، بینایی و زبان حرکتی ارتباطی است. بسیاری از افراد مبتلا به اختلال در خواندن، شواهدی را در مورد فقدان پیشرفت سلول های مغز نشان می دهند که در نواحی بینایی و شنوایی باعث گسترش مشکلات در خواندن می شود. این ناشی از وجود مشکلاتی در نورون هایی است که یک شبکه در مغز تشکیل داده اند و به نظر می رسد برای تغییرات زمانی تخصص یافته اند. سلول های مذکور دارای یک سطح مولکولی هستند که با هم ارتباط برقرار می کنند و ارتباطات با یکدیگر را تشخیص می دهند.
بعضی افراد مبتلا به اختلال در خواندن به طور مشخص دست خط آن ها بسیار ناخوانا است. مطالعه متابولیسم مخچه این افراد نشان داده است، عمل مخچه ممکن است در افراد مبتلا به اختلال در خواندن آسیب دیده باشد و این ممکن است ریشه مشکلات
آن ها در بدخطی باشد. بعضی دانشمندان علوم اعصاب معتقدند مخچه علاوه بر نوشتن، خواندن و حرکات، در شناخت برنامه ها دخالت دارد. اگر چنین نظریه ای درست باشد، کمبود در عمل مخچه نیز می‌تواند به مشکلات یادگیری خواندن، نوشتن و تلفظ اضافه شود.
برخی از کودکان مشکلات نداشتن توانایی در تشخیص شنیداری صداها را دارند که این مشکل ممکن است در نتیجه عفونت گوش که فرد قبلاً به آن مبتلا شده است ایجاد شود. برخی دیگر از کودکان ممکن است به صورت مادرزادی دچار ناتوانی باشند. گروه دیگر از کودکان دارای مشکلات تمیز بینایی هستند که ممکن است حروف و کلمات را به صورت واژگون بنویسند. مشکل آن ها در ارتباط حروف با یکدیگر است که مربوط به ذخیره ذهنی حافظه بلند مدت آن ها است.
مشکلات بچه هایی که اختلال در خواندن دارند ناشی از ضعف قدرت و عملکرد در مغز آن ها است. در این کودکان
چشم‌ها و گوش ها به صورت عادی عمل می کنند اما قدرت تمرکز برای سرعت تجسم در حافظه یا تلفظ قبل از این که آن‌ها به درجه بالاتری از عملکرد هوش برسند، پایین است. در واقع علت اختلال خواندن، پیموده نشدن سلسله مراتب خواندن است؛ منظور این است که ابتدا پایه زیرین در کودک کامل شود و بعد پایه‌های دیگر طی شوند.
برای افراد مبتلا به اختلال در خواندن درمان های گوناگون وجود دارد. کودکانی که دچار مشکلات خواندن هستند با توجه به ضعفی که در این مهارت از خود بروز می دهند نمی توانند در برنامه های آموزشی مدرسه پیشرفت هایی حاصل کنند. از لحاظ تاریخی، آموزش خواندن نخستین مسؤولیت مدارس بوده است. از جمله شیوه ها استفاده از روش ها ی آوایی و کل خوانی هستند که در شیوه اول آموزش مبتنی بر آموزش آواها به صورت جداگانه و در نهایت ترکیب آن ها برای رسیدن به کلمه و کد برگردانی اطلاعات و معنا است و شیوه دوم شیوه کل خوانی یا روش ببین و بگو است که در این شیوه شکل کلی کلمه ارایه می شود و کودکان مبتنی بر حافظه بصری خود به یادگیری کل کلمه و کد برگردانی آن به یک باره می پردازند. بهترین روش تلفظ هنگام خواندن استفاده از وسایل بازی حروف صدادار است.
برای درمان این نوع کودکان که اختلال در خواندن دارند بعضی از متخصصان کلاس های تقویتی توصیه کردند که این کلاس ها در ناتوانی شدید و اختصاصی یا اولیه با ضایعه مغزی کارساز نیست ولی در انواع ثانوی مؤثر است و کودک به خوبی پیشرفت می کند.
مطالعات نشان می دهند که شنیدن و به ویژه یادگیری موسیقی می تواند برخی از عملکردهای مغزی را اصلاح کند و کارایی مغز در زمینه های دیگر مفهومی را بهبود بخشد. در واقع موسیقی یک تجربه چند حسی است.
ساقه مغز یک منطقه مشترک برای بررسی تحریکات موسیقایی و زبانی است. به همین منظور آموختن موسیقی می تواند به کودکان در توسعه توانایی های زبانی کمک کند و به عنوان راه حلی برای درمان آسیب های زبانی مثل بیماری دیس لکسی مورد استفاده قرار گیرد.

دوشنبه 2 اسفند‌ماه سال 1395 ساعت 03:53 ب.ظ

یافته های تازه از سیاره مشتری در منظومه خورشیدی

هفتمین مروارید مشتری ـ فضاپیمای «جونو» در سومین گذر خود از سیاره مشتری موفق به ثبت تصویری زیبا و بی ‌نظیر از توفان‌ های این سیاره شده است. «جونو» (Juno) نام فضاپیمای رباتیک بدون سرنشین ناسا است که در چهارم ژوئیه سال 2016 در مدار قطبی سیاره مشتری قرار گرفت. این کاوشگر فضایی در پنجم اوت 2011 از فلوریدا به فضا پرتاب شده و شرکت «لاکهید مارتین» و مؤسسه تحقیقات جنوب غربی، سازنده و پیمان ‌کار هدایت آن هستند. به تازگی فضاپیمای «جونو» در سومین گذر نزدیک خود از سیاره مشتری از یکی از رشته‌ توفان‌ هایی که به رشته‌ های مروارید معروف هستند، تصویربرداری کرده است. این توفان ‌ها از هشت لکه سفید رنگ بیضی شکل تشکیل شده‌ اند که به آن ها «رشته ‌های مروارید» گفته می شود و در نیمکره جنوبی این غول گازی قرار دارند. «جونو» موفق شده است تا تصویر فوق ‌العاده زیبایی از هفتمین مروارید را در فاصله 24600 کیلومتری این سیاره تهیه کند. ناسا تصویر رنگی این توفان مروارید شکل را که توسط دوربین ‌های نور مرئی جونو گرفته شده، به اشتراک گذاشته است.

صورتک خندان ـ سیاره مشتری در تصویر جدید ناسا از خود چهره خندانی را به نمایش گذاشته است. این بزرگ ترین سیاره منظومه خورشیدی است که ماهیت گازی دارد و اکنون محل بررسی کاوشگر جونو قرار دارد که در زمان عبور نزدیک از آن با استفاده از دوربین جونوکم چند تصویر از سطح نیمه روشن آن ثبت کرده است. این داده‌ ها برای عموم در دسترس قرار دارند و یک فرد دانشمند به نام «رندی آن»، تصاویر را به صورت آینه در کنار هم قرار داده و یک تصویر کامل درخشان را از مشتری ارائه کرده است. وی سپس با انجام اصلاحاتی در تصویر، سیاره را به رنگ زرد درآورده و ویژگی‌ های روی سیاره، آن را شبیه به صورتکی خندان کرده است. کاوشگر جونو قرار است مجموعه ‌ای از پروازهای نزدیک به سیاره مشتری را تا فوریه 2018 اجرا کند. مأموریت روز 27 اوت، نخستین پرواز نزدیک این کاوشگر به مشتری محسوب می ‌شد که طی آن همه ابزار فعال بودند. طی این نزدیکی، جونو به فاصله 5000 کیلومتری بالای ابرهای سیاره رسید. این نزدیک ترین مکانی است که تمامی فضاپیماها تاکنون توانسته ‌اند در کنار این غول گازی قرار بگیرند. هدف اولیه ابزار جونوکم، جذب و ارسال تصاویر با طول موج مرئی به زمین بوده است. دانشمندان شهروند تاکنون تکنیک‌های پردازش تصویر متعددی بر روی این عکس ‌ها انجام داده و ویژگی ‌های مختلف سیاره مشتری را به نمایش گذاشته ‌اند.
فضاپیمای جونو قرار بود در روز 19 اکتبر (28 مهر) موتورهای خود را روشن کرده و مدار خود را از 53 روز به 14 روز در اطراف مشتری کاهش دهد اما به دلیل بروز یک مشکل در دریچه‌ های موتور، این مانور تا مدت نامعلومی به تعویق افتاد.
شکل گیری و تکامل ـ سیارات غول ‌پیکر جوان مشابه مشتری از گاز و غبار تشکیل شده ‌اند و اکنون پژوهشگران مؤسسه فناوری فدرال زوریخ و دانشمندان دانشگاه های زوریخ و برن، سناریوهای مختلف را در مورد چگونگی ایجاد و تکامل این سیارات با استفاده از قدرت محاسباتی مرکز ابررایانه ملی سوئیس شبیه ‌سازی کرده ‌اند. این پژوهشگران با مقایسه نتایج خود با رصدهای تلسکوپ ‌ها توانستند تفاوت بزرگی را بین
مکانیزم‌ های شکل‌ گیری فرضی شناسایی کنند. این ستاره ‌شناسان دو نظریه را ارائه دادند که چگونگی تولد سیارات غول‌ پیکر گازی مشابه مشتری یا زحل را توضیح می‌ دهند. یک مکانیزم شکل ‌گیری از پائین به بالا بر این اساس است که ابتدا یک هسته جامد به اندازه 10 برابر بزرگتر از زمین شکل می ‌گیرد و سپس مقادیر چشمگیری از گاز را به خود جذب کرده و نگه می ‌دارد.
نظریه دوم بر پایه یک سناریوی شکل ‌گیری بالا به پائین است که بر اساس آن، دیسک گازی اطراف ستاره جوان به قدری بزرگ است که دلیل ویژگی خود - گرانشی غبار و گاز، بازوهای مارپیچی به همراه توده‌هایی در داخل آن ‌ها شکل می ‌گیرند. این توده‌ ها سپس توسط گرانش خود به طور مستقیم در هم فرو ریخته و یک سیاره گازی را شکل می‌ دهند.
نظریه نخست «افزایش هسته» و نظریه دوم «عدم ثبات دیسک» نامیده شده ‌اند. در هر دو مورد، یک دیسک موسوم به «دیسک اطراف سیاره» در اطراف سیارات گازی بزرگ تشکیل می ‌شود که به عنوان مهد تولدی برای شکل ‌گیری قمرها ایفای نقش می ‌کند. پژوهشگران برای تشخیص معتبر بودن یکی از این نظریه‌ ها، سناریوها را در ابررایانه پیز داینت سوئیس شبیه سازی کردند و تفاوت بزرگی بین دو مکانیزم شناسایی کردند. در سناریوی عدم ثبات دیسک،‌ گاز در اطراف سیاره بسیار سرد و حدود 50 کلوین بود اما در نظریه دیگر، دیسک اطراف سیاره تا چند صد کلوین داغ می‌شد. این نتیجه‌گیری باعث پیش افتادن نظریه برافزایش هسته شد. همچنین پیش از این فیزیکدانان نجومی تصور می ‌کردند که دیسک اطراف سیاره از نظر جرم با دو سناریوی شکل ‌گیری تفاوت چشمگیری داشته باشد، اما یافته ‌های جدید پژوهشگران نشان داد که این فرضیه درست نیست. دانشمندان همچنان به پژوهش ها و شبیه سازی بیشتر برای درک این فرآیند نیاز دارند. این پژوهش در مجله Monthly Notices of the Royal Astronomical Societyمنتشر شده است.
وجود آب در قمر اروپا ـ ناسا به تازگی شواهد جدیدی از فوران آب در زیر سطح «قمر اروپا»، یکی از چند قمر سیاره مشتری کشف کرده است. یافته ‌های جدید مشروعیت بیشتری به رصدهای سال 2013 داده و احتمال برخورداری قمر اروپا از اقیانوس زیرزمینی را افزایش داده است. این یافته‌ ها که در یک کنفرانس تلفنی از سوی ناسا اعلام شد، توسط تیمی از پژوهشگران مؤسسه علوم تلسکوپ فضایی با استفاده از تلسکوپ فضایی هابل این رصدها انجام شده است. جزئیات کامل این کشف در مجله Astrophysical منتشر شد. پژوهشگران در طول 15 ماه عبور قمر اروپا از برابر سیاره مشتری را از 10 موقعیت مختلف رصد کردند. در جریان سه مورد از این گذرها، پژوهشگران توانستند فوران ‌هایی از بخار آب را در نزدیکی قطب جنوب این قمر مشاهده کنند. ناسا شواهدی از وجود آب را در مناطق دیگر منظومه خورشیدی شناسایی کرده اند اما تنها در یک جا، یعنی قمر انسلادوس سیاره زحل توانسته به طور مستقیم آن را مشاهده کند.
دانشمندان از مدت ها پیش تصور می ‌کردند که قمر اروپا حاوی یک اقیانوس زیرزمینی است اما فقط در سال 2012 توانستند شواهدی از فوران بخار آب را در آن کشف کنند. در آن سال، تیمی از پژوهشگران ناسا توانسته بودند نوعی شفق را در منطقه جنوبی این قمر شناسایی کنند که در اثر تعامل ذرات باردار با جو شکل می ‌گیرد. پژوهشگران با استفاده از تلسکوپ هابل، جو قمر اروپا را در زمان عبور از برابر مشتری رصد کرده و توانستند شواهد مستقیم ‌تری از وجود بخار آب را در آن کشف کنند.
قطب شمال و جنوب ـ ناسا تصویری از 48،000 مایل بالاتر از سیاره مشتری را ارائه کرده که در این تصویر طوفان‌ ها و آب و هوا به نحوی است که در هیچ کجای منظومه خورشیدی دیده نمی‌ شود. فضاپیمای جونو ناسا نخستین فضاپیمایی است که در 27 اوت توانسته بر فراز مشتری و با سرعت فوق‌العاده بالای 130.000 مایل در ساعت حرکت کند. دانشمندان می گویند تصاویر ارائه شده از قطب شمال و قطب جنوب این غول گازی شبیه به هیچ کدام از تصاویر قبلی نبوده و به شکل چیزی است که ما پیش از این نه دیده و نه تصور
کرده‌‌ایم. بخش بزرگی از مأموریت این فضاپیما که به شکل چرخ دنده است، ثبت اطلاعات در مورد پروسه ‌های نهانی است که در داخل و اطراف مشتری اتفاق می ‌افتد که برای مثال می ‌توان به شفق‌ های مشتری اشاره کرد.
ناسا پیش تر با استفاده از تلسکوپ فضایی هابل موفق به ضبط تصاویری از ذرات این طوفان ‌ها در ابرهای مشتری شده بود. پیش از جونو هیچ فضاپیمایی موفق نشده بود تا این حد به بزرگ ترین سیاره منظومه خورشیدی نزدیک شود. ناسا سپس این اطلاعات را به یک ویدئو متحرک با صدا تبدیل کرده است.

دوشنبه 2 اسفند‌ماه سال 1395 ساعت 03:47 ب.ظ

طراحی ذخیره‌گاه‌های طبیعی - مرتضی جوهریی

طراحی ذخیره گاه طبیعی شامل طرح ریزی و ایجاد یک منطقه طبیعی به عنوان ذخیره گاه برای موجودات زنده است. طراحان ذخیره گاه های طبیعی اهداف متنوعی را دنبال می کنند و برای رسیدن به این اهداف و تطبیق دادن عوامل مختلفی که در موفق عمل کردن آن تأثیرگذار هستند باید یک طراحی خاص را ایجاد و پیاده کنند. هدف اصلی همه ذخیره گاه های طبیعی حفاظت از تنوع زیستی درون آن در برابر فعالیت های آسیب رسان است. برای نیل به این هدف طراحان این فضاهای طبیعی باید به طور گسترده از تمامی گونه ها در تمامی رده ها نمونه برداری کنند و شرایطی فراهم کنند که بقای دراز مدت موجودات تضمین شود.
همان طور که در راهنماهای استقرار
ذخیره گاه های طبیعی کشورهای انگلستان و اسکاتلند بیان شده است یک ذخیره گاه طبیعی کمک می کند تا پایداری طبیعت بومی به سطح بهتری ارتقاء پیدا کند و نیازهای مرتبط با حفظ تنوع زیستی تأمین شوند. همچنین فراهم آوردن فرصت های کنترل شده برای مطالعه موجودات و محیط اطراف آنها یکی دیگر از این اهداف است. منظور از مطالعه، انجام
پژوهش های علمی به معنای واقعی با استفاده از ذخیره گاه به منظور آموزش، اشتغال و تفریح برای عموم است. مزایای ثانویه دیگری از جمله ارتقای سطح اقتصادی از طریق توریسم و فرصت هایی برای آموزش افراد متخصص نیز در این راهنماها قید شده اند.
ذخیره گاه هایی موفق هستند که عوامل اکولوژیکی و اجتماعی مهم را در طراحی خود می گنجانند. از جمله این عوامل می توان به گستره پراکندگی طبیعی جانوران شکارگر اشاره کرد. وقتی که ذخیره گاهی خیلی کوچک باشد جانوران گوشتخوار در تماس بیشتری با انسان ها قرار
می گیرند که این منجر به بالا رفتن میزان مرگ‌و‌میر این جانوران می شود. مطلب دیگر این است که برخی از گونه ها نسبت به منطقه ای خاص حساسیت دارند و فقط در آن منطقه از خود واکنش نشان
می دهند. در مطالعه ای که روی آواز پرندگان در ژاپن انجام شده است مشخص شد که گونه های خاصی از پرندگان فقط در زیستگاه هایی ساکن می‌‌‌‌شوند که بسیار بزرگتر از فضایی باشند که واقعاً اشغال
می کنند. دانستن گستره جغرافیایی گونه ها و ترجیح آن ها در انتخاب زیستگاه در تعیین مساحت
ذخیره گاه ضروری است.
عوامل اجتماعی مانند روش زندگی و رفتار انسان ها نیز باید در نظر گرفته شوند. اگر ذخیره گاه در منطقه ای که مردم آن برای تأمین معاش خود به آن منطقه نیاز دارند ایجاد شود اغلب با شکست مواجه می شود. برای مثال در بولیوی در سال 1991 پارک ملی آمبورو را از 1800 کیلومتر مربع به 6370 کیلومتر مربع گسترش دادند. اگر چه این توسعه باعث خوشحالی طرفدارهای حفظ منابع طبیعی شد، اما بومی های ساکن منطقه در پی آن ناچار به جا به جایی و در نتیجه از این تغییر ناراضی و عصبانی شدند. آن ها به شکار جانوران و قطع درخت های این پارک ملی ادامه دادند تا این که مسئولان مجبور شدند مساحت پارک را کاهش دهند. به دلیل این که در طراحی این ذخیره گاه ساکنان بومی منطقه مورد توجه قرار نگرفته بودند تلاش های حفاظتی بی نتیجه ماندند. بسیاری از طرفدارهای حفظ منابع طبیعی از مردم بومی دفاع می کنند و عقیده دارند که نباید زندگی و معاش آن ها را نادیده گرفت. این اقدام «پروژه توسعه و حفاظت یکپارچه» نام دارد.
به طور معمول توصیه می شود که برای طراحی یک ذخیره گاه طبیعی ایده آل، شکل زمین باید به صورت یک دایره کامل باشد تا بتوان فاصله ها، نقاط دور از هم و مرزهای حاشیه ای را کاهش داد. ولی چنین کاری در عمل بسیار مشکل است، چون از زمین موجود برای کشاورزی، اسکان انسان ها و استخراج منابع طبیعی هم استفاده می شود. معمولاً پیشنهاد می کنند که از مناطق میان گیر برای حفظ جانوران و گیاهان از تهدیدهای انسانی استفاده شود که این سبب توالی گونه ها و احیای جنگل ها
می‌شود. در مطالعه ای که در سال 1985 انجام شد تأثیر شکل و اندازه بر جزیره ها بررسی شد و این نتیجه به دست آمد که مساحت منطقه بیش از شکل آن در کیفیت زیستگاه نقش دارد.
بحثی که در میان زیست شناس های حفاظت از محیط زیست همواره مطرح است این است که آیا باید یک منطقه بزرگ و وسیع ایجاد کرد یا بهتر است که به جای آن چندین ذخیره گاه کوچک طراحی شوند. رابطه بین گونه ها و منطقه زیستی آن ها حاکی از این است که تعداد گونه ها در یک زیستگاه با اندازه آن ارتباط مستقیم دارد. بنابراین از لحاظ تئوری اگر مساحت کلی چند ذخیره گاه کوچک بیشتر از مساحت یک ذخیره گاه بزرگ باشد ذخیره گاه های کوچک تعداد گونه های بیشتری را در خود جا خواهند داد. این نظریه به همراه تئوری بیوجغرافیایی جزیره، «جارد دایموند» را بر آن داشت تا اعلام کند که ایجاد یک ذخیره گاه بزرگ بهترین روش حفاظتی به شمار می رود و هنوز هم این نظریه توصیه می شود. به عقیده «اُواسکاینن» یک ذخیره گاه واحد با مساحت زیاد بهترین موقعیت را برای به حداکثر رساندن بقای دراز مدت
گونه ها و به تعویق انداختن انقراض در یک جمعیت محدود است.
ولی تئوری دیگری هم وجود دارد که با تئوری دایموند مخالفت می کند. طبق این تئوری چند
ذخیره گاه کوچک گونه های مشابه خواهند داشت، چون بعضی گونه ها با زندگی در زیستگاه های کوچک سازگاری بهتری دارند و بسیاری از گونه های دیگر فقط در زیستگاه های بزرگ زندگی می کنند. پژوهشی که در ایلینوی انجام شد نشان داد که دو ذخیره گاه جنگلی کوچک بیشتر از یک ذخیره گاه جنگلی بزرگ تعداد زیادی از گونه های پرندگان را در خود جای داند، در حالی که در یک ذخیره گاه جنگلی واحد تعداد پرندگان مهاجر بیشتر بود. اُواسکاینن و فوکاماچی بر این عقیده بودند که تکه زمین های ذخیره گاهی کوچک باعث می شوند تعداد و تنوع گونه ها غنی‌تر شود. با این حال این فقط در مورد گونه های رایج صحت دارد، چون گونه های نادرتر و گونه‌هایی که کمترین فراوانی را دارند فقط در ذخیره گاه‌های بزرگ و یکپارچه دیده می شوند.
نکته مهم دیگر در طراحی ذخیره گاه های طبیعی در نظر گرفتن شبکه ای از ذخیره گاه ها است. گاهی حفاظت از گونه ها در یک منطقه مهار شده برای حفاظت از تنوع زیستی کل یک ناحیه کافی نیست. زندگی درون یک ذخیره گاه طبیعی به مثابه یک واحد مجزا که از محیط پیرامون جدا شده است میسر نیست. بسیاری از جانوران مهاجرت می کنند و تضمینی برای این که درون مرزهای یک
ذخیره‌گاه معین بمانند وجود ندارد. پس به منظور حفاظت از تنوع زیستی در یک گستره جغرافیایی وسیع شبکه ای از سیستم های ذخیره گاهی دایر می‌شود. سیستم های ذخیره گاهی سلسله ای از ذخیره گاه هایی هستند که قرارگیری
آن ها به صورت استراتژیک طراحی شده است تا
بدین ترتیب زیستگاه ها به هم متصل شوند. چنین شبکه ای به جانوران این امکان را می دهد که با عبور از دالان های حیات وحشی بین مناطق حفاظت شده رفت و آمد کنند. یک دالان حیات وحشی در واقع گذرگاهی حفاظت شده برای مهاجرت فون جانوری است. مطالعات ثابت کرده اند که
شبکه های ذخیره گاهی برای حفاظت فون بسیار ارزشمند هستند و می توانند تا 50 درصد مهاجرت بین ذخیره گاه ها را افزایش دهند.
برای این که استقرار یک ذخیره گاه طبیعی تأثیرگذار و به دور از هزینه های زیاد باشد باید در نقاطی که از لحاظ جغرافیایی دارای منابع غنی برای
گونه ها باشند ایجاد شوند. از جمله این مناطق زمین های جنگلی قدیمی، زمین های مرطوب، زمین های باتلاقی، نقاط داغ تنوع زیستی (biodiversity hotspot)و جزیره های اندمیک (مانند ماداگاسکار) هستند.
منظور از نقاط داغ تنوع زیستی یا کانون‌های حساس تنوع زیستی، غنی ترین و تهدید شده‌ترین ذخیره گاه های موجودات گیاهی و جانوری روی سیاره زمین هستند. برای این که یک ناحیه در زمره نقاط داغ تنوع زیستی طبقه بندی شود باید با دو معیار اصلی تطابق داشته باشد: باید دارای دست‌کم 1500 گونه گیاه آوندی اندمیک باشد و دیگر این که باید دست کم 70 درصد از زمین های زیستگاهی آن از بین رفته باشند. این نقاط داغ بر اثر
فعالیت های انسانی به سرعت در حال نابود شدن هستند، ولی اگر تدابیر حفاظتی اجرا شوند هنوز شانسی برای بقا دارند. نقاط داغ تنوع زیستی را می‌توان مهم ترین نقاط برای ایجاد ذخیره گاه های طبیعی به شمار آورد.
در طراحی ذخیره گاه های طبیعی حفاظت از زیستگاه های آینده بیشترین اولویت را دارند. در تعیین گستره گونه های آینده پرسش هایی زیادی باید پاسخ داده شوند: در آینده چه تغییراتی در آب و هوا ایجاد خواهند شد؟ گونه ها به کجا حرکت خواهند کرد؟ تغییر آب و هوا برای چه گونه هایی سودمند است؟ چه موانعی در مقابل تغییر گستره پراکندگی گونه ها وجود دارند؟ به هنگام طراحی ذخیره گاه ها باید به زیستگاه گونه ها در آینده فکر کرد. شاید لازم باشد دامنه پراکندگی فعلی را به دامنه پراکندگی گونه های آینده پیوند داد.
مسأله اساسی در تعیین گستره های پراکندگی گونه ها طرح این پرسش است که زمین چگونه در حال تغییر است و در آینده چه تغییراتی خواهد کرد. بر اساس آژانس حفاظت از محیط زیست ایالات متحده آمریکا دمای متوسط سطح زمین از سال 1900 تا کنون 2/1 –4/1 درجه فارنهایت بالاتر رفته است. یک درجه فارنهایت از این افزایش دما از اواسطه دهه 1970 به بعد رخ داده و در حال حاضر دمای سطح زمین حدود 32/0 درجه فارنهایت در هر دهه در حال گرم تر شدن است. طبق
پیش بینی ها گرمایش زمین در سال 2100 بین 4/1 تا 8/5 درجه سانتی گراد خواهد بود. همچنین پیش‌بینی می شود که تغییرات گسترده ای در جو زمین، میزان بالاآمدگی آب دریاها و میزان بارش ها به وجود خواهند آمد.
این تغییر آب و هوایی سریع در گستره پراکندگی گونه های جانوری اثر گذاشته و این اثرگذاری ادامه خواهد داشت. طبق مطالعه ای که در سال 2003 انجام شد تا کنون 434 گونه دامنه پراکندگی خود را تغییر داده اند. 80 درصد تغییر گستره رو به شمال زمین و به سمت قطب با جا به جایی متوسط 1/6 کیلومتر در هر ده بوده است. مطالعه تازه تری که در سال 2011 انجام شد نشان داد که میزان این جا به جایی دست کم دو برابر بیشتر از برآورد مطالعات پیش از این بوده است. با حرکت گونه ها به سوی قطبین گونه های گیاهی و جانوری زیستگاه های پیشین خود را ترک می کنند تا به نقاطی که آب و هوای سردتری دارند کوچ کنند. مثالی از این گونه های مهاجر شقایق نعمان دریایی است که در حال حاضر در خلیج مونتری رشد
می کند، ولی در گذشته در نواحی جنوبی تر پراکندگی داشت. گونه هایی از گلسنگ ها و
پروانه ها در اروپا هم بر اساس مدل های جا به جایی گونه ها که از قبل پیش بینی شده بود تغییر گستره پراکندگی داشته اند. این گونه ها به سمت قطب شمال و رو به شمال جا به جا شده اند. اگر گونه ها به شدت در خطر نابودی قرار داشته باشند یا به شدت مورد تهدید باشند گرمایش زمین در وضعیت زیستی آن دخالت بیشتری خواهد داشت. مرزهای شمالی زمین و ارتفاعات بالاتر تبدیل به میدان های نبرد آینده برای حفاظت گونه های مورد تهدید خواهند شد، چرا که به نقاط شمالی مهاجرت می کنند. مرزهای پراکندگی امروز شاید مرزهای زیستگاه های فردا را شامل نشوند. می توان
ذخیره‌گاه‌ها را طراحی کرد تا مهاجرت گونه ها به شمال را به عنوان گزینه ای برای آینده نگه داشت. بازکردن گذرگاه هایی که ذخیره گاه ها را به یکدیگر و در نهایت به قطب شمال و جنوب زمین امتداد دهد می تواند یک راه حل دیگر برای حفاظت از فون و فلور باشد.
*مرتضی جوهریی

دوشنبه 2 اسفند‌ماه سال 1395 ساعت 03:44 ب.ظ

گلابی وحشی (امرود) - آناهیتا هیشتا


امرود، گلابی وحشی یا گواوا ( guava) میوه ای گرد یا بیضی شکل است که قطر آن به طور تقریبی بین 5 تا 10 سانتی متر است. درون میوه تعداد زیادی (100 تا 500) دانه ریز گرد به رنگ هلو که خوراکی هستند قرار دارند.
این دانه ها خود گوشته ای را که نرم تر، شیرین تر و کم دانه تر از بخش بیرونی میوه است را احاطه می کنند. هنگامی که میوه هنوز نرسیده است پوست آن نازک، سبز و ترش است، ولی پس از رسیده شدن هاله ای از رنگ های زرد، سفید، صورتی یا سبز روشن به خود می گیرد.
امرود از خانواده Myrtaceae و نام علمی آن Psidium guajava است. امرودها انواع مختلفی دارند. مزه آن ها بسیار از هم متفاوت است و رنگ گوشته آن ها می تواند از سفید تا صورتی، زرد یا قرمز متغیر باشد که این بستگی به نوع آن ها دارد.
انواع امرود رایج در بازارهای ایالات متحده نوع معمولی، نوع لیمویی و نوع توت فرنگی هستند. انواع آبدار آن معمولاً گوشته ای به رنگ صورتی تیره و دانه هایی غیر خوراکی و سخت دارند.
طبق آن چه گفته می شود امرود نخست در منطقه ای که از جنوب مکزیک تا
بخش هایی از آمریکای مرکزی امتداد دارد رشد کرده است. امروزه این میوه در سراسر مناطق استوایی و نیمه استوایی کشت می شود و در بسیاری از نقاط دنیا از جمله مکزیک، هند و جنوب شرق آسیا میوه ای مهم به شمار می آید. در ایالات متحده امرود در هاوایی، فلوریدا و جنوب سواحل کالیفرنیا کشت می شود.
درخت همیشه سبز امرود تا ارتفاع 35 فوت با شاخه هایی گسترده رشد می کند. برگ ها کشیده و چرمی هستند و هنگامی که له می شوند رایحه از خود منتشر می‌کنند. میوه این درخت که در اصل از دسته
میوه‌های توتی است به طور کلی 90 تا 120 روز پس از گل دادن به بار می نشیند. اگر چه می تواند آب و هوای مناطق نیمه استوایی خارج از نقاط گفته شده را تحمل کند، درخت امرود آب و هوای گرم و عاری از سرما را ترجیح می دهد. امرودهایی که در آب و هوای سردتر رشد می کنند از لحاظ طعم در سطح پایین تری قرار می گیرند.
برای خرید امرود باید آن هایی را انتخاب کنیم که نرم تر، زردتر و عاری از له شدگی باشند. امرود در دمای اتاق رسیده می شود و می توان آن را در کیسه پلاستیکی دارای منفذ در یخچال نگهداری کرد. امرودهای رسیده ولی سبزرنگ را می توان تا چند هفته در یخچال نگهداری کرد و اگر در خارج از یخچال گذاشته شوند به مدت یک تا پنج روز می‌رسند. با قرار دادن میوه در کیسه ای کاغذی می‌توانیم رسیده شدن آن را تسریع کنیم. امرود رسیده‌ای که تغییر رنگ داده است را باید در عرض چند روز به مصرف رساند، چون به سرعت نرم و فاسد می شود. امرودی که تازه رسیده است از امرودی که از زمان رسیده شدن آن گذشته است تردتر است. برای نگهداری طولانی مدت‌تر می‌توان آن ها را منجمد کرد. گوشته امرود را می توانیم با یک قاشق بخوریم یا این که می‌توانیم پوست آن را بکنیم و آن را برش دهیم و مصرف کنیم. از امرود پوره شده به عنوان مایع طعم دهنده غذا یا به عنوان سس دسر استفاده می شود، علاوه بر این که می‌توان از آن بستنی یخی یا میلک شِیک تهیه کرد.
کارخانه‌ها از امرود آب میوه تولید می کنند.
امرود منبع خوبی از ویتامین A و غنی از ویتامین C است، اگر چه بیشتر ویتامین C در پوست آن ذخیره شده است. همچنین سرشار از فیبر و حاوی لیکوپین، نوعی کاروتنوئید با خواص آنتی اکسیدانی، است.

یکشنبه 1 اسفند‌ماه سال 1395 ساعت 06:09 ب.ظ

گفتگو با کامران آزما



کمردرد و آرتروز شایع ترین اختلال اسکلتی و عضلانی
دبیر علمی بیستمین کنگره طب فیزیکی، توانبخشی و الکترودیاگنوز ایران گفت: کمردرد و آرتروز شایع‌ترین اختلال اسکلتی و عضلانی است.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری صدا و سیما به نقل از روابط عمومی این کنگره، کامران آزما افزود: این کنگره با هدف ارائه آخرین دستاوردها، تجارب و تحقیقات صورت گرفته در حوزه طب فیزیکی و توانبخشی 11 تا 13 اسفند در مرکز همایش های رازی تهران با حضور اساتید برجسته داخلی و خارجی برگزار خواهد شد.

وی با اشاره به اینکه این کنگره با مشارکت گروه‌های آموزشی طب فیزیکی سراسر کشور همچنین انجمن های علمی مرتبط برگزارمی شود گفت: توجه بیش از بیش به این حلقه از زنجیره سلامت از سوی سیاست گذاران این حوزه و متخصصین این رشته بستگی زیادی به باور آنها در تأثیرات طب توانبخشی به نحو مطلوب بر روند سلامتی آحاد مردم دارد.

دبیرعلمی بیستمین کنگره طب فیزیکی و توانبخشی و الکترودیاگنوزایران ادامه داد: نتیجه گیری مطلوب و رمز موفقیت در ارائه خدمات به شیوه کارآمد و مقرون به صرفه زمانی میسر است که هم از درمان های مبتنی بر شواهد بهره کافی برده شود و هم این خدمات متمرکز بر نیازها و اهداف درمانی باشد.

آزما گفت: استفاده کمتر از روش‌های درمانی منفعل به منظور مشارکت فعال بیمار در روند درمان و توانبخشی خویش، همچنین به کار بردن طیف گسترده ای از روش های بررسی و ارزیابی در جهت شناسایی منبع و عامل مشکلات و ناتوانایی بیمار ما را قادر به بازگرداندن عملکرد طبیعی فرد و دستیابی به بالاترین سطح از رفاه و استقلال می کند.

وی افزود: برای رسیدن به چنین هدفی باید متخصصان طب توانبخشی با «با هم کارکردن» به عنوان یک تیم چند رشته ای را به طریق نو آورانه دنبال کنند و در این راستا بر آموزش مداوم و حرفهای متخصصین و همه دست اندرکاران تیم توانبخشی، انتقال تجربه و ارائه آخرین دستاودها گام بردارند.

وی با اشاره به اینکه همه انواع بیماری ها از مشکلات اسکلتی عضلانی و عصبی گرفته تا قلبی ریوی به صورت موقت و یا دائم عملکرد و توانایی یک فرد را کاهش می دهد و حتی بر میزان استقلال و نقش فرد در اجتماع تاثیر گذار است گفت: درک این موضوع سبب شده به نقش و اهمیت طب توانبخشی که در بازگرداندن و یا جبران اختلال عملکردی فرد تأثیرگذار است پی ببریم.

آزما ادامه داد: یکی از حیطه های اصلی طب فیزیکی و توانبخشی، بیماری ها و مشکلاتی هست که سیستم اسکلتی و عضلانی را در گیر می کند که تروماها، کمردرد و آرتروز در صدر این مشکلات قرار دارد و به دلیل احتمال ایجاد دردهای مزمن و ناتوانی هزینه های درمانی آن به مراتب از هزینه های سایر مشکلات شایع بیشتر است.

دبیرعلمی بیستمین کنگره طب فیزیکی، توانبخشی و الکترودیاگنوزایران گفت: طب فیزیکی و توانبخشی با روش های درمانی متعدد و عمدتا غیر دارویی و غیر تهاجمی و یا کمتر تهاجمی، همراه با اقداماتی که میزان مزمن شدن درد و ناتوانی فرد را کاهش می دهد و در مجموع بار مالی و اجتماعی این بیماری ها را کم می کند.

بیستمین کنگره طب فیزیکی، توانبخشی و الکترودیاگنوز ایران 11 تا 13 اسفند در مرکز همایش های رازی با شعار" طب توانبخشی حلقه مکمل زنجیره سلامت و روش های مختلف درمان، پیشگیری از بیماری های توانبخشی" برگزار می شود.

1 2 3 4 5 ... 59 >>